يادداشت‌های روزانه

خانه         > يادداشت‌های روزانه <         بجنورد         اشعار ترکی         آشپزخانه         فوتوبلاگ

March 19, 2007 01:25 AM

 

 

سال نو مبارک

همیشه انتظار لحظه های خوب رو دوست دارم.
انتظار برای رسیدن مسافری, انتظار برای رسیدن مهمان, ... و انتظار برای رسیدن عید.
هیچ نمی دونم, بهار رو دوست دارم بخاطر عید یا عید رو دوست دارم بخاطر بهار!
هر چی که هست انتظار کشیدن برای رسیدن بهار و عید رو دوست دارم.
تلاش برای نو شدن و دگرگونی رو دوست دارم.
مثل درختان که اولین جوانه های آنها به سان کش و قوسی برای بیدار شدن از خواب زمستونیه, دور شدن رخوت سرما رو دوست دارم.
شروع دوباره رو دوست دارم
سالی با همه خوبی ها و بدی هاش بشت سرگذاشتیم و مثل هر سال گفتن« سال خوب همراه با شادی آرزو دارم» , رو دوست دارم.
در تدارک سفره هفت سین به خیابون های شلوغ رفتن و تنه خوردن از آدما رو دوست دارم.
لذت چیدن سفره هفت سین و خواندن دعای« یا مقلب القلوب والابصار... یا محول الحول والاحوال» رو دوست دارم
و مثل همیشه دعا کردن برای عزیزانم دور
سفره هفت سین رو دوست دارم.


March 13, 2007 02:45 AM

 

سال نو مبارک ( سال 84)

 

تعطیلات عید من از فردا شروع میشه و امسال بعد از سال ها چهارشنبه سوری رو در بجنورد جشن میگیرم.
برنامه سفرم چون ناگهانی جور شد فرصت نکردم برای دوستان تبریک عید بفرستم, پس از همینجا پیشاپیش سال نو رو به همه شما عزیزان تبریک میگم و سال خوبی برای همه آرزو دارم.

این اس ام اس هم به مناسبت چهارشنبه سوری برام رسیده ,چهارشنبه سوری بهتون خوش بگذره.

«طبق اختلاف نظری که بین علما در مورد چهارشنبه سوری وجود
دارد که 22 یا 29 اسفند چهارشنبه سوری است؛ روز 22 اسفند, یوم الشک و این هفته , هفته وحشت اعلام شد!»

یکی از دوستان دوران دانشجوییم که دامغانیه هر سال برام شیرینی خانگی میاره از زمان دانشجویی این سنت حسنه شروع شد و همچنان ادامه داره. (داشتن دوست خوب و با وفا خیلی با ارزشه)

طرز تهیه سمبوسه رو اینجا ببینید.
شعر ترکی هم با شعر زیبای بهار می آید، آپدیت شد
 


March 9, 2007 12:58 AM

 

دخترانی که تاوان والدینشون رو پس میدن!

 

چند ساله با مجتمع دختران بی سرپرست(میثم) تحت پوشش بهزیستی آشنا شدم و گاهی به اونجا سر میزنم. این مجتمع در حال حاضر دوازده دختر داره که کوچکترین آنها فرشته یازده ساله است و سه تا از دخترهای آنها دانشجو هستند ( ادبیات- علوم سیاسی و گرافیک)
در این مجتمع دخترانی زندگی میکنن که تاوان والدینشون رو پس میدن. نا آگاهی- خودخواهی- اعتیاد و ...

امروز که به این مجتمع رفتم خانم مدیر برام تعریف می کرد زینب که دانشجوی گرافیکه بتازگی عقد شده ( با پسری که فوق دیپلم الکترونیکه) و راجع به ازدواج زینب صحبت می کرد که از پنجره زینب و خواهرش فاطمه که در همین مجتمع است نشونم داد که توی حیاط با دختر دیگه ای صحبت میکردن. خانم مدیر گفت اون دختر کبری خواهر فاطمه و زینبه که عقب مانده است و در شاهرود نگهداری میشه امروز برای دیدن خواهراش اومده اینجا. کبری دست خواهراش رو گرفته بود و می بوسید و گریه می کرد من از دیدن این صحنه واقعن متاثر شدم
مدیر مجتمع برام توضیح داد پدر و مادر اونا فوت شده. پدرشون خیلی پیر بوده که با مادراینا که عقب مواده بوده, ازدواج کرده. اونا 6 خواهر و برادر هستن که از این 6 نفر فقط فاطمه و زینب سالم هستن و بقیه عقب مانده و هرکدوم در یک شهر و یک مجتمع تحت پوشش بهزیستی زندگی می کنن.

یکی دیگه از دخترهای این مجتمع اسمش معصومه است که کمی حالت عقب ماندگی داره. از خانم مدیر اجازه گرفتم تا از معصومه عکس بگیرم. معصومه گفت : مرتب نیستم باید آرایش کنم!
گفتم: همین جوری قشنگ هستی. گفت :پس بذار جای خانم مدیر بشینم.
وقتی عکس رو به معصومه نشون دادم خیلی خوشحال شد و بعد درحالی که دستی به صورتم می کشید گفت: امروز تو منو خیلی خوشحال کردی امیدوارم خدا تو رو خوشحال کنه.
این جمله معصومه برام خیلی ارزش داشت. بیاد دوستی افتادم که به من همیشه می گفت: تو مگه به چند نفر میتونی کمک کنی؟ این کارهای تو گداپروریه و ...
ولی من میگم اگه بتونم یک نفر , فقط یک نفر مثل معصومه رو خوشحال کنم برام کافیه و تا حد توانم این کار رو می کنم.


پ.ن: من هر سال برای اربعین شله زرد نذری می پختم و امسال تصمیم گرفتم به جای شله زرد پول اون رو اضافه کنم به مبلغی که هر سال برای دخترهای بی سرپرست هدیه می خرم . ( تاثیر پذیری مثبت از سریال کتابخانه هدهد


March 7, 2007 02:36 PM

 

شانس!

 

بوی بهار و عید همه جا پیچیده. شب بوها و بنفشه های بلوارها که به همت شهرداری کاشته شده و شهر رو خوشگل کرده - خیابون های شلوغ- ترافیک – آدم ها که در حال خرید هستن, بچه های خوشحال از خرید لباس عید – ماهی های قرمز تنگ بلور- سمنو و سبزه های فروشی سفره هفت سین ... همه و همه نشون میدن عید نزدیکه.

از وقتی بچه ها بزرگ شدن خرید لباس عید برامون مفهومی نداره! دیشب بعد از باشگاه با آیشین (برادرزاده ام) توی خیابونای شلوغ دور زدیم, هوس کردم بیاد اون سال ها که بچه ها رو برای خرید لباس می بردم و با چه وسواسی براشون لباس تهیه میکردم با آیشین برم تو پاساژا بگردم ,شاید بتونم منم عید رو حس کنم!
واقعن عید مال بچه هاست, شادی کودکانه خرید لباس نو... ای کاش بچه ها هیچوقت بزرگ نمیشدن, ای کاش دنیای قشنگ و بی غش اونا رو می شد حفظ کرد. شادی های اونا که بزرگه و غم هاشون که کوچیک. بچه ها هیچوقت نه شانس میدونن یعنی چی و نه بدشانسی؟

همیشه با خودم مبارزه کردم که شانس یعنی خرافه, خوش شانسی و بدشانسی مفهومی نداره؟ حتا وقتی از اطرافیان در مورد خوش شانس و بدشانس بودن یا خوش قدم و بد قدمی می شنیدم ,می گفتم همش خرافاته وتلقین و حالا خنده داره که خودم رو با شانس محک می زنم!

وقتی برای کاری میری جلو و می بینی فقط سه ماهه بخش نامه شده که برای اینکار سابقه بیمه لازمه و تو نداری! وقتی امتحانی که از 6 ماه پیش تدارکش رو دیدی و قرار بوده 18 اسفند برگزار بشه و امروز می شنوی که بخاطر نرسیدن به حد نصاب, آزمون کنسل شده و باید 6 ماه دیگه صبر کنی اونوقت بازم می تونی ادعا کنی شانسی وجود نداره؟! ادای روشنفکرها رو درآری و بگی همه اینا خرافه است و باید این ژست رو بگیری که از توی کتابخون بعیده به شانس اعتقاد داشته باشی؟!
ولی وقتی دوروبرت رو نگاه می کنی می بینی به جای اینکه به جرم گرفتن حقت و تنها حقوق اولیه برای زن بودنت در گوشه زندان باشی و خانوادت نگرانت, در خونه راحت نشستی و از بوی نرگس که فضای خونه رو پر کرده لذت می بری و می تونی با درددل کردن برای یک دوست و ریختن اشک، آروم و سبک بشی, این یعنی خیلی هم خوش شانسی که داری زندگی تو می کنی!

دوست ندارم بگم روز زن مبارک،دوست دارم بگم به امید روزی که حقی گرفته نشه که بخاطر آن مبارزه ای باشه و روزی نامگذاری بشه.
این نرگس ها تقدیم به همه شما عزیزان






 
 

 

 

Links

بانک اطلاعاتی بجنوردی‌ها

Recent


سال نو مبارک ( سال 84)
دخترانی که تاوان والدینشون رو پس میدن!
شانس!

Archives

March 2016
February 2016
December 2015
November 2015
October 2015
August 2015
July 2015
June 2015
May 2015
April 2015
March 2015
February 2015
January 2015
November 2014
October 2014
September 2014
August 2014
July 2014
June 2014
May 2014
April 2014
March 2014
February 2014
January 2014
November 2013
October 2013
September 2013
August 2013
July 2013
June 2013
May 2013
April 2013
March 2013
February 2013
January 2013
December 2012
November 2012
October 2012
September 2012
August 2012
July 2012
June 2012
May 2012
April 2012
March 2012
February 2012
January 2012
December 2011
November 2011
October 2011
September 2011
August 2011
July 2011
June 2011
May 2011
April 2011
March 2011
February 2011
January 2011
December 2010
November 2010
October 2010
September 2010
August 2010
July 2010
June 2010
May 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006

Logo


 

 

هرگونه برداشت از مطالب يا تصاوير اين وب‌لاگ بدون ذکر نام و آدرس ماخذ ممنوع است.
 
شراره انصاری
 

 

کليه‌ی حقوق اين سايت متعلق به شيندخت‌دات‌کام می‌باشد
 [ای‌ميل به سايت]  [ارسال اين صفحه به دوستان ]  []