مشهد/ جمعه هجدهم آبانماه هشتادوشش/ ساعت یازده شب/ خیابان سجاد
زن مچاله شده از سرما و پسر بچه خواب در آغوش گرم مادر.
از زن پرسیدم چرا اینجا خوابیدی؟ در حالی که پول رو از دستم میقاپید با بیحالی تمام گفت : خونه ندارم کجا بخوابم؟
وقتی دندونهای سیاه زن و بینشئگی اونو دیدم یک لحظه از کمکی که کردم پشیمون شدم ولی پسر بچه خوابیده در بغل زن باعث شد فکر کنم به یک بچه کمک کردم نه به یک معتاد!
در شهر ثروتمند امام رضا کسی نیست این بیخانمانها رو جمع کنه؟!