توی آشپزخونه بودم که آیشین اومد پیشم و در رو بست. بهروز در آشپزخونه رو باز کرد بیاد تو , آیشین گفت: نیایید, آشپزخونه جای خانم هاست!
آیشین با خودش بازی می کرد و شال مامانش رو سرش کرده و محکم گره زده بود. گفتم: بازش کن , اتاق گرمه- خفه نشدی؟!
آیشین در حالیکه قیافه حق به جانبی گرفته بود گفت: عمه جون باید سرم کنم عادت کنم آخه چند روز دیگه بزرگ شدم مجبورم روسری سر کنم!!
هروقت کسی کلمه حالا رو بکار می بره آیشین فوری می خونه:
حالا- حالا حالا حالا
حالا دستا به بالا
با این ساز و کمونچه
بخونید همین حالا
آیشین کوچولوی ما با این آهنگ حال می کنه,گوش کنید قشنگه.
پ.ن۱: اگه رای نداده بودم دچار عذاب وجدان بودم و الان از دست خودم عصبانی. وقتی می دونیم نتیجه چیه خنده داره که خودمون رو مضحکه کنیم!این پست رو هم برای تغییر ذائقه گذاشتم!
پ.ن۲:دوست بهبود انتخاب نشد. یکی از کاندیداهایی که دوره قبل هم بود, انتخاب شد . این آقا در مدت نمایندگی شورا تونست مدرک لیسانس بگیره- احتمالن در دوره جدید مدرک دکترا می گیره و کاندیدای ریاست جمهوری میشه!