روناک خواهر زاده سه ساله و نیمه ام, بچه بسیار تیز و زرنگیه و خیلی هم غد و غراب! خیلی کم پیش میاد کسی مورد لطف ملوکانه این شازده خانوم قرار بگیره. ولی از حدود یکسالگی به بهداد علاقه خاصی نشون می داد و بیشتر از بقیه اونو دوست داشت. محبتش رو هم خیلی آشکار نمی کرد و در حین بازی گاهی این محبت سرریز می شد و در عالم خودش می رفت طرف بهداد و دستی دور گردنش مینداخت یا کنارش دراز می کشید و ...
وقتی از بجنورد برگشتیم روز بعد روناک زنگ زد و گفت با بهداد می خوام صحبت کنم دلم خیلی واسه اون تنگ شده و بعد هم گفت من خیلی به بهداد وابسته شدم!
لیا می گفت روناک بعد از دیدن کارتون «شِرِک » گفته: مامان ببین الاغ شِرِک هم به اون وابسته است مثل من که به بهداد جون وابسته هستم!
پ.ن1: طبق مطلب قبلی (وابستگی مردسالارانه) که بهداد معتقده دخترها باید به مردها وابسته باشن, می بینم که در وابستگی عاطفی هم موفق بوده!
پ.ن 2: وقتی روناک یکساله بود طبق یک یورش بسیار غیرمترقبه با وردنه به سر بهداد زد طوری که بهداد چند روز سر درد داشت, روناک هم هیچ جوری زیر بار عذرخواهی و ببخشید و ... نمی رفت. شاید این وابستگی عاطفی, ربطی به همون ضربه وردنه داشته باشه!
×××
عکس هایی از چهارشنبه بازار بجنورد رو اینجا ببینید.