چند ساله با مجتمع دختران بی سرپرست(میثم) تحت پوشش بهزیستی آشنا شدم و گاهی به اونجا سر میزنم. این مجتمع در حال حاضر دوازده دختر داره که کوچکترین آنها فرشته یازده ساله است و سه تا از دخترهای آنها دانشجو هستند ( ادبیات- علوم سیاسی و گرافیک)
در این مجتمع دخترانی زندگی میکنن که تاوان والدینشون رو پس میدن. نا آگاهی- خودخواهی- اعتیاد و ...
امروز که به این مجتمع رفتم خانم مدیر برام تعریف می کرد زینب که دانشجوی گرافیکه بتازگی عقد شده ( با پسری که فوق دیپلم الکترونیکه) و راجع به ازدواج زینب صحبت می کرد که از پنجره زینب و خواهرش فاطمه که در همین مجتمع است نشونم داد که توی حیاط با دختر دیگه ای صحبت میکردن. خانم مدیر گفت اون دختر کبری خواهر فاطمه و زینبه که عقب مانده است و در شاهرود نگهداری میشه امروز برای دیدن خواهراش اومده اینجا. کبری دست خواهراش رو گرفته بود و می بوسید و گریه می کرد من از دیدن این صحنه واقعن متاثر شدم
مدیر مجتمع برام توضیح داد پدر و مادر اونا فوت شده. پدرشون خیلی پیر بوده که با مادراینا که عقب مواده بوده, ازدواج کرده. اونا 6 خواهر و برادر هستن که از این 6 نفر فقط فاطمه و زینب سالم هستن و بقیه عقب مانده و هرکدوم در یک شهر و یک مجتمع تحت پوشش بهزیستی زندگی می کنن.
دختری که کیف صورتی دستشه، کبری خواهر عقب مانده زینب و فاطمه است
یکی دیگه از دخترهای این مجتمع اسمش معصومه است که کمی حالت عقب ماندگی داره. از خانم مدیر اجازه گرفتم تا از معصومه عکس بگیرم. معصومه گفت : مرتب نیستم باید آرایش کنم!
گفتم: همین جوری قشنگ هستی. گفت :پس بذار جای خانم مدیر بشینم, بعد هم این ژست رو گرفت.

وقتی عکس رو به معصومه نشون دادم خیلی خوشحال شد و بعد درحالی که دستی به صورتم می کشید گفت: امروز تو منو خیلی خوشحال کردی امیدوارم خدا تو رو خوشحال کنه.
این جمله معصومه برام خیلی ارزش داشت. بیاد دوستی افتادم که به من همیشه می گفت: تو مگه به چند نفر میتونی کمک کنی؟ این کارهای تو گداپروریه و ...
ولی من میگم اگه بتونم یک نفر , فقط یک نفر مثل معصومه رو خوشحال کنم برام کافیه و تا حد توانم این کار رو می کنم.
پ.ن: من هر سال برای اربعین شله زرد نذری می پختم و امسال تصمیم گرفتم به جای شله زرد پول اون رو اضافه کنم به مبلغی که هر سال برای دخترهای بی سرپرست هدیه می خرم . ( تاثیر پذیری مثبت از سریال کتابخانه هدهد