سلام دوستان اولین پستم از خونه جدید رو با خبر خوش شروع میکنم.
آلبوم زندگی رو ورق بزنیم خاطرات قشنگی در لابلای اون پیدا میکنیم. خاطرات قشنگی مثل تولد، ازدواج و ...
برای هر پدر و مادری لحظه تولد بچه هاش زیباترین لحظه است. احساس بوجود آوردن یک موجود زنده و شاهد رشد اون بودن ،باعث غرور و افتخار هر پدر و مادری ست و روز ازدواج بچه ها لحظه اوج خوشبختی .
پنجم شهریور ماه شصتویک بهبودم با تولدش باعث شادی ما شد و شانزدهم مرداد ماه هشتادوشش با ازدواجش خوشحالی و غرور از به ثمر رسیدن میوه زندگی مان به اوج رسید.
سه شنبه گذشته جشن نامزدی و عقد بهبود و ریحان عزیز بود. لحظه قشنگی که هر پدر و مادری آرزوی دیدنش رو داره.
ازدواج در کشور ما سنتهای دست و پاگیری داره که گاهی باعث اذیت شدن جوونها و خانوادهها میشه. سنتهایی که این روزه بیشتر به حالت چشم و هم چشمی در اومده، مهریه یکی ازاوناست. متاسفانه امروزه مهریهها جزوی از تجملات جهت فخر فروشی شده و رقم سکههای طلایی که در مهریه قید میشه باعث رقابت شده!
ریحان عزیز سنت شکنی کرد و هیچ سکه طلایی برای مهریه نخواست.
مهریه او: یک جلد کلام الله و آیینه و شمعدان
1381 شاخه گل ارکیده ( سال آشناییش با بهبود)
1363 جلد کتاب ( به تعداد تاریخ تولدش)
چون ریحان هیچ مهریه نقدی نخواست بهبود هم قید کرد از لحظه ای که شریک زندگی شدن، شریک مالی هم هستند.
ای کاش جوونهای ما به جای اینکه برای پایدار بودن زندگی به مادیات تکیه کنند به دنبال حق و حقوق واقعی خودشون باشن.
آرزو میکنم بهبود و ریحان عزیز همیشه با عشق در کنار هم زندگی کنند و روزهای خوبی پیش رو داشته باشند.
برای همه جوونها آرزوی خوشبختی دارم و برای همه پدر و مادرها آرزوی دیدن لحظه خوشبختی بچه هاشون.