يادداشت‌های روزانه

خانه         > يادداشت‌های روزانه <         بجنورد         اشعار ترکی         آشپزخانه         فوتوبلاگ

November 29, 2006 02:32 AM

 

سانسور یا سکوت؟!

 

وقتی دختر بچه کوچکی بودم, اصول تربیتی سختی رو باید می گذروندم. مادرم در تربیت بچه هاش بسیار دقیق و حساس بود, بخصوص من که بچه اول بودم و دختر!
همیشه می گفت: یک دختر خوب بلند نمی خنده- بلند صحبت نمی کنه- پاشو جلوی بزرگترها دراز نمی کنه و .... از همه اینا مهم تر یک دختر خوب هر حرفی رو هرجا نمی زنه! باید با سن کمم تشخیص می دادم چه حرفی مناسب چه جاییه و چه حرفی خوبه یا بد؟!

برای همین همیشه نگران بودم و حرفی که می زدم به مامان نگاه می کردم ببینم اخماش تو هم نرفته...! بهترین راه برای اینکه سردرگم نشم این بود که سکوت کنم و از همون سن پایین خودسانسوری رو یاد گرفتم!
در سنین نوجوانی کنجکاوی ها و شیطنت هام بیشتر بود و خیلی چیزا دوست داشتم بدونم و حرف بزنم و ابراز عقیده کنم ولی با سقلمه های مامان و چشم غره هاش متوجه می شدم که هنوز هم باید حرف هام رو سانسور کنم
در سنین جوانی کم کم یاد گرفتم باید مواظب حرف زدن هام باشم و نمی تونم حرف دلم رو هر جایی بزنم! و سانسور همچنان ادامه داشت
بعد ها برای اینکه خانواده و دوستانم نرنجند مواظب حرف زدنم بودم!
بعد یاد گرفتم برای اینکه برچسب سیاسی بودن بر پیشانیم نخوره حرف سیاسی نزنم و از سیاست دوری کنم.
همینطور ترس از بی پروایی و بی حیایی خیلی حرف ها و سوال ها توی دلم موند.
و الان می بینم با وجودی که کلی حرف برای گفتن دارم ولی همه حرف ها طبق اصولی که در این چند ساله یاد گرفتم باید سانسور شوند؛ پس بهتره سکوت کنم !


November 26, 2006 02:21 AM

 

زندگی خیلی کوتاهه!

 

زندگی می تونه خیلی زیبا باشه وقتی آفتاب کم جون پاییزی از پنجره اتاق می تابه و خوشحال از اینکه روزی دیگه رو با آفتاب زیبا شروع می کنی. پرانرژی و سرحال و با انگیزه به کارها می رسی ولی... یک لحظه .... یک خبر... می تونه غم دنیا رو روی دلت بریزه و بغضی تو گلوت و به پوچی زندگی فکر کنی!

صبح لیا زنگ زد , ضمن صحبت ها و در جواب پشت سرهم پرسیدن های من که: دیگه چه خبر اون طرف ها؟ چه خبرا در بجنورد و ... اون گفت: فکر می کنی باید خبری باشه؟
بعد با ناراحتی گفت هفته پیش اتفاقی افتاد که

نمی خواستم بهت بگم ولی حالا که اصرار داری میگم: « افسانه نورالله زاده» فوت کرده!
شوکه شدم و خشکم زد, نمی تونستم حرف بزنم- چند لحظه گیج بودم - باورم نمی شد,آخه چرا؟افسانه؟!
افسانه از بهترین دوستان خانوادگی ما بود. از بچگی اونو می شناختم. دختر بسیار خوشگل و شاد و سرحالی بود. هروقت خونه مادربزرگم می اومد با قهقهه های بلندش خونه رو پر از شادی می کرد.
خیلی جوون بود که همسرش فوت کرد. (زیر سی سال بود) او خیلی خوشگل بود و جوون ولی هیچ وقت ازدواج نکرد. دوتا دختراش رو بزرگ کرد و هردو ازدواج کردن. خودش هم مثل همیشه شاد و خنده رو. من افسانه رو هیچ وقت بدون لبخند و اخم کرده ندیدم. نگاه گرمش در چشمان قشنگ و آبی اون واقعن دوست داشتنی بود. و حالا....
از لیا پرسیدم آخه چرا؟ چطوری؟
گفت : به مفتی . تازه چند ماهی بود پراید خریده بود. هفته قبل با دخترش میرن بش قارداش که دوری بزنن, ماشین شون چپ میشه و اون می میره. به همین راحتی!

افسانه سرشار از زندگی بود. با کوچکترین چیز شاد بود و از زندگیش لذت می برد. او فقط 49 سال داشت.


November 23, 2006 01:56 AM

 

 

سکوت ، گاه هزاران معنی دارد که از گفتن بر نمی آید.

«منتسکیو»






لذتی ناب
چقدر از آمیزش جنسی لذت میبرید؟ از کی یاد گرفتید لذت ببرید؟ اولین پارتنرتون که بهتون اجازه داد به خودتون هم فکر بکنید کی بود؟ میدونید زنهایی هستند که بچه دارن اما هنوز معنی لذت جنسی رو نمیدونن چی هست؟ رو راست باشید با خودتون. چقدر لذت میبرید؟

***
این مطلب رو حتمن بخونید: جرات پرسشگری

***
آموزش جنسى، والدين، مدرسه

لینک از وبلاگ زن نوشت

***

این کلیپ جالب به مناسبت «روز شکرگزاری» رو سال قبل گذاشته بودم چون آهنگ اون من رو به دوران جوونی میبره خیلی ازش خوشم میاد. تقدیم به شما دوستان.

این کلیپ هم مربوط به روز شکرگزاریه ولی به قشنگی کلیپ بالایی نیست:)


November 21, 2006 01:49 AM

 

ته چین

 

دو سال قبل طرز تهیه ته چین مرغ رو در شیندخت گذاشتم که متاسفانه بخاطر پاک شدن قسمت هایی از آرشیوم این پست هم پاک شده. در اونجا طرز درست کردن ته دیگ ِته چین رو گفته بودم که ماست و تخم مرغ و زعفران رو هم می زنیم و در ته قابلمه می ریزم .
دوست عزیزی اینکار رو در پلوپز انجام داده بود و معتقد بود خوشمزه شده!

حُسن آقای عزیز طرز تهیه ته چین رو کامل توضیح داده اند. البته من موقع درست کردن ته چین فقط برای ته دیگ از ماست و تخم مرغ و زعفران استفاده می کنم.
عکس «زرشک پلو» ناهار امروز رو برای شما میذارم . با دستور ته چین حُسن آقا در وبلاگ چنچنه:)

به ته دیگ های دور دیس توجه کنید . واقعن خوشمزه اس:)

پ.ن: در مجالس مهمونی بجنوردی ها , ته دیگ ها رو با این روش درست می کنند. (یعنی ماست و تخم مرغ و زعفران) امتحان کنید خیلی خوشمزه میشه.


November 20, 2006 02:28 PM

 

دروغ خوشایند!

 

چرا گاهی وقت ها دوست داریم دروغ بشنویم؟!
بعضی دروغ ها برامون خوشاینده و به واقعیت تلخ ترجیح میدیم!


کاریکلماتور آپدیت شد

×××

دوهفته قبل وقتی کانتر وبلاگم رو دیدم تعجب کردم , چون روزی بیست- سی نفر از سرچ « خواهر بهروز» وارد شیندخت می شدند. (من مطلبی راجع به فوت خواهرِِ همسرم, بهروز نوشته بودم) برام معمایی شده بود که چرا هر روز این تعداد دنبال خواهر بهروز هستن؟!!
جریان هنرپیشه ای که فیلمش رو تکثیر کرده بودن رو شنیده بودم ولی نه برام مهم بود اسم اون هنرپیشه رو بدونم و نه راجع به اون بخونم. تا اینکه بطور اتفاقی در یکی از وبلاگ ها خوندم که اونجا هم از سرچ دنبال خواهر بهروز سریال نرگس هستند و ... ادامه ماجرا. تازه دوزاریم افتاد این همه سرچ واسه چیه؟!!
شکر خدا انگار تب کنجکاوی کسانی که سرچ می کردن فروکش کرده! دوروزه که دیگه کسی با سرچ «خواهر بهرو» وارد شیندخت نمیشه!

امروز وقتی این مطلب رو خوندم برام جالب بود. واقعن, چرا مردم دوست دارند فیلم زهره شوکت را ببینند؟!

×××

و نفرین ابدی مادران سینه به سینه ادامه خواهد داشت
تا ابدیت...
- امیدوارم یک دختر عین خودت نصیبت بشه!!


 
 

 

 

Links

بانک اطلاعاتی بجنوردی‌ها

Recent

سانسور یا سکوت؟!
زندگی خیلی کوتاهه!

ته چین
دروغ خوشایند!

Archives

March 2016
February 2016
December 2015
November 2015
October 2015
August 2015
July 2015
June 2015
May 2015
April 2015
March 2015
February 2015
January 2015
November 2014
October 2014
September 2014
August 2014
July 2014
June 2014
May 2014
April 2014
March 2014
February 2014
January 2014
November 2013
October 2013
September 2013
August 2013
July 2013
June 2013
May 2013
April 2013
March 2013
February 2013
January 2013
December 2012
November 2012
October 2012
September 2012
August 2012
July 2012
June 2012
May 2012
April 2012
March 2012
February 2012
January 2012
December 2011
November 2011
October 2011
September 2011
August 2011
July 2011
June 2011
May 2011
April 2011
March 2011
February 2011
January 2011
December 2010
November 2010
October 2010
September 2010
August 2010
July 2010
June 2010
May 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006

Logo


 

 

هرگونه برداشت از مطالب يا تصاوير اين وب‌لاگ بدون ذکر نام و آدرس ماخذ ممنوع است.
 
شراره انصاری
 

 

کليه‌ی حقوق اين سايت متعلق به شيندخت‌دات‌کام می‌باشد
 [ای‌ميل به سايت]  [ارسال اين صفحه به دوستان ]  []