يادداشت‌های روزانه

خانه         > يادداشت‌های روزانه <         بجنورد         اشعار ترکی         آشپزخانه         فوتوبلاگ

 

مجبورم روسری سر کنم!!

 

توی آشپزخونه بودم که آیشین اومد پیشم و در رو بست. بهروز در آشپزخونه رو باز کرد بیاد تو , آیشین گفت: نیایید, آشپزخونه جای خانم هاست!

آیشین با خودش بازی می کرد و شال مامانش رو سرش کرده و محکم گره زده بود. گفتم: بازش کن , اتاق گرمه- خفه نشدی؟!
آیشین در حالیکه قیافه حق به جانبی گرفته بود گفت: عمه جون باید سرم کنم عادت کنم آخه چند روز دیگه بزرگ شدم مجبورم روسری سر کنم!!

هروقت کسی کلمه حالا رو بکار می بره آیشین فوری می خونه:
حالا- حالا حالا حالا
حالا دستا به بالا
با این ساز و کمونچه
بخونید همین حالا

آیشین کوچولوی ما با این آهنگ حال می کنه,گوش کنید قشنگه.


پ.ن۱: اگه رای نداده بودم دچار عذاب وجدان بودم و الان از دست خودم عصبانی. وقتی می دونیم نتیجه چیه خنده داره که خودمون رو مضحکه کنیم!این پست رو هم برای تغییر ذائقه گذاشتم!

پ.ن۲:دوست بهبود انتخاب نشد. یکی از کاندیداهایی که دوره قبل هم بود, انتخاب شد . این آقا در مدت نمایندگی شورا تونست مدرک لیسانس بگیره- احتمالن در دوره جدید مدرک دکترا می گیره و کاندیدای ریاست جمهوری میشه!


 
 

 

 

Links

بانک اطلاعاتی بجنوردی‌ها

Recent

بهبودم سرباز شد.
یلدا مبارک
دختر خوانده من
ما زن‌ها و شما مردها!
پل الوار
کاش مسئولان تربیت بدنی سمنان بخونن!
ویدئو
تشکر
درگذشت خواهر همسرم
سمنان بارانی

Archives

December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006

Logo


 

 

هرگونه برداشت از مطالب يا تصاوير اين وب‌لاگ بدون ذکر نام و آدرس ماخذ ممنوع است.
 
شراره انصاری
 

 

کليه‌ی حقوق اين سايت متعلق به شيندخت‌دات‌کام می‌باشد
 [ای‌ميل به سايت]  [ارسال اين صفحه به دوستان ]  []