*لیا موهای روناک رو جمع کرد. روناک اومد کنارم و گفت: خاله جون خوشگل شدم موهام رو شیمیون (شینیون) کردم.
گفتم: خیلی خوشگل شدی کی موهات رو شیمیون کرده؟!
گفت: نوشین جون! (آرایشگر مامانش)
*روناک گفت من بلد بشمارم ببین: بعد شروع به شمردن کرد و همزمان انگشتهای دستش رو هم باز میکرد به هفت که رسید انگشت شست دست راست همراه با انگشت میانی دست چپ رو باز کرد و گفت هفت!
*روناک حرف " ر" رو " ل" تلفظ میکنه همین باعث شده بعضی کلمات رو بامزه میگه و همه سربسرش میذارن. یه روز عصبانی و اخم کرده بود برادرزادهام با تعجب به اون نگاه میکرد. روناک هم با عصبانیت گفت: چیه؟ مگه تو عُملت ( عُمرت ) آدم ندیدی؟!
بهداد هم از فرصت استفاده کرد و به روناک گفت: مگه تو اُملت آدم هست؟!
روناک گفت: من نگفتم اُملت , گفتم عُملت. عُمل عُمل!
2008/08/27