روناک عاشق عروسکه، بهخصوص باربی. توی فروشگاهها همیشه اصرار میکنه لیا براش باربی بخره.
روناک و لیا در یک فروشگاه :
روناک: مامان این باربی خیلی قشنگه، قیمتش چنده؟
لیا: ده هزار تومن
روناک: ده هزارتومن خیلی گرونه؟
لیا: آره خیلی ؛ من اینقدر پول ندارم
روناک با حسرت به باربی نگاه میکنه و میگه: چرا ما اینقدر فقیریم؟!
بازی کردن روناک با عروسکهاش هم جالبه و اصلن دخترونه نیست بیشتر به کالبد شکافی میمونه تا عروسکبازی.
به روناک گفتم :چند تا باربی داری؟
گفت : سالم؟ فقط شش تا ولی خیلی باربی دارم که دست یا پاشون کنده شدن!
پ.ن: لیا میگه فعلن روناک فقط قیمتها و ارزش پول رو نمیدونه که اونهم بره مدرسه، یاد میگیره و من حریفش نمیشم. روناک ساعت رو از برنامه تلویزیون و پخش سریالها یاد گرفته و میدونه وقت خوابش شده یا نه؟