يادداشت‌های روزانه

خانه         > يادداشت‌های روزانه <         بجنورد         اشعار ترکی         آشپزخانه         فوتوبلاگ

 

مرد بزرگ

 

دیشب خواب مردی رو دیدم که زمانی برام خیلی بزرگ بود و عزیز.
دیشب خواب مردی رو دیدم که زمانی کنارش می‌ایستادم به نظرم بزرگترین مرد دنیا بود! وقتی دستای کوچکم رو در دستش می‌گرفت و توی اون دستای بزرگ گم می‌شد با خودم فکر می‌کردم حتمن دست های خدا هم به این بزرگیه!
دیشب خواب مردی رو دیدم که همیشه بزرگ بود و عزیز ولی روزگار اونو از بزرگی انداخت و کمرش رو خم کرد و حالا وقتی کنارش می‌ایستم با خودم فکر می‌کنم یک روزی چقدر به نظرم بزرگ می‌اومد ولی چرا الان بزرگ نیست؟
روزگار گاهی چقدر بیرحم میشه . او که خیلی خوب بود و به همه کمک می‌کرد، پس چرا زمانه با او خوب نبود؟!
میگن اگه آهی بدنبالت باشه یک روز یقه تو می‌گیره ولی برای او که همیشه دعای خیر همراهش بود.
آیا بازی سرنوشته که گاهی بزرگی و گاه کوچک؟!
دیشب خواب مردی رو دیدم که دیگه بزرگ نیست و برف سفیدی روی موهاش نشسته ولی هنوزم برای من بزرگه و عزیز،حتا اگه روزگار اونو کوچیک کرده باشه!
وقتی خوابش رو دیدم نگرانش شدم چون مدت‌هاست که بخوابم نیامده بود ، آرزو میکنم همیشه سلامت باشه.


 
 

 

 

Links

بانک اطلاعاتی بجنوردی‌ها

Recent

بهبودم سرباز شد.
یلدا مبارک
دختر خوانده من
ما زن‌ها و شما مردها!
پل الوار
کاش مسئولان تربیت بدنی سمنان بخونن!
ویدئو
تشکر
درگذشت خواهر همسرم
سمنان بارانی

Archives

December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006

Logo


 

 

هرگونه برداشت از مطالب يا تصاوير اين وب‌لاگ بدون ذکر نام و آدرس ماخذ ممنوع است.
 
شراره انصاری
 

 

کليه‌ی حقوق اين سايت متعلق به شيندخت‌دات‌کام می‌باشد
 [ای‌ميل به سايت]  [ارسال اين صفحه به دوستان ]  []