روناك

خانه         > يادداشت‌های روزانه <         بجنورد         اشعار ترکی         آشپزخانه         فوتوبلاگ

January 25, 2010 11:36 PM

 

روناک مثل جودی ابوت

 

روناک در بش‌قارداش تنهایی بازی می‌کرد. بعد پیش لیا رفت و گفت: مامان, هرکسی رد می‌شد من رو نگاه می‌کرد و می‌دیدن که تنهام حتمن با خودشون می‌‌گفتن" آخی چه دختر ناز یتیمی"!
لیا با خنده گفت: آره حتمن فکر کردن یتیم هستی با این لباس‌های مرتب و قشنگ
روناک گفت: مگه این‌جوریه؟! کسی که یتیم باشه لباس قشنگ نداره؟ پس چرا جودی ابوت هم یتیمه و هم لباس‌های قشنگ می‌پوشه؟!


January 19, 2010 03:14 PM

 

روناک و سریال "ویکتوریا"

 

لیا و خاله‌ام در مورد "انریکو" شوهر" ویکتوریا" صحبت می‌کردن که چطور به‌خاطر عشق و حال, زن و بچه‌اش رو ول کرد و حالا که مریض و نیازمند کمک و محبته , پشیمون شده و برگشته ...
روناک رو به خاله: همه مردها همین‌طورن!

پسرخاله‌ام می‌گه: آخه این سریال آشغال چیه که شماها نگاه می‌کنید؟
روناک رو به پسرخاله: همه مردها از این سریال بدشون می‌آد


پ.ن1: لیا خیلی سعی کرد روناک, "سریال ویکتوریا" رو نگاه نکنه و به او می‌گفت فیلم خوبی نیست و به‌درد شما نمی‌خوره. روناک می‌گفت اگه بده چرا خودت نگاه می‌کنی؟

پ.ن2: فکر می‌کنم لازم به توضیح نباشه که بنویسم سریال " ویکتوریا" از کانال "فارسی وان" پخش می‌شه چون در داخل ایران این کانال و سریال‌های اون فعلن رو بورسه.


January 9, 2010 11:39 PM

 

انسان‌های اولیه

 


پدرم فیلمی درباره انسان‌های اولیه نگاه می‌کرد. روناک از او پرسید: اینا کی هستن؟
پدرم گفت: انسان‌های ماقبل تاریخ
روناک : یعنی چی؟
پدرم : انسان‌های اولیه هستن
روناک : آها, اینا انسان‌های اول هستن؟ پس من و شما هم دومی هستیم.


 
 

 

 

Links

بانک اطلاعاتی بجنوردی‌ها

Recent

روناک مثل جودی ابوت
روناک و سریال "ویکتوریا"
انسان‌های اولیه

Archives

February 2010
January 2010
December 2009
November 2009

Logo


 

 

هرگونه برداشت از مطالب يا تصاوير اين وب‌لاگ بدون ذکر نام و آدرس ماخذ ممنوع است.
 
شراره انصاری
 

 

کليه‌ی حقوق اين سايت متعلق به شيندخت‌دات‌کام می‌باشد
 [ای‌ميل به سايت]  [ارسال اين صفحه به دوستان ]  []