لیا اینا ماشینشون رو فروخته بودن. مدتی ماشین بابا دست اونا بود.
روناک کنار بابا نشسته بود و با داشبورد ور میرفت.
بابا: دست نزن خراب میشه
روناک: میخوای بگی ماشین شماست؟
بابا: نه؛ میگم خراب میشه
روناک: ماشین آیشین اینا هم میشینین اینقدر به آیشین گیر میدین؟
بابا: اصلن ببخشین!
******
لیا اینا ماشین خریدن و روناک بعداز دیدن ماشین جدیدشون گفت: خب حالا 141 رو بدیم برای باباییجون!