يادداشت‌های روزانه

خانه         > يادداشت‌های روزانه <         بجنورد         اشعار ترکی         آشپزخانه         فوتوبلاگ

 

شعری از ایرج میرزا

 

در سردر
کاروانسرایی
تصوير زنی به گچ
کشيدند

ارباب عمايم اين خبر
را
از مخبر صادقی
شنيدند

گفتند که وا شريعتا
خلق
روی زن بی نقاب
ديدند

آسيمه سر از درون
مسجد
تا سردر آن سرا
دويدند

ايمان و امان به سرعت
برق
می رفت که مؤمنين
رسيدند

اين آب آورد آن يکی
خاک
يک پيچه ز گل بر او
بريدند

ناموس به باد رفته ای
را
با يک دو سه مشت گل
خريدند

چون شرع نبی از اين
خطر جست
رفتند و به خانه
آرميدند

غفلت شده بود و خلق
وحشی
چون شير درنده می
جهيدند

بی پيچه زن گشاده رو
را
پاچين عفاف می
دريدند

لب های قشنگ
خوشگلش
را مانند نبات می
مکيدند

بالجمله تمام مردم
شهر

در بحر گناه می
تپيدند

درهای بهشت بسته می
شد
مردم همه می
جهنميدند

می گشت قيامت
آشکارا
يکباره به صور می
دميدند

طير از وکرات و وحش
از جحر
انجم ز سپهر می
رميدند

اين است که پيش خالق
و خلق
طلاب علوم رو
سفيدند

با اين علما هنوز
مردم
از رونق ملک
نااميدند


 
 

 

 

Links

بانک اطلاعاتی بجنوردی‌ها

Recent

بهبودم سرباز شد.
یلدا مبارک
دختر خوانده من
ما زن‌ها و شما مردها!
پل الوار
کاش مسئولان تربیت بدنی سمنان بخونن!
ویدئو
تشکر
درگذشت خواهر همسرم
سمنان بارانی

Archives

December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006

Logo


 

 

هرگونه برداشت از مطالب يا تصاوير اين وب‌لاگ بدون ذکر نام و آدرس ماخذ ممنوع است.
 
شراره انصاری
 

 

کليه‌ی حقوق اين سايت متعلق به شيندخت‌دات‌کام می‌باشد
 [ای‌ميل به سايت]  [ارسال اين صفحه به دوستان ]  []