يادداشت‌های روزانه

خانه         > يادداشت‌های روزانه <         بجنورد         اشعار ترکی         آشپزخانه         فوتوبلاگ

July 17, 2007 01:20 PM

 

دل کندن

 

گاهی در زندگی شرایطی پیش میاد که مجبور میشیم از دلبستگی‌ها و وابستگی‌هامون بگذریم .دل کندن سخته ولی عادت می‌کنیم و این طبیعت زندگیه.
بعد از بیست‌ویکسال ، خونه‌مون رو عوض کردیم. خونه‌ای که هر گوشه اون برام خاطره‌ای داشت، خوب و بد. با وجودی که مدتی بود می‌خواستیم خونه رو عوض کنیم ولی حالا دل کندن برام سخته ، مثل یک عادت و وابستگیه که خوشایند نیست ولی نمی‌تونی هم کنار بذاری.
حالا این خونه رو با بیست‌ویکسال خاطره زندگی در اون ترک می‌کنیم و خودمون رو برای تغییرات و مهاجرت بزرگتر آماده می‌کنیم!
این آخرین پست من از این خونه است . پس تا پست بعدی در خونه جدیدمون. خدا نگهدار.



July 15, 2007 12:04 AM

 

دست خدا

 

این دختر کوچولو ناخواسته امروز پا به دنیا گذاشت. امیدوارم قدمش برای خانوادش پر برکت باشه. چند سال پیش در کلاس خیاطی سیسمونی دوخته و نگهداشته بودم . ولی تصمیم گرفتم اونا رو بدم به زن افغانی برای نوزادی که در راه داشت و امروز چقدر خوشحال شدم وقتی لباسا رو تن این فرشته کوچولو دیدم.


یکی از باورهایی که به اون معتقدم اینه که "از هر دست که بدی از همان دست هم می‌گیری" و یکی دیگه اینکه خدا اگه بخواد کمک کنه واسطه‌ای را در مسیر راه قرار میده. همه ما نیاز به کمک داریم، مادی یا معنوی . روزی چنان احساس تنهایی و بی‌کسی می‌کنیم که فکر می‌کنیم تنهاترین هستیم ولی در اوج تنهایی و نیاز، دست خدا از طریق واسطه‌ای به کمک‌مون میاد. شاید ما اونو به حساب شانس و یا اتفاق و تصادف بذاریم ولی من معتقدم اون دست خداست.

سه سال پیش بطور تصادفی با دوتا خانواده افغانی آشنا شدم و از همون موقع کمک‌های خیلی کمی که می‌تونستم (پوشاک و خوراکی و پول) به اونا می‌کردم . یکی از افغانی‌ها که رقیه نام داره بچه سومش رو باردارشد و بخاطر بیکاری شوهرش و هزینه بیمارستان می‌خواست توی خونه بطریق سنتی زایمان کنه . به او گفتم بهتره بره بیمارستان من هر کمکی از دستم بر بیاد براش انجام میدم تا هزینه بیمارستانش کمتر بشه. با یکی از دوستانم که همسرش متخصص قلبه تماس گرفتم و جریان رو گفتم و ازش خواهش کردم اگه امکان داره، به اینا که غریب هستن و بی‌چیز کمک کنن. دوستم اعظم منو می‌شناسه، امکان نداره برای خودم و یا چیزی که ذی‌نفع باشم از کسی کمک بگیرم و گفت چون بتو اعتماد داریم و رو شناخت تو دکتر با رئیس بیمارستان جهت تخفیف صحبت کرده ، طبق قانون بیمارستان تخفیف شامل حال غیر ایرانی‌ها نمیشه ولی دکتر از نفوذ خودش استفاده کرده و این تخفیف رو برای این زن افغانی گرفته.
وقتی زن افغانی با شادی از من تشکر می‌کرد چشام پر اشک شد و بیاد خودم افتادم، بیست وپنچ سال پیش، وقتی بهبودم رو باردار بودم، تو سمنان تنها بودم و غریب . بیست سالم بود و نگران زایمان. تا اینکه دوستی پیدا کردم و بعد چند وقت آشنایی با اون فهمیدم خواهر همسرش متخصص اتاق عمله و موقع زایمانم اون خانم مثل یک خواهر بالای سرم بود و کمکم کرد و الان او و خانوادش جزو بهترین دوستان سمنانیم هستن.
باور ندارید دست خدا رو؟ کمی بیشتر به دوروبرتون نگاه کنید تا باورتون بشه.

پ.ن: از دکتر دارابیان که زحمت کشیدن و برای این زن افغانی تخفیف گرفتن تشکر می‌کنم. همین‌طور از دکتر فروزش رئیس بیمارستان امیرالمومنین سمنان جهت تخفیفی که دادن. هزینه بیمارستان صد و هفتاد و دوهزارتومن بود که با تخفیف صد تومن شد. همسر رقیه فقط سی تومن برای هزینه بیمارستان پرداخت.


July 14, 2007 12:23 AM

 

معیار سنجش ثروت؟

 

وقتی بچه بودم، میلیون برام مفهوم بی‌نهایت داشت و میلیونر کسی بود که ثروتش غیر قابل تصور و رویایی بود!
ولی حالا...!
یکی از آشناها آپارتمانی پانصدمتره در زعفرانیه خریده به قیمت "دومیلیارد تومن" وقتی اینو شنیدم با خودم گفتم چقدرصفرهای جلوی اعداد بی‌ارزش شدن و چقدر راحت میلیاردها عنوان میشن.
نمی‌دونم مقیاس سنجیدن بی‌نهایت ثروتمند و ثروت رویایی رو باید چی قرار داد؟ امروزه میلیون و میلیارد مفهوم خودشون رو از دست دادن و دیگه ثروت افسانه ای نیستن. فکر می‌کنید نسل فردا چه رقمی رو برای ثروتمند بودن بکار می‌برن؟!

پ.ن1: با خودم فکر می‌کردم این اختلاف طبقاتی وحشتناک رو چجوری میشه جبران کرد؟ یکی محتاج نون شب ودیگری همچین پولی فقط بابت خرید یک آپارتمان بده.
پ.ن2: آقایی که این خونه رو خریده یک مهندس نساجه!


July 10, 2007 12:19 AM

 

تغییر جنسیت

 


بهداد از دانشگاه با عصبانیت اومد و گفت: کی گفته به شما زنا ظلم شده؟ کی گفته حق و حقوق‌تون رو خوردن؟! اصلن من می‌خوام برم تغییر جنسیت بدم و زن بشم!

حق و حقوق برابر می‌خواهید ولی هر چه کار سخت و سنگینه مال مرداست و شما فقط شعار می‌دید.
ما پسرا جون می‌کنیم درس می‌خونیم تو همه کلاس ها عین آدم شرکت می‌کنیم و غیبت نمی‌کنیم و بعد دخترا نورچشمی استادهان و تاپ نمره ها اونا! نه غیبت‌هاشون رو تاثیر میدن و نه کارای ضعیف عملی‌شونو می‌بینن موقع نمره دادن استادا با بذل و بخشش به دخترا چند نمره ارفاق می‌کنن ولی پسرا ... باید جون بکنیم تا بیست و پنج صدم حق خودمونو بدن!
پ.ن1: بهداد این ترم چون اول نشده و یک دختر رغیبشه بدجوری عصبانیه، به اندازه کافی آنتی فمینیست بود الان دیگه بدتر شده:)
پ.ن 2: اگه بهداد اینو بخونه حتمن برای تغییر جنسیت مصمم تر میشه:)


July 5, 2007 01:18 PM

 

مرد بزرگ

 

دیشب خواب مردی رو دیدم که زمانی برام خیلی بزرگ بود و عزیز.
دیشب خواب مردی رو دیدم که زمانی کنارش می‌ایستادم به نظرم بزرگترین مرد دنیا بود! وقتی دستای کوچکم رو در دستش می‌گرفت و توی اون دستای بزرگ گم می‌شد با خودم فکر می‌کردم حتمن دست های خدا هم به این بزرگیه!
دیشب خواب مردی رو دیدم که همیشه بزرگ بود و عزیز ولی روزگار اونو از بزرگی انداخت و کمرش رو خم کرد و حالا وقتی کنارش می‌ایستم با خودم فکر می‌کنم یک روزی چقدر به نظرم بزرگ می‌اومد ولی چرا الان بزرگ نیست؟
روزگار گاهی چقدر بیرحم میشه . او که خیلی خوب بود و به همه کمک می‌کرد، پس چرا زمانه با او خوب نبود؟!
میگن اگه آهی بدنبالت باشه یک روز یقه تو می‌گیره ولی برای او که همیشه دعای خیر همراهش بود.
آیا بازی سرنوشته که گاهی بزرگی و گاه کوچک؟!
دیشب خواب مردی رو دیدم که دیگه بزرگ نیست و برف سفیدی روی موهاش نشسته ولی هنوزم برای من بزرگه و عزیز،حتا اگه روزگار اونو کوچیک کرده باشه!
وقتی خوابش رو دیدم نگرانش شدم چون مدت‌هاست که بخوابم نیامده بود ، آرزو میکنم همیشه سلامت باشه.


July 2, 2007 11:35 AM

 

تلقین

 

کنار اومدن با مشکلات در هرکس متفاوته و بستگی به روحیه شخص داره.
بهبودم پسر مقاومیه و معمولن خیلی خوب می‌تونه با مشکلاتش کنار بیاد و روحیه خودش رو حفظ کنه و حتا می‌تونه به خودش روحیه بده! روزی که نتایج کنکورش رو می دادن، خیلی نگران و استرس داشت اینو کاملن می‌شد فهمید ولی سعی میکرد آروم باشه و بی‌خیال ! دوستانش زنگ می‌زدن و خبر قبولی خودشون رو می‌دادن و اون که هنوز اسمش رو پیام‌نمای تلویزیون نرفته بود و همچنان منتظر بود ( سال 79 هنوز در سمنان کافی نت نبود) ولی برای این که کمتر فکر کنه و استرسش رو پنهان کنه، این آهنگ منصور که اون موقع تازه آلبومش اومده بود رو میذاشت و با صدای بلند خودش هم همراه با منصور می‌خوند.

وای که از امروز غم فردا رو نخور عزیزم غصه دنیا رو نخور
هر چی میشه بذار بشه بگو که فردا رو خوشه عزیزم یک دم دنیا رو خوشه

برای من کاراش جالب و خنده دار می‌اومد ولی کمی هم حرصم در می‌اومد بخاطر بی‌خیالی های اون ولی وقتی خبر قبولیش رو شنید گفت : دیدی غصه خوردن فایده نداره ، من مطمئن بودم قبول میشم!

بهدادم درست برعکس بهبوده ، بسیار حساس و با روحیه ضعیف و همین باعث میشه همیشه استرس داره و اگه مشکلی براش پیش بیاد خیلی ناراحت و عصبی میشه . بهداد از ترم اول همیشه دانشجوی ممتاز بوده و براش مهمه که نمراتش همیشه بالا باشه ولی این ترم دوتا از درسهاش رو خوب نداده و نمراتش رو که گرفته مثل همیشه بالا نیست همین باعث شده زانوی غم بغل بگیره و همش به نمراتش که معدل اونو پایین میاره فکر می‌کنه. دیشب بردمش شهمیرزاد و تو ماشین همین موزیک منصور رو براش گذاشتم و صدای ضبط رو بلند کردم و خودم هم همراه با خواننده خوندم ، کم کم بهداد هم با من همراه شد و شروع به خوندن کرد وقتی چند بار این آهنگ رو تکرار کردیم، بهداد آرومتر شده بود و خودم سرحالتر.

واقعن به اثرات تلقین اعتقاد دارم اگه ما هرروز به خودمون روحیه بدیم می‌تونیم خیلی بهتر و راحت‌تر همه چی رو بپذیریم.


 
 

 

 

Links

بانک اطلاعاتی بجنوردی‌ها

Recent

دل کندن
دست خدا
معیار سنجش ثروت؟
تغییر جنسیت
مرد بزرگ
تلقین

Archives

March 2016
February 2016
December 2015
November 2015
October 2015
August 2015
July 2015
June 2015
May 2015
April 2015
March 2015
February 2015
January 2015
November 2014
October 2014
September 2014
August 2014
July 2014
June 2014
May 2014
April 2014
March 2014
February 2014
January 2014
November 2013
October 2013
September 2013
August 2013
July 2013
June 2013
May 2013
April 2013
March 2013
February 2013
January 2013
December 2012
November 2012
October 2012
September 2012
August 2012
July 2012
June 2012
May 2012
April 2012
March 2012
February 2012
January 2012
December 2011
November 2011
October 2011
September 2011
August 2011
July 2011
June 2011
May 2011
April 2011
March 2011
February 2011
January 2011
December 2010
November 2010
October 2010
September 2010
August 2010
July 2010
June 2010
May 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006

Logo


 

 

هرگونه برداشت از مطالب يا تصاوير اين وب‌لاگ بدون ذکر نام و آدرس ماخذ ممنوع است.
 
شراره انصاری
 

 

کليه‌ی حقوق اين سايت متعلق به شيندخت‌دات‌کام می‌باشد
 [ای‌ميل به سايت]  [ارسال اين صفحه به دوستان ]  []