دل کوچکی دارم, خیلی خیلی کوچیک . طوری که با کوچکترین غم, پر میشه و غمگین, با کوچکترین شادی لبریز میشه و شاد. با کم ترین بی مهری بدرد میاد و ناراحت, با کم ترین محبت لبریز از عشق میشه و دوست داشتن.
دل کوچک من طاقت نامردی ها رو نداره و خیلی زود واکنش نشون میده و متلاطم میشه ؛ خیلی زود هم با کمترین صداقت آروم میشه.
دل کوچک من همیشه برام مشکل ساز بوده. از اینکه زود متلاطم میشه و غمگین , همیشه اذیت شدم و خیلی ضرر کردم . بخاطر کوچک بودن دلم خیلی زود دلتنگ شدم و خیلی ها از دل کوچکم سواستفاده کردن ولی نمی دونم چجور دلم رو گشاد کنم؟ قدرت صبر و تحملم رو بالا ببرم. اذیت نشم و اذیت نکنم. ای کاش میشد دلم رو مثل کش بکشم تا کش بیاد و بزرگتر بشه.
ولی فکر نمی کنید اگه دلم گشاد بشه و جا زیاد داشته باشه برا همه چیز اونوقت کینه و نفرت هم اونجا برای خودشون جا پیدا کنن؟! چون بخاطر کوچک بودن دلم هیچ جایی برای کینه و نفرت اونجا نیست.
ناراحت میشم و می بخشم. دل کوچکم زود رنج هست ولی کینه ای نیست. اگر قراره دلم گشاد بشه و کینه و نفرت هم اونجا جا باز کنن ترجیح میدم همین دل کوچیک رو تحمل کنم .