يادداشت‌های روزانه

خانه         > يادداشت‌های روزانه <         بجنورد         اشعار ترکی         آشپزخانه         فوتوبلاگ

August 18, 2007 12:23 AM

 

باز هم روناک:)

 

روناک( خواهرزادم) ده روزی مهمون ما بود. این مدت از دست شیطونی ها و شیرین زبونیش حسابی کیف کردم.
وقتی اخر شب ها که همه خواب بودن سری به نت می زدم روناک هم می اومد دورو برم می پلکید. یه شب که مامانش گفت بگیر بخواب. روناک گفت: برم ببینم "شیندخت- فیندخت" چه خبره!
یه شب هم لیا, روناک رو برد اتاق بخوابه و خودش اومد پیش ما. روناک صداش زد که بیا پیشم وقتی لیا نرفت روناک گفت: خودت حرف گوش نمی کنی و انتظار داری من حرفت رو گوش کنم؟!
به لیا گفتم وقتی دختر بچه چهارساله اینقدر حاضر جواب باشه در شانزده سالگی چی میشه؟!


August 15, 2007 12:24 AM

 

خدمت مقدس سربازی!!

 

خدمت سربازی یعنی چی؟یعنی خدمت جوون های بدون پارتی؟!
ببینم کسی شنیده آقازاده ها هم خدمت مقدس سربازی رو بگذرونن؟! پسرای وکیل وزرا چی؟!
اگه سراغ داشتید ادرسشون رو به ما هم بدید!
در ضمن به آقایون پزشک ها که بدنبال گرفتن تخصص هستن توصیه می کنم به جای اینکه این همه سال از عمرشون رو صرف درس خوندن بکنن بهتره برن یک پزشک عمومی سهیمه ای بشن و بعد هم برن بخش نظام وظیفه خدمت کنن, هم نونشون تو روغنه و هم تشخیص شون بالاتر از پزشک متخصص!
واقعن جای تاسفه تو مملکت ما چه کسایی باید برای سرنوشت جوون ها تصمیم بگیرن؟!

امروز بدجوری عصبانی هستم و بداخلاق, اصلن تو شیندخت سگ هار بستم بهتره کسی این طرف ها نیاد!
تنم هم بگین ,نگین میخاره و برام مهم نیست, اگر مادر بودید می فهمیدید!


August 11, 2007 01:10 AM

 

بهبود و ریحان

 

سلام دوستان اولین پستم از خونه جدید رو با خبر خوش شروع می‌کنم.
آلبوم زندگی رو ورق بزنیم خاطرات قشنگی در لابلای اون پیدا می‌کنیم. خاطرات قشنگی مثل تولد، ازدواج و ...
برای هر پدر و مادری لحظه تولد بچه هاش زیباترین لحظه است. احساس بوجود آوردن یک موجود زنده و شاهد رشد اون بودن ،باعث غرور و افتخار هر پدر و مادری ست و روز ازدواج بچه ها لحظه اوج خوشبختی .

پنجم شهریور ماه شصت‌و‌یک بهبودم با تولدش باعث شادی ما شد و شانزدهم مرداد ماه هشتاد‌و‌شش با ازدواجش خوشحالی و غرور از به ثمر رسیدن میوه زندگی مان به اوج رسید.
سه شنبه گذشته جشن نامزدی و عقد بهبود و ریحان عزیز بود. لحظه قشنگی که هر پدر و مادری آرزوی دیدنش رو داره.

ازدواج در کشور ما سنت‌های دست و پاگیری داره که گاهی باعث اذیت شدن جوون‌ها و خانواده‌ها میشه. سنت‌هایی که این روزه بیشتر به حالت چشم و هم چشمی در اومده، مهریه یکی ازاوناست. متاسفانه امروزه مهریه‌ها جزوی از تجملات جهت فخر فروشی شده و رقم سکه‌های طلایی که در مهریه قید میشه باعث رقابت شده!
ریحان عزیز سنت شکنی کرد و هیچ سکه طلایی برای مهریه نخواست.

مهریه او: یک جلد کلام الله و آیینه و شمعدان
1381 شاخه گل ارکیده ( سال آشناییش با بهبود)
1363 جلد کتاب ( به تعداد تاریخ تولدش)

چون ریحان هیچ مهریه نقدی نخواست بهبود هم قید کرد از لحظه ای که شریک زندگی شدن، شریک مالی هم هستند.


ای کاش جوون‌های ما به جای اینکه برای پایدار بودن زندگی به مادیات تکیه کنند به دنبال حق و حقوق واقعی خودشون باشن.
آرزو می‌کنم بهبود و ریحان عزیز همیشه با عشق در کنار هم زندگی کنند و روزهای خوبی پیش رو داشته باشند.
برای همه جوون‌ها آرزوی خوشبختی دارم و برای همه پدر و مادرها آرزوی دیدن لحظه خوشبختی بچه هاشون.



 
 

 

 

Links

بانک اطلاعاتی بجنوردی‌ها

Recent

باز هم روناک:)
خدمت مقدس سربازی!!
بهبود و ریحان

Archives

December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006

Logo


 

 

هرگونه برداشت از مطالب يا تصاوير اين وب‌لاگ بدون ذکر نام و آدرس ماخذ ممنوع است.
 
شراره انصاری
 

 

کليه‌ی حقوق اين سايت متعلق به شيندخت‌دات‌کام می‌باشد
 [ای‌ميل به سايت]  [ارسال اين صفحه به دوستان ]  []