يادداشت‌های روزانه

خانه         > يادداشت‌های روزانه <         بجنورد         اشعار ترکی         آشپزخانه         فوتوبلاگ

June 27, 2007 01:13 AM

 

بنزین

 

ملت بیچاره ای هستیم. آیا تمام درد ما یک باک بنزینه که تا نیمه شب تو صف های طویل می ایستیم برای ۶۰ لیتر بنزین بدون سهمیه؟!
آسمان هم به حال ما گریه می کرد امشب و ما هیچ نمی فهمیم چه درد بزرگی داریم؟ هیچ!


June 19, 2007 12:07 AM

 

ماه و زهره کنار هم :)

 

امشب این موزیک ترکی که کلینکس عزیز برام فرستاده منو بدجور هوایی کرده .

×××

ماه و زهره امشب در کنار هم قرار گرفتن، چقدر زیبا.

این عکس رو ساعت ۸ امشب گرفتم)


پ.ن: همیشه کسی رو که دوست داریم به ماه تشبیه می کنیم ،خوشحال نباشید وقتی به شما میگن: " تو ماه منی" ؛ در کتاب " دن ارام" خواندم : "به ماه می مانی، نه خنک می‌کنی، نه گرم"!

×××

شعر زیبای " قار" که شهربانوی عزیز مثل همیشه لطف کرده با ترجمه فارسی فرستاده رو در شعر ترکی بخوانید.

قلبم نباید از چشمم برنجد
قلبم نیز چشمم را زیاد فریب داده


June 16, 2007 10:43 PM

 

شعری از وحید طلعت

 

طلوع کن و فقط تا غروب با من باش
غروب در رگ من خونِ سرخِ "روشن" باش
و ذره ـ ذره بیا در سرشت من حل شو
و لحظه ـ لحظه بخواه و منِ منِ من باش
به جای این همه دل ـ دل بریز در روحم
به جای این همه تردید ، باش ، حتمن باش!
بخواه روح مرا از بهار، از پاییز
برای مرگِ من ای دشتِ بکر مدفن باش
مرا بگیر در آغوش خویش بعد از آن
برای زندگی ام قرن ـ قرن موطن باش
نکوچ از دل من، بی سبب نکوچانم
برای ایل و تبارم "همیشه مسکن" باش
بریز در کلماتم ، بریز در شعرم
و یا سکوت کن و تا همیشه الکن باش
سهندِ عاصی من انتظار بس ات نیست؟
بریز بر جبرت ، برف ـ برف بهمن باش
جنونِ بابکی ات را به آفتاب بده
بتاب بر دل من ، رمز و راز ماندن باش
ببار بر کلماتم ، بباربر شعرم
برای کشف شدن، شعرـ شعر روزن باش

سپیده سر زده در من، نماز شکر بخوان
غروب در شَرَیانهام خونِ روشن باش.

نهم آذر 85 ـ تهران ـ وحید طلعت


پ.ن: با تشکر از وحید عزیز برای فرستادن این شعر زیبا


June 12, 2007 12:03 AM

 

جنس دوم

 

بهروز معمولن رمان‌های تاریخی می‌خونه. کتاب‌های خودش رو خونده و کتاب جدیدی نخریده، من‌هم مدتی فرصت نکردم برم کتاب‌خونه براش کتاب بگیرم حوصله‌اش سر رفته بود و گفت از کتاب‌های خودت یکی بده بخونم. انتخاب کتاب سخت بود چون می‌دونستم حوصله کتاب‌های من رو نداره . فکر کردم" جنس دوم/ سیمون دوبووار" رو بهش بدم بخونه، نسبت به بقیه کتا‌ب‌ها برای او بهتره، هم اینکه شاید با خوندن اون به تفاهم بیشتری برسیم!
وقتی کتاب رو دادم حرفی زد که همون اول بحث‌مون شد و من پشیمون، ازش خواستم کتاب رو پس بده ، ولی بهروز خندید و شروع به خوندن کرد. منتظر بودم خیلی زود از خوندن کتاب خسته شه و متلکی بار کنه و اونو پس بده ولی برام جالب بود که دیدم مصرانه می‌خونه و حتا جلد اول رو که تموم کرد، از کتاب‌خونه جلد دوم رو هم برداشت و شروع کرد!
همین‌قدر که جنس دوم رو می‌خونه جای امیدواریه، تاثیر پذیری از اون رو شاید در پایان جلد دوم ببینم!


June 9, 2007 02:49 PM

 

انسان های بی ادعا

 

در گوشه و کنار زادگاه کوچکم، بجنورد ، کسانی هستند که به بجنورد و فرهنگ و زبان آن علاقه دارند و برای زنده نگهداشتن این فرهنگ تلاش می‌کنند، انسان‌های بی‌ادعایی که در سکوت گنجینه بسیار باارزشی را گردآوری می‌کنند. یکی از آن‌ها که افتخار آشنایی با ایشان را پیدا کردم، آقای " احسان حصاری" است.
در نیروگاه ، در گاراژی قدیمی و در گوشه فروشگاه لوازم ماشین، "آقای احسان حصاری" در لحظه‌های فراغت‌شان که زیاد هم نیست، مجموعه‌ای از ضرب‌المثل‌ها- شعرها و حکایات به زبان ترکی بجنوردی را تهیه کردند. ایشان با تلاش زیاد و زحمت فراوان آنها را جمع‌آوری و فیش‌برداری کردند. کار بسیار باارزشی که ایشان امیدوارند بتوانند بصورت مکتوب دربیاورند.

×××

آشپزخانه هم با طرز تهیه پیراشکی آپدیت شد.

×××

کاریکلماتور، با بخشهایی از اشعار سهراب سپهری که بصورت مثل بکار رفته ، آپدیت شد.

من قطاری دیدم، فقه می‌برد و چه سنگین می‌رفت/ من قطاری دیدم، که سیاست می‌برد و چه خالی می‌رفت.


June 5, 2007 12:03 AM

 

روناک و شِرک

 

بچه‌ها مثل حیوون‌ها حسی دارن که می‌تونن محبت واقعی رو بشناسن و عمیقن به کسی علاقه پیدا کنن و تشخیص‌شون هم معمولن درسته! ما آدم بزرگ‌ها ادعامون میشه که می‌تونیم آدم‌ها رو بشناسیم ولی چون همیشه روی ظواهر قضاوت می‌کنیم معمولن هم اشتباه می‌کنیم و ضربه می‌خوریم!

روناک کوچولوی ما علاقه زیادی به "شرک" داره ، علاوه بر سی‌دی کارتونِ "شرک "،عروسک و عکس و مجسمهِ شرک رو هم داره و هرجا نشانی از شرک ببینه با علاقه تمام وامیسته و نگاه می‌کنه و به بقیه هم نشون میده و میگه ببینید: شرک!
برای من عجیب بود که چطور ممکنه یک بچه سه ساله از یک غول سبز زشت خوشش بیاد؟! به روناک گفتم:" شرک" وقتی تغییر می‌کنه و شاهزاده قشنگی میشه ،خوشگلتره، نه؟
روناک گفت : نه ، "شرک" اولی خوشگل تره، من با تعجب گفتم اون که قشنگ نیست! او گفت: چرا، ببین چه لبخند قشنگی داره، خیلی خوشگله!
ما ظاهر رو می‌بینم و بچه ها اعماق رو، ما زیبایی صورت رو می‌بینم و بچه‌ها زیبایی سیرت رو، به نظر روناک اون غول سبز مهربون زیباتراز هر شاهزاده‌ای است.
ای کاش ما هم می‌تونستیم قلب‌ها رو ببینیم و قضاوت‌هامون عمیق‌تر می‌شد.
×××
روناک سی دی "شرک" رو به لیا داد و گفت: اینو برام بذار خیلی باحاله!
لیا گفت: " باحال" حرف خوبی نیست، بهتره بگی جالبه، دیگه هم نگو "باحاله" روناک ساکت شد و چیزی نگفت و مشغول تماشای " شرک " محبوبش شد.
لیا چیزی تعریف می‌کرد در ضمن صحبت‌هاش گفت: خیلی "باحال" بود، روناک که غرق کارتون بود برگشت و گفت: مگه نگفتی" باحال" حرف خوبی نیست، پس چرا خودت میگی؟!!


June 2, 2007 02:15 PM

 

برابری که میگن یعنی این:)

 

دیشب برای خرید میوه به میوه فروشی رفته بودم، خانم جوان موبایل به گردن پشت ترازو نشسته بود و میوه ها رو برام وزن و حساب کرد و همسر این خانم در حالی که بچه یک ساله ای رو بغل گرفته بود در مغازه قدم می زد و بچه رو آروم می کرد.
خوشم میاد که هرچقدر دولت مرادن مان تلاش برای خانه نشین کردن خانم ها می کنند کمتر موفق میشن شاید خانم ها رو کمتر استخدام و از کارهای دولتی محروم کنند ولی این روزا بیشتر فروشنده ها خانم هستن چند نمونه که خودم به شخصه ازشون خرید می کنم( مرغ فروش- میوه فروش- لوازم تحریری- ظروف منزل- زیراکس و ... همه خانم هستند)


 
 

 

 

Links

بانک اطلاعاتی بجنوردی‌ها

Recent

بنزین
ماه و زهره کنار هم :)
شعری از وحید طلعت
جنس دوم
انسان های بی ادعا
روناک و شِرک
برابری که میگن یعنی این:)

Archives

March 2016
February 2016
December 2015
November 2015
October 2015
August 2015
July 2015
June 2015
May 2015
April 2015
March 2015
February 2015
January 2015
November 2014
October 2014
September 2014
August 2014
July 2014
June 2014
May 2014
April 2014
March 2014
February 2014
January 2014
November 2013
October 2013
September 2013
August 2013
July 2013
June 2013
May 2013
April 2013
March 2013
February 2013
January 2013
December 2012
November 2012
October 2012
September 2012
August 2012
July 2012
June 2012
May 2012
April 2012
March 2012
February 2012
January 2012
December 2011
November 2011
October 2011
September 2011
August 2011
July 2011
June 2011
May 2011
April 2011
March 2011
February 2011
January 2011
December 2010
November 2010
October 2010
September 2010
August 2010
July 2010
June 2010
May 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006

Logo


 

 

هرگونه برداشت از مطالب يا تصاوير اين وب‌لاگ بدون ذکر نام و آدرس ماخذ ممنوع است.
 
شراره انصاری
 

 

کليه‌ی حقوق اين سايت متعلق به شيندخت‌دات‌کام می‌باشد
 [ای‌ميل به سايت]  [ارسال اين صفحه به دوستان ]  []