مرد خوبیه ،اهل زندگی- خانواده دوست – ده سال صبر کرد- زنش بچهدار نشد مجبور شد زن بگیره! خونه دو طبقه خرید هر زنش در یک طبقه.
مرد خوبیه ،زنش رو طلاق نداد. یکسال بعد از ازدواج مجددش، همسر اولش هم بچهدار شد. الان یک پسر دوساله داره.
مرد خوبیه، با عدالت با هر دو همسر و بچههاش رفتار میکنه. خب سرنوشت این بود دیگه. اون که تقصیری نداره.
مرد خوبیه، فقط بچه میخواست همین !
اگر اشکال از این آقا بود و بچهدار نمی شد آیا راضی میشد همسرش بره بخاطر بچه با مرد دیگهای ازدواج کنه؟! شاید خیلی بهتر و عادلانهتر هم برخورد میکرد ؟!
این سوال من کفر بود و نگاه عاقل اندر سفیهی که بهم کرد مجبور شدم حرفم رو درست کنم و بگم: اگر اشکال از آقا بود آیا این خانم بخاطر بچه حاضر میشد از همسرش جدا بشه؟! فکر میکنی چه تعداد زنهایی وجود دارند که همسرانشان مشکل دارند و آنها در حسرت مادر شدن ولی زندگی میکنن و هیچکس هم نمیگه چه زن خوبیه؟!
پ.ن: همسر اول این آقا دبیر هستند!
اینجاست که میگن ما مصداق این مثل هستیم:
از ماست که برماست!