در رستوران دیدنیهای کیش خواننده میخوند و از تماشاچیها میخواست تشویق کنن و برای تشویق میگفت: الان برای تهرونیها میخونم و تهرونیهای حاضر در رستوران دست بزنن و به ترتیب میگفت: حالا تبریزیها و شیرازیها و ...
روناک رو به لیا کرد و گفت: پس ما رو (بجنوردیها) کی میگن؟ ما کی باید دست بزنیم؟
لیا : هروقت گفت تهرونیها تو دست بزن
روناک: نه؛ ما که تهرونی نیستیم. چرا ما رو نمیگن؟