روناک مریض بود و دو روز حالت تهوع داشت و غذا نمیخورد. بیحال و تبدار روی مبل خوابیده بود.
آرش : چقدر بچه لاغر شده.
روناک در حالیکه در تب میسوخت با بیحالی چشاش رو باز کرد و گفت: مـــــــــــــــرسی.
پ.ن: تب لاغری دامنگیر بچهها هم شده و لاغر شدن رو تحسین میدونن!