يادداشت‌های روزانه

خانه         > يادداشت‌های روزانه <         بجنورد         اشعار ترکی         آشپزخانه         فوتوبلاگ

April 30, 2007 06:07 PM

 

کوچه‌پس‌کوچه‌های خاطرات

 


باز دلتنگ شدم و آلبوم خاطرات ذهنم رو ورق می‌زنم. خاطراتی که شاید در زمان خودش به این قشنگی که الان می‌بینم نبود. این خصلت همه آدم‌هاست همیشه چیزهایی که از دست میدن رو بیشتر دوست دارن. گذر عمر هم در این مورد بی‌تاثیر نیست. وقتی روزها به سرعت می‌گذره و می‌بینی دیگه جوون نیستی اونوقت به گذشته نگاه می‌کنی و خاطرات روزهای نوجوانی و جوانی رو نشخوار می‌کنی.

هربار که بجنورد میرم بدنبال کوچه پس‌کوچه‌های خاطراتم می‌گردم. خونه‌های قدیمی- خیابون‌ها و ... ولی همیشه کمتر از دفعه قبل پیدا می‌کنم. خونه‌های قدیمی همه خراب شدن و آپارتمان‌های بلند جاشون رو پر کرده- کوچه‌های تنگ با دیوارهای کاه‌گلی خراب شدن و عریض‌تر شدن- دوچنار معروف بجنورد که چندسالی هست جفتش رو بریدن و تک چنار شده. دبیرستان ایراندخت که بهترین سال‌ها و تقریبن آخرین خاطرات جوونیم در بجنورد رو اونجا گذروندم، اون هم تغییر کرده، ساختمان اصلی خیلی تغییر نکرده ولی قسمت‌هایی از حیاط پشتی اون که نرده بود تغییر کرده .
همه چیز تغییر کرده حتا آدم‌های شهر من هم تغییر کردن و کمتر چهره آشنایی در بجنورد می‌بینم و بارها در بجنورد احساس غربت کردم. ولی گاهی که نشانه‌هایی از گذشته در بجنورد پیدا می‌کنم احساس می‌کنم هنوز هم اونجا خونه منه. نمی‌دونم این نشانه ها تا کی باقی می‌مونه ولی فعلن که هست و من هربار به شوق همین نشانه ها به بجنورد میرم.

عکس زیر عکس کوچه‌ای است که وقتی از دبیرستان برمی‌گشتیم برای میان‌بر زدن مسیرمون و فرار از متلک‌های جوون‌های بیکار چهارراه چه کنم از این کوچه می‌رفتیم تا راحت‌تر با دوستامون هره‌ وکره کنیم . چند سال دیگه همه این کوچه‌ها تغییر می‌کنن و فقط خاطراتی از گذشته دور در ذهن ما باقی می‌مونه.


عکس‌هایی از قدیمی‌ترین حمام مردانه بجنورد ، "حمام عمومی سراب" را در فوتوبلاگ ببینید.


پ.ن: از دیشب سایت بالا نمی اومد علتش هم تموم شدن بندویت سایت بود. بندویت مجاز برای هرماه که من گرفتم چهار گیگ است و به دلیل دانلودهای زیاد این فضا زودتر از موعد تموم شد. که به لطف مسئولان پرشین تولز درست شد. خوشحالم که دوستان زیادی از سایت دیدن می‌کنن و از عکس‌ها و صفحات استفاده می‌کنن و این فضا زودتر تموم شده ولی متاسفانه برای من مقدور نیست بیشتر از این برای سایت هزینه کنم و فضای بیشتری بگیرم . به هرحال از اشکالی که در سایت بوجود اومده بود از شما عزیزان عذر می‌خوام.


April 28, 2007 04:08 PM

 

شکلک خنده

 

شکلک‌های غمگین و شاد اتاق رو گردگیری می‌کردم, شکلک خنده افتاد و گوشه‌اش شکست. خواستم دور بی‌اندازمش , حیفم آمد چون خنده شکسته‌اش هم قشنگ است!

×××

طرز تهیه کلم ترشی


April 27, 2007 12:28 AM

 

خوش باوری!

 

شکست خوردم. می دونستم که تلاشم آب در هاون کوبیدنه و نمک رو نمک سود کردن! ولی سماجت کردم چون بعد پشیمون نشم که اگر بیشتر تلاش کرده بودم شاید ...!
از اینکه شکست خوردم ناراحتم ولی بیشتر از اون از خودم عصبانی هستم که باز خوش باورانه اعتماد کردم و باور کردم .
لبخند صمیمانه و آغوش مهربانی رو باور کردم و گذاشتم اشک هامو ببینه. از خودم عصبانی هستم و هیچ جوری هم نمی تونم خودم رو ببخشم بخاطر این همه حماقت.

×××
از اواخر اسفند تا ده روز قبل اینترنت به طرز وحشتناکی کند شده بود طوری که فکر کردم اشکال از کامپیوتره. ویندوز رو دوباره نصب کردم و هر بلایی که بگید سر کامپیوتر آوردم. از تمام ای اس پی های سمنان کارت خریدم و امتحان کردم ولی همچنان نت کند بود. تا اینکه معلوم شد اشکال از خطوط منطقه ای ما بوده و مخابرات محترم قدم رنجه فرمودن و زحمت کشیدن و درست کردن!
برای اینکه از شر اینترنت کند و کارت و هزینه تلفن راحت بشم رفتم سراغ ای دی اس ال. فعلن که سرعت خوبه و مشکلی نیست نمی دونم چقدر می تونه راضی کننده باشه !

در ضمن مسئولان شرکت " درنا" که باهاش قرارداد بستم خیلی خوش برخورد و خوب عمل کردن من که راضی بودم ( مطمئنن از بهینه اندیش که بهتره. تبلیغ برای دوستان سمنانی:)


April 23, 2007 10:59 PM

 

زندگی ...

 


April 22, 2007 12:58 PM

 

مسابقه‌ای به نام ازدواج!

 

دلم می‌خواد بدونی همه زندگی در ازدواج خلاصه نمیشه و ازدواج کردن به معنی موفق بودن و خوشبخت بودن نیست!
سنتی نیستی، ولی نمی‌دونم چرا به این مسئله با دید افراد سنتی نکاه می‌کنی! شاید بخاطر حرف‌های خاله زنک‌هایی که دوروبرت هستن.
برای ازدواج کردن هیچ‌وقت دیر نیست، برای زندگی کردنه که وقت نیست و تو بی‌رحمانه با لحظات قشنگ زندگیت رفتار می‌کنی وخودت رو اسیر گوشه نشینی کردی ،چرا؟
هم قشنگی و هم موقعیت خوبی داری مهم تر از اون جوون هستی و می‌تونی از فرصت‌هات استفاده کنی ولی شاد نیستی فکر می‌کنی همه شادی‌ها و خوشی‌های زندگی در ازدواج خلاصه میشه؟!
نه. اشتباه نکن. شاید رویای قشنگی که از ازدواج در ذهنت ساختی، شاید یک بعدی نگاه کردن به این مسئله و افرادی که ازدواج کردن و تو می‌بینی باعث شده خیلی از واقعیت‌ها رو نبینی.
ازدواج شادی نیست، یک نوع قبول مسئولیت و تعهده و در جامعه ما بسیار محدود کننده. هیچ‌وقت به این فکر کردی که با قبول مسئولیت ازدواج باید از خیلی چیزها بگذری؟

بحث خوب و بد بودن ازدواج نیست، بحث دیر و زود بودنه. ازدواج مسابقه نیست که تو فکر می‌کنی عقب موندی و بازنده هستی! دوروبرت رو نگاه کن اونایی که یک روز کوته‌فکرانه افتخار می‌کردن که در مسابقه ازدواج از تو جلو زدن و کبک‌وار جلوی تو خرامان راه می‌رفتن و فخر می‌فروختن به کجا رسیدن؟! مغز آنها هم به اندازه کبک بود به همون نادانی برای همین پایان کارشون این‌قدر تلخ بود!
می‌خوام بدونی چون دوست دارم و می‌دونم اینجا رو می‌خونی، چون از گوشه نشینی و منزوی بودنت ناراحتم دلم می‌خواست اینا رو بهت بگم. با این قدرت بیان ضعیف و زبان الکن امیدوارم اون چه که در دلم بود و می‌خواستم بدونی، بهت گفته باشم.
عزیز دلم، یه نگاهی به اونایی که همسن و سالت و حتا بزرگتر از تو هستن بنداز و ببین چه تلاشی می‌کنن تا موفق باشن. برو نظر پرستوی عزیز رو در مورد ازدواج بخون. یا اینجا مطالبش رو بخون، به جای نگرانی برای دیر شدن ازدواج، نگران موفقیت درکار و تحصیله و چقدر پر تلاشه. امثال این ها کم نیستن.

اون تارهای تنهایی که دور خودت کشیدی رو پاره کن بیا توی جمع و شاد باش. زندگی رو جور دیگه ببین و خودت رو دست کم نگیر قابلیت‌هات رو ببین و به اونا افتخار کن و تلاش کن برای بهتر شدن. به زندگی لبخند بزن فرصت‌های زیادی پیش رو داری.
شاد باش


April 18, 2007 02:01 PM

 

دن آرام

 

بهترین عیدی امسال رو از بهبود و ریحان عزیز گرفتم، کتاب "دن آرام" ترجمه " شاملو"
آقای شاملو در قسمت یادداشت مترجم در مورد ترجمه این کتاب توضیح دادند که:
" من دن آرام را وسیله‌یی‌ رام یافته بودم برای پیشنهاد زبانی روایی به نویسنده گان فارسی‌زبان.
من نمی‌دانم چرا و به چه سود چه چیز باید از کلمات و ترکیبات جا افتاده و صیقل خورده‌‌‌یی نظیر واسه و همچین و شناسه‌ی معرفه‌یی بر ساخته‌ی مردم از قبیل " ه" در کلمات " درخته- دختره – شوهره و خانمه" چشم پوشید و مثلاً از نوشتن این جمله با همه‌ی فصاحت و دلالتش اکراه داشت: " دوتا پسر بچه از کوچه رد می شدند که بزرگه دست کوچکه را گرفته بود"


آقای شاملو سعی کردند در این کتاب حروف عربی را حذف کنند و تا جایی که امکان داشته به جای " ط" از " ت" استفاده کردند.
این کتاب با ترجمه شاملو به سبک روان‌تر و محاوره‌ای نوشته شده و من تا جایی که خوندم واقعن از ترجمه این کتاب لذت بردم.
دن آرام رو قبلن زنده یاد " به آذین" ترجمه کرده بودند.
" دن آرام" شاهکار شولوخوف که برنده جایزه نوبل ادبیات در سال 1965 شد.

* احساس می کرد آن دلسوزی عمیق در حق انسان که روزهای اول جنگ وسوسه‌اش می کرد واسه همیشه ترک‌اش کرده.
قلب‌اش مثل زمین شوره‌زار سال‌های خشکی سخت و خشن شده و همان‌جور که شوره‌زار آب را جذب نمی‌کند قلب او هم رحم و عاطفه را به خودش راه نمی‌دهد.

*چشم‌اش به جوان چاق و چله‌ی بی‌سبیلی افتاد که لپ‌های گلی‌اش را دو تیغه کرده بود. تو دل‌اش گفت: " بفرما! مثلاً همین جناب نورچشمی به چه مناسبت الان تو جبهه تشریف ندارد؟ لابد حضرت‌اش آقازاده‌ی یک کارخانه‌دار یا یک گردن‌کلفت خرپول است که بی‌شرف از زیر خدمت سربازی دررفته تف کرده تو صورت مادر وطن و به بهانه‌ی فعالیت برای [ دفاع ملی] می‌لمباند و بنداز می‌کند."
دن آرام/ میخائیل شولوخوف/ احمد شاملو


April 12, 2007 02:32 PM

 

بهاره و فصل کاهو سکنجبین.

 

هر چند از حیاط های سنگفرش و حوض های پر آب با فواره ای در وسط و تخت های چوبی فرش شده خبری نیست که عصرونه کاهو سکنجبین رو روی این تخت ها بخوریم ولی با این همه خوردن کاهو سکنجبین لطف و صفای گذشته رو بیاد میاره. من که خاطرات زیادی از زمان بچگی و کاهو سکنجبین خوردن دارم.
طرز تهیه سکنجبین رو در آشپزخانه بخونید .

×××
ترجمه قسمتی از شعر ترکی "کاش اولمایایدی":

کاش عاشق شدن و جدا شدن نبود
وقتی نغمه ها مانند پرنده پر درمی آورند
کاش اشکهائی که از چشمها سرازیر می شوند نبود


April 9, 2007 12:47 AM

 

وابستگی عاطفی

 

روناک خواهر زاده سه ساله و نیمه ام, بچه بسیار تیز و زرنگیه و خیلی هم غد و غراب! خیلی کم پیش میاد کسی مورد لطف ملوکانه این شازده خانوم قرار بگیره. ولی از حدود یکسالگی به بهداد علاقه خاصی نشون می داد و بیشتر از بقیه اونو دوست داشت. محبتش رو هم خیلی آشکار نمی کرد و در حین بازی گاهی این محبت سرریز می شد و در عالم خودش می رفت طرف بهداد و دستی دور گردنش مینداخت یا کنارش دراز می کشید و ...
وقتی از بجنورد برگشتیم روز بعد روناک زنگ زد و گفت با بهداد می خوام صحبت کنم دلم خیلی واسه اون تنگ شده و بعد هم گفت من خیلی به بهداد وابسته شدم!
لیا می گفت روناک بعد از دیدن کارتون «شِرِک » گفته: مامان ببین الاغ شِرِک هم به اون وابسته است مثل من که به بهداد جون وابسته هستم!
پ.ن1: طبق مطلب قبلی (وابستگی مردسالارانه) که بهداد معتقده دخترها باید به مردها وابسته باشن, می بینم که در وابستگی عاطفی هم موفق بوده!
پ.ن 2: وقتی روناک یکساله بود طبق یک یورش بسیار غیرمترقبه با وردنه به سر بهداد زد طوری که بهداد چند روز سر درد داشت, روناک هم هیچ جوری زیر بار عذرخواهی و ببخشید و ... نمی رفت. شاید این وابستگی عاطفی, ربطی به همون ضربه وردنه داشته باشه!

×××

عکس هایی از چهارشنبه بازار بجنورد رو اینجا ببینید.


April 8, 2007 01:03 AM

 

وابستگی مردسالارانه

 

کامپیوترم چند روزی اشکال داشت. معمولن کارهای کامپیوتری ام رو بهدادم انجام میده البته با کلی ناز!
وقتی بهداد کامپیوتر رو درست می کرد با خنده گفت باید زن ها رو همیشه وابسته نگه داشت. می گفت در مورد دخترهای کلاس مون هم همین طور عمل می کنیم باید دخترها به دوست پسرهاشون وابسته باشن!
با خودم فکر کردم همین تز رو همه مردهامون درمورد زن هاشون دارن و اونو به مدل های مختلف به اجرا درمیارن.گاهی با محبت و گاهی با زبون بازی و گاهی با خشونت و ... یک وابستگی مردسالارانه!


April 4, 2007 12:25 AM

 

سال خوک

 

تعطیلات نوروزی هم تموم شد.
سال خوبی رو شروع کردیم نه از تحریم خبری بود و نه زمزمه های جنگ و گروگان گیری ملوانان!
لغو امریه سربازی هم حتمن شایعه است.
ضد هوایی های کاشته شده در جاده های مسیر راهمون هم احتمالن سرابی بود که دیدیم.
حرف های استاندار سمنان که امروز از رادیو پخش میشد: "بخاطر صرفه جویی , مزایا و اضافه کاری های کارمندان قطع میشه." , هم فکر کنم شوخی سیزده بود که روز چهارده پخش کردن!

امسال حتمن سال خوبی خواهد بود چون سال خوکه و
هرچه نگرانی در سال های قبل بود در سال خوک جایش را به آرامش و شادی و راحتی می دهد
از نظر طالع بینی چینی سال خوک بهترین سال برای تمام مردم دنیاست چون در این سال کار فراوان برای همه وجود دارد و گردش پول عادلانه خواهد بود.
سال صلح طلبی عمیق، سالی که دعوا و اقامه دعوا در مراجع ذیصلاح جای بحث های تند و دعوا و جنگ را می گیرد.

پس امیدوارانه سال هشتاد و شش رو شروع می کنیم.


 
 

 

 

Links

بانک اطلاعاتی بجنوردی‌ها

Recent

کوچه‌پس‌کوچه‌های خاطرات
شکلک خنده
خوش باوری!
زندگی ...
مسابقه‌ای به نام ازدواج!
دن آرام
بهاره و فصل کاهو سکنجبین.
وابستگی عاطفی
وابستگی مردسالارانه
سال خوک

Archives

March 2016
February 2016
December 2015
November 2015
October 2015
August 2015
July 2015
June 2015
May 2015
April 2015
March 2015
February 2015
January 2015
November 2014
October 2014
September 2014
August 2014
July 2014
June 2014
May 2014
April 2014
March 2014
February 2014
January 2014
November 2013
October 2013
September 2013
August 2013
July 2013
June 2013
May 2013
April 2013
March 2013
February 2013
January 2013
December 2012
November 2012
October 2012
September 2012
August 2012
July 2012
June 2012
May 2012
April 2012
March 2012
February 2012
January 2012
December 2011
November 2011
October 2011
September 2011
August 2011
July 2011
June 2011
May 2011
April 2011
March 2011
February 2011
January 2011
December 2010
November 2010
October 2010
September 2010
August 2010
July 2010
June 2010
May 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006

Logo


 

 

هرگونه برداشت از مطالب يا تصاوير اين وب‌لاگ بدون ذکر نام و آدرس ماخذ ممنوع است.
 
شراره انصاری
 

 

کليه‌ی حقوق اين سايت متعلق به شيندخت‌دات‌کام می‌باشد
 [ای‌ميل به سايت]  [ارسال اين صفحه به دوستان ]  []