يادداشت‌های روزانه

خانه         > يادداشت‌های روزانه <         بجنورد         اشعار ترکی         آشپزخانه         فوتوبلاگ

July 3, 2008 05:13 PM

 

دن آرام- میخائیل شولوخوف (ترجمه احمد شاملو)

 


* تو دنیا هیچی مضحک‌تر از این نیست که وقت‌ات را بُکُشی بعد بدوی که جبران‌اش کنی!

* تو چاه تف نکن شاید خودت تشنه‌ات شد.


July 2, 2008 12:10 AM

 

پاره تن

 

بهداد امتحاناتش ظهر تموم شد و عصر از طرف دانشگاه برای بازدید علمی به زنجان رفت. خونه ساکت شده!
وقتی من ازدواج کردم و اومدم سمنان,هربار مامان زنگ می‌زد گریه می‌کرد و من ناراحت می‌شدم که چرا نمی‌خواد قبول کنه و خودش رو وابسته کرده!
بهبود که از پیش ما رفت بدجوری احساس تنهایی می‌کردم چون اون شخصیتش خیلی شبیه منه و هم صحبت خوبی برام بود ولی سعی کردم قبول کنم و تنها شدنم رو کمتر نشون بدم.
بهداد تو خونه پر سرو صدا و شلوغ کنه و همش دورو برم می‌پلکه و از درس و دانشگاه و ... حرف می‌زنه . عصر وقتی اون رفت واقعن احساس تنهایی کردم. آسمون هم با من هم‌دردی کرد و حسابی بارید و من زیر رگبار تند بارون وایسادم و اشک‌هام رو رها کردم خوبی بارون اینه که کسی اشک‌ها رو نمی‌بینه!
با خودم فکر می‌کردم: بچه‌ها پاره تن پدرو مادرها هستن و دل کندن ازشون سخته, پدرومادرها که پاره تن بچه‌هاشون نیستن!


June 27, 2008 12:56 AM

 

این قافله عمر عجب می‌گذرد.

 



June 25, 2008 10:44 PM

 

اس ام اس روز زن

 


قشنگ‌ترین اس ‌ا‌م‌ اسی که در روز زن گرفتم، این بود:

شادباش روز مادر.
با امید که مادرانی باشیم که زندگی‌مان را همراه با فرزندان تجربه کنیم نه برای آنها زندگی کنیم.

مرسی فرزین جان امیدوارم بهترین ها رو با فرزندانت تجربه کنی.

این اس ام اس هم جالب بود:


روز زن بر هر زن، خواهرزن، برادرزن، پدرزن، مادرزن، سوزن، آمپول‌زن، پنبه‌زن، بیل‌زن، جرزن، زیرآب‌زن و ... مبارک.


June 20, 2008 02:09 PM

 

برای طوبی عزیز

 

طوبی جان در ایمیلت نوشته بودی چرا برای مراسم ... بجنورد نرفتم و گفته بودی اگه ایران بودی در همه مراسم و مهمونی‌ها شرکت می‌کردی.من‌هم همیشه همین حس رو داشتم و هربار که مراسمی در بجنورد بود و مشغله زندگی و درس بچه‌ها باعث می‌شد غایب باشم دلم می‌گرفت ولی الان دیگه همچین حسی ندارم. برام عجیبه منی که این‌قدر عاشق بجنورد و دیدار فامیل بودم حالا قدم‌هام برای رفتن به بجنورد سنگین شده! بس که هربار رفتم حرف بود و حرف و از سفرهام به اونجا خاطرات قشنگی ندارم. بس که هربار که رفتم فاصله‌های عمیق و سردی‌ها رو دیدم و دلم گرفت و حالا فقط می‌خوام دل‌خوش خاطرات اون روزها باشم اونروزهایی که همه ما یکی بودیم همه ما رو به اسم دختران "غلامحسین‌زاده" می‌شناختن؛ نه من انصاری بودم و نه تو یزدانی و ... همه ما یکی بودیم ولی حالا چی مونده از اون همه دخترهای غلامحسین‌زاده، که وقتی با هم خیابون می‌رفتیم ، پیاده رو در دو صف در قرق ما بود!

مشاهده کل مطلب "برای طوبی عزیز"


June 13, 2008 09:57 AM

 

جاودانگی

 

جاودانه‌گي به‌ چه کار کسي مي‌آيد که نمي‌داند چگونه از نيم ساعت از عمرش به‌خوبي استفاده کند؟


June 10, 2008 01:50 PM

 

سروتونین را جدی بگیرید!

 

افسردگی رو چقدر می‌شناسیم و چقدر اونو جدی می‌گیریم؟
خیلی از ما وقتی خسته و بی‌حوصله هستیم از واژه افسردگی استفاده می‌کنیم و می‌گیم: " احساس می‌کنم افسرده شدم!"
ولی آیا واقعن افسرده هستیم یا تلقینه و فقط خسته هستیم؟! بسیاری از ما هم نمی‌خواهیم افسردگی رو جدی بگیریم و اونو لوس بازی می‌دونیم و می‌گیم افسردگی هم این روزا مد شده و یا تلقین می‌کنیم! حتا اگه نشانه‌های افسردگی رو در خودمون هم ببینیم باور نمی‌کنیم و سعی می‌کنیم مبارزه کنیم ولی آیا این راه درسته؟!
در مورد افسردگی دوران یائسگی در خانم‌ها هیچ‌وقت شنیدین؟! شاید به افسردگی دوران بلوغ و پس از زایمان بیشتر توجه کنیم تا افسردگی یائسگی. باوجودی که اگر خانم‌ها در این مورد بیشتر بدونن و حتا آقایون برای کمک به همسران‌شون در این دوران، شاید افسردگی این دوران خیلی سریع بگذره .
در مورد "سروتونین" چقدر می‌دونین و از اهمیت اون در بدن آگاه هستین؟!
همه ما در مورد نقش انسولین در بدن آگاهیم و به اون اهمیت می‌دیم و اگر مشکلی پیش بیاد حتمن تحت نظر پزشک قرار می‌گیریم ولی هیچوقت "سروتونین" رو جدی نمی‌گیریم با وجودی که اهمیت اون در بدن کمتر از انسولین نیست . انسولین برای درمان جسم‌مون مهمه و سروتونین برای درمان روح‌مون.

مطلب " انسان ...کمي هم جسد است" رو حتمن بخونید خیلی خوب در مورد افسردگی و نقش سروتونین توضیح داده.

پ.ن1: من خودم در مورد افسردگی دوران یائسگی چیز زیادی نمی‌دونم و خیلی دوست دارم در این مورد مطالعه کنم و اگه چیزی گیر بیارم حتمن اینجا بیشتر می‌نویسم.

پ.ن 2: در مورد سروتونین و افسردگی دوران یائسگی اگه چیزی می‌د‌ونین لطفن راهنمایی کنین من کامنت رو برای این مطلب باز می‌ذارم تا اگه دوستی در این مورد می‌دونست برام بنویسه . ممنون می‌شم


June 6, 2008 12:19 AM

 

نادر ابراهیمی

 

مشکل ما اين نيست که برای شيرين کردن زندگی, معجزه نمی‌کنيم؛ مشکل ما اين است که هم‌انقدر که ويران می‌کنيم, نمی‌سازيم؛ هم‌انقدر که کهنه می‌کنيم, تازگی نمی‌بخشيم؛ هم‌انقدر که آلوده می‌کنيم, پاک نمی‌کنيم؛ هم‌انقدر که تعهدات و پيمان‌های نخستين خود را فراموش می‌کنيم, آن‌ها را به ياد نمی‌آوريم؛ هم‌انقدر که از رونق می‌اندازيم, رونق نمی‌بخشيم. مشکل اين است که از همه‌ی روياهای خوش آغاز دور می‌شويم و اين دور شدن به معنای قبول سلطه‌ی بی‌رحمانه‌ی زمان است. بر سر قول و قرارهای نخستين نماندن, باور پير شدگی روح است و خواجه‌گی عاطفه.

يک عاشقانه‌ی آرام/ نادر ابراهيمی



نادر ابراهیمی درگذشت.

مات و مبهوت به تیتر خبر نگاه می‌کنم. باورم نمی‌شه نویسنده "آتش بدون دود " که اون‌قدر دوستش داشتم و "یک عاشقانه‌ی آرام" که جمله‌ جمله‌های این کتاب رو بارها خوندم و تو ذهنم حک کردم، درگذشت. بجز افسوس چیزی هم می‌شه گفت؟
روحش شاد . یادش همیشه گرامی


June 4, 2008 12:25 AM

 

تولدی دیگر / هاله

May 31, 2008 06:05 PM

 

خواب عجیب!

 

من معمولن خواب زیاد می‌بینم شاید علتش اینه زیاد می‌خوابم. ولی مدتیه خواب‌های عجیبی می‌بینم. دیشب خواب دیدم ضمن خرید از یک فروشگاه به من خبر دادن در قرعه کشی فروشگاه جایزه‌ای برنده شدم . خیلی تعجب کردم چون تو عمرم هیچ‌وقت تو قرعه کشی برنده نشدم ؛ بخاطر خوش‌شانسی زیاد! فقط یک‌بار در مکه در قرعه کشی کاروان‌مون یک سجاده جایزه گرفتم که اونم جزو معجزات بود.
وقتی رفتم جایزه رو تحویل بگیرم از نوع جایزه داشتم شاخ درمی‌آوردم بعد از عمری جایزه‌ای نصیبم شده بود اونم توی خواب، می‌دونین جایزه چی بود؟!
" لبخندی از فروشنده، اون‌هم فروشنده خانم!!"
این عین خوابی بود که دیدم. البته من این خواب و این لبخند رو به فال نیک می‌گیرم در این ایام که همه لبخندها خشکیده و قیافه‌ها همه خسته و افسرده‌ست!
خیر باشه!


 
 

 

 

Links

بانک اطلاعاتی بجنوردی‌ها

ليست وبلاگهای به روز شده

Recent

دن آرام- میخائیل شولوخوف (ترجمه احمد شاملو)
پاره تن
این قافله عمر عجب می‌گذرد.
اس ام اس روز زن
برای طوبی عزیز
جاودانگی
سروتونین را جدی بگیرید!
نادر ابراهیمی
تولدی دیگر / هاله
خواب عجیب!

Archives

July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006

Logo


 

 

هرگونه برداشت از مطالب يا تصاوير اين وب‌لاگ بدون ذکر نام و آدرس ماخذ ممنوع است.
 
شراره انصاری
 

 

کليه‌ی حقوق اين سايت متعلق به شيندخت‌دات‌کام می‌باشد
 [ای‌ميل به سايت]  [ارسال اين صفحه به دوستان ]  []