روناك

خانه         > يادداشت‌های روزانه <         بجنورد         اشعار ترکی         آشپزخانه         فوتوبلاگ

February 23, 2012 12:50 AM

 

كمبود امكانات روناك

 

چند روز پیش مامان از خاطرات بچگیش واسه روناک تعریف می کرد که:
وقتی من بچه بودم زمستونا کلی برف می‌بارید و چون ماشین نبود ما مجبور بودیم پیاده بریم مدرسه..
یه مامان بزرگ داشتم که خونه‌ش رو با یه اجاق هیزمی و کرسی گرم می‌کرد, وقتی مامانم می‌گفت برید خونه‌ي مادربزرگ, بااینکه در خونه‌ي اون هیچ امکاناتی برای بچه‌ها نبود و اونجا تنها بودیم ولــــــــی بازهم کلی ذوق می‌کردیم که بریم پیش مامان بزرگمون تا تنها نمونه.
. . . . . .

روناک با دقت به حرف‌های مامان گوش کرد وبعد گفت چه جالـــــــــــــــب....
بعدها منم برای نسل آینده یعنی برای بچه‌ها و نوه‌هام از خاطراتم که خیلی قدیمیه تعريف مي‌كنم و مي‌گم:

وقتی من بچه بودم هیچ امکاناتی نداشتم, فقــــــــط یک ماشین داشتیم که وقتی برف می‌بارید خیابونا لغزنده می‌شد و خطرناک بود با ماشین این ور واون ور بریم. خونه‌هامون رو فقــــــــط با بخاری و شوفاژ گرم می‌کردیم.
یه مامان بزرگ پیری داشتم که خونه شون هیچ امکاناتی نداشت. فقــــــــط یه ماهواره و یه دی وی دی داشتند که مجبور بودم صبح تا شب سی دی‌های کارتون نگاه کنم...


 
 

 

 

Links

بانک اطلاعاتی بجنوردی‌ها

Recent

كمبود امكانات روناك

Archives

October 2014
July 2014
March 2014
February 2014
November 2013
September 2013
June 2013
May 2013
April 2013
March 2013
February 2013
January 2013
December 2012
November 2012
October 2012
September 2012
August 2012
June 2012
May 2012
April 2012
March 2012
February 2012
January 2012
December 2011
November 2011
October 2011
September 2011
August 2011
July 2011
June 2011
May 2011
April 2011
March 2011
February 2011
January 2011
December 2010
November 2010
October 2010
September 2010
August 2010
July 2010
June 2010
May 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009

Logo


 

 

هرگونه برداشت از مطالب يا تصاوير اين وب‌لاگ بدون ذکر نام و آدرس ماخذ ممنوع است.
 
شراره انصاری
 

 

کليه‌ی حقوق اين سايت متعلق به شيندخت‌دات‌کام می‌باشد
 [ای‌ميل به سايت]  [ارسال اين صفحه به دوستان ]  []