بچهها مثل حیوونها حسی دارن که میتونن محبت واقعی رو بشناسن و عمیقن به کسی علاقه پیدا کنن و تشخیصشون هم معمولن درسته! ما آدم بزرگها ادعامون میشه که میتونیم آدمها رو بشناسیم ولی چون همیشه روی ظواهر قضاوت میکنیم معمولن هم اشتباه میکنیم و ضربه میخوریم!
روناک کوچولوی ما علاقه زیادی به "شرک" داره ، علاوه بر سیدی کارتونِ "شرک "،عروسک و عکس و مجسمهِ شرک رو هم داره و هرجا نشانی از شرک ببینه با علاقه تمام وامیسته و نگاه میکنه و به بقیه هم نشون میده و میگه ببینید: شرک!
برای من عجیب بود که چطور ممکنه یک بچه سه ساله از یک غول سبز زشت خوشش بیاد؟! به روناک گفتم:" شرک" وقتی تغییر میکنه و شاهزاده قشنگی میشه ،خوشگلتره، نه؟
روناک گفت : نه ، "شرک" اولی خوشگل تره، من با تعجب گفتم اون که قشنگ نیست! او گفت: چرا، ببین چه لبخند قشنگی داره، خیلی خوشگله!
ما ظاهر رو میبینم و بچه ها اعماق رو، ما زیبایی صورت رو میبینم و بچهها زیبایی سیرت رو، به نظر روناک اون غول سبز مهربون زیباتراز هر شاهزادهای است.
ای کاش ما هم میتونستیم قلبها رو ببینیم و قضاوتهامون عمیقتر میشد.
×××
روناک سی دی "شرک" رو به لیا داد و گفت: اینو برام بذار خیلی باحاله!
لیا گفت: " باحال" حرف خوبی نیست، بهتره بگی جالبه، دیگه هم نگو "باحاله" روناک ساکت شد و چیزی نگفت و مشغول تماشای " شرک " محبوبش شد.
لیا چیزی تعریف میکرد در ضمن صحبتهاش گفت: خیلی "باحال" بود، روناک که غرق کارتون بود برگشت و گفت: مگه نگفتی" باحال" حرف خوبی نیست، پس چرا خودت میگی؟!!