خواهرم لیا هر وقت میخواست چیزی بگه که روناک متوجه نشه به ترکی میگفت. معمولن پدرم وقتی از خرید برمیگشت، خوراکیهایی برای روناک میخرید و لیا برایاینکه روناک متوجه نشه به ترکی میگفت: " گِرمَسِن" و یواشکی بسته های خوراکی رو پنهون میکرد. ( گِرمَسِن به ترکی یعنی: نبینه)
یک روز لیا از یخچال چیپس خلال برای روی خورشت برمیداشت ، روناک صدای پاکت چیپس رو که شنید گفت: چیه؟ "گِلمسنه" ؟!
روناک " ر" رو " ل" تلفظ میکنه. روی دستش خال کوچکی بود، به لیا نشون داد و گفت: مامان این خاله یا خال؟
دوباره خودش تکرار کرد: خال نه ها ،اون خالی که توی گلها هست!
اسم نوه داییم "آنجلینا" ست. روناک از لیا پرسید: مامان، فامیل آنجلینا چیه؟ " جولی" ؟!