روناك

خانه         > يادداشت‌های روزانه <         بجنورد         اشعار ترکی         آشپزخانه         فوتوبلاگ

یکشنبه، ۱۰ آبانماه ۱۳۸۸

 

ضرب‌المثل روناك

 

وقتی روناک بداخلاقه


* کیک درست کرده بودم ،روناک خورد. گفتم :خوشمزه است؟
گفت: از قدیم گفتن کیک خاله از همه کیک‌ها خوشمزه‌تره

* بهداد سربسر روناک می‌ذاشت, روناک هم با عصبانیت گفت : بیشور(بیشعور).
گفتم: خاله, این حرف‌های بد چیه میگی؟ حیف اون دهن خوشگلت نیست که از این حرف‌های زشت از اون بیرون بیاد؟
چند دقیقه بعد
مشغول کار بودم و بهداد اذیتم می‌کرد من با عصبانیت داد زدم: "دیوونه ".
بهداد با خنده گفت: حیف اون دهن ... روناک هم با تعجب به من نگاه می‌کرد .

* آیشین همیشه خاله‌بازی دوست داره و روناک بازی‌های پرتحرک و پسرونه وقتی هم‌بازی خاله‌بازی‌های آیشین میشه , کارها و حرفاش با اون قلدری خاص خودش خنده‌داره.
آیشین پیش‌بند من رو بسته بود و مثل همیشه نقش خانم خونه رو بازی می‌کرد و با صدای ظریف مثل مامان‌ها به روناک گفت: این لباس رو تازه خریدم ولی شوهرم خوشش نمی‌آد باید ببرم عوض کنم. روناک در حالی که دست‌هاش رو کمرش زده بود با صدای بلند و زنگ‌دارش و با لحن عصبانی و طلب‌کارانه گفت: آخه چرا خوشش نمی‌آد این‌که خیلی قشنگه, گل هم داره؟

* روناک پالتوی جدید خریده بود هر کسی به اون می‌گفت چقدر پالتوت قشنگه فوری می‌گفت: مامان پالتوم رو از گاندی خریدی یا میلاد نور؟


* من و روناک رفتیم کتاب‌خونه. وقتی کتاب برمی‌داشتم او‌ هم کتاب خواست چون کتابی برای سن او نبود کتاب شازده کوچولو رو براش گرفتم
هر شب موقع خواب کمی براش می‌خوندم با دقت به عکس‌های اون نگاه می‌کرد و چند بار با خودش اسم ماربوآ رو تکرار کرد که یادش بمونه. بهداد می‌خندید و می‌گفت از این کتاب سنگین‌تر و فیلسوفانه‌تر نبود براش بگیری؟
وقتی می‌خواست بره گفت: خاله جون آخر هم کتاب شازده کوچولو رو برام نخوندی تموم بشه.

* به روناک گفتم سمنان خوش گذشت؟ گفت نه. گفتم چرا؟ گفت آخه خیلی کم موندیم سی روز کرج بودیم همش دو روز سمنان

* روناک به سختی راضی شد از سمنان دل بکنه و بره . موقع خداحافظی به من چسبیده بود و می‌گفت شما هم بیاین. گفتم شما برو من عید میام. گفت چقدر مونده تا عید؟ گفتم دوماه. گفت دوماه از بیست روز بیشتره؟

روناک شکل مامانش رو در حال چشمک زدن کشیده

2009-01-19


 
 

 

 

Links

بانک اطلاعاتی بجنوردی‌ها

Recent

گلدون مهم‌تره یا ...؟!
روناک و دختردایی‌هایش
روناک در باغ وحش
روناک و بستنی نعمت
امان از دست زبون روناک!
روناک خوش اشتهای ما
روناک در نیشابور
گرسنگی روناک
روناک با کلاس
روناک وارث شیندخت

Archives

September 2011
August 2011
July 2011
June 2011
May 2011
April 2011
March 2011
February 2011
January 2011
December 2010
November 2010
October 2010
September 2010
August 2010
July 2010
June 2010
May 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009

Logo


 

 

هرگونه برداشت از مطالب يا تصاوير اين وب‌لاگ بدون ذکر نام و آدرس ماخذ ممنوع است.
 
شراره انصاری
 

 

کليه‌ی حقوق اين سايت متعلق به شيندخت‌دات‌کام می‌باشد
 [ای‌ميل به سايت]  [ارسال اين صفحه به دوستان ]  []