يادداشت‌های روزانه

خانه         > يادداشت‌های روزانه <         بجنورد         اشعار ترکی         آشپزخانه         فوتوبلاگ

December 31, 2007 12:06 AM

 

دوستان خوب

 

امروز دوستانم برام یک روز خیلی خوبی رو ساختن و خستگی و ترس شروع رو از دلم بیرون ریختن. واقعن خوشحالم و به خودم افتخار می‌کنم بخاطر داشتن همچین دوستان خوبی.


December 23, 2007 12:45 AM

 

بهبودم سرباز شد.

 

بلاخره بهبود امروز اعزام شد. دیشب وقتی موهاش رو کوتاه می‌کرد و وسایلش رو مرتب می‌کرد مثل بچه مدرسه‌ای‌ها شده بود. یاد اولین روز مدرسه رفتنش افتادم. اون موقع هم باید موهاش رو ماشین می‌کرد و روز اول مهرخیلی اروم و منظم بود. امروز هم از همه ساده‌تر و منظم‌تر بود. اون‌قدر ترسونده بودنش که: "اگه مرتب بری گیر میدن و بیشتر اذیتت می‌کنن"، او کهنه‌ترین لباسش رو پوشید. از همه زودتر هم جلوی پادگان بودیم, ساعت یه ربع مونده به شش صبح و ساعت ده و نیم اعزام شد.
هر یادگاری که از زمان رژیم پهلوی مونده بود رو از بین بردن ولی این سنت حسنه سربازی که یادگار رضا شاه بوده همچنان باقیه!


December 22, 2007 10:44 AM

 

یلدا مبارک

 

شعر یلدا که آیشین (برادرزاده‌ام) خونده.


December 16, 2007 11:07 PM

 

ما زن‌ها و شما مردها!

 

ما زن‌ها عجول هستیم و شما مردها صبور
ما زن‌ها بی‌فکر هستیم و شما مردها فکور
ما زن‌ها ضعیفه هستیم و شما مردها قوی
بخاطرعجول بودن و بی‌فکر بودن و ضعیفه بودن ِ ما ز‌ن‌ها, شما مردها باید با مردانگی‌تان حمایت کننده و رهبرو جلودارمان باشید و ترمز برای پیش‌رفتن ما!
اگر زنی اشتباه کنه بخاطر ناقص‌العقل بودنشه! ولی اگر مردی اشتباه کنه حتمن "مصلحتی" در کار بوده وگرنه مرد کامل‌العقل که هیچ‌وقت اشتباه نمی‌کنه!
من ِ زن می‌خوام با عجول بودن و بی‌فکر بودن و ضعیف بودنم، خودم به‌تنهایی جلو برم و کاری که می‌خوام پیش ببرم اگه نیاز به ترمز نداشته باشم به کی باید بگم؟ می‌خوام برم بکوبم به دیوار شاید مصلحت من هم این باشه!
حالم از کلمه"مصلحت" بهم می‌خوره وقتی بجای اشتباهات مردانه بکار میره.
یک زن عصبانی


December 14, 2007 11:26 PM

 

پل الوار

 

سالروز تولد «پل الوار» شاعر سوررئال

امروز (چهاردهم دسامبر) سال‌روز تولد پل الوار شاعر فرانسوی بود. شعر زیبایی از او را که خیلی *دوست می‌دارمش, به مناسبت سال‌روز تولدش این‌جا می‌ذارم:

تو را دوست می‌دارم


تو را به جای همه زنانی که نشناختم دوست دارم .
تو را به جای همه روزگارانی که نمی زیستم دوست دارم .
برای خاطر عطر نان گرم
و برفی که آب می‌شود
و برای نخستین گل‌ها
تو را به خاطر دوست داشتن دوست دارم .
تو را به جای همه کسانی که دوست نمی‌دارم دوست می‌دارم .
بی تو جز گستره‌ یی بی‌کرانه نمی‌بینم
میان گذشته و امروز.
از جدار آیینه‌ی خویش گذشتن نتوانستم
می‌بایست تا زندگی را لغت به لغت فرا گیرم
راست از آن گونه که لغت به لغت از یادش می‌برند.
تو را دوست می‌دارم برای خاطر فرزانه‌گی‌ات که از آن من نیست
به رغم همه آن چیزها که جز وهمی نیست دوست دارم
برای خاطر این قلب جاودانی که بازش نمی‌دارم
می‌اندیشی که تردیدی اما تو تنها دلیلی
تو خورشید رخشانی که بر من می‌تابی هنگامی که به خویش مغرورم
سپیده که سر بزند
در این بیشه‌زار خزان زده شاید گلی بروید
شبیه آنچه در بهار بوئیدیم .
پس به نام زندگی
هرگز نگو هرگز

*از وقتی سریال مدار صفر درجه رو دیدم این جمله" دوست می‌دارم" افتاده تو دهنم.


December 13, 2007 12:19 AM

 

کاش مسئولان تربیت بدنی سمنان بخونن!

 

حدود بیست‌ساله ورزش جزوی از برنامه زندگی منه . در طول این سال‌ها بخاطرخوب ورزش کردنم همیشه به من پیشنهاد شده اقدام به گرفتن کارت مربی‌گیری کنم و در این زمینه فعالیت کنم ولی من قبول نکردم چون به نظرم یک مربی علاوه بر درست ورزش کردن باید روحیه مربی‌گیری و مدیریت سالن رو هم داشته باشه و خودم رو واجد شرایط نمی‌دونستم.

در این سال‌ها باشگاه‌های مختلفی رو بخاطر محیط کثیف و یا مربی‌هاش عوض کردم تا این‌که این چند ساله یک باشگاه که از نظر فضا نسبت به بقیه بهتر بود رو انتخاب کردم و در همونجا ادامه دادم ( باشگاه‌های ورزشی خانم‌ها متاسفانه زیرزمین هستن و این برای ورزش ایروبیک که هوازیه و نیاز به تنفس بیشتر، واقعن مشکل ساز و حتا مضره!)
مربی ایروبیک این باشگاه هم انصافن خوب بود ولی متاسفانه باشگاه‌های ما مثل بقیه اصناف, وقتی خودشون رو گرفتن و مشتری‌های دائمی پیدا کردن کمتر به کیفیت کار فکر می‌کنن و بیشتر به فکر درآمد خودشون هستن. این باشگاه هم مربی‌اش رو به دلایلی که خودش می‌دونه عوض کرد و الان یکی از بچه‌هایی که یه مدت کوتاهی با ما باشگاه می‌اومد و فقط یه دوره مربی‌گری گذرونده، به عنوان مربی گذاشته.
وقتی مربی جدید شروع کرد, دیدم فقط ژست مربی‌ها رو گرفته و ورزش رو با از این شاخه به اون شاخه پریدن شروع کرد بدون اینکه نظمی در کارش باشه. من که سال‌ها ورزش کردم می‌دونم چه حرکاتی درسته و چه حرکاتی ضرر داره ولی کسانی که تازه شروع کردن و عشق وزن کم کردن دارن با همین مربی‌های تازه کار شروع می‌کنن و وسط راه کمر درد و یا زانو درد می‌گیرن و اونوقت میگن ورزش کردیم به این دردها دچار شدیم!
وقتی به مدیر باشگاه اعتراض کردم گفت: تو قدیمی هستی برای اینه نمی‌تونی بپذیری باید به جوون‌ها فرصت داد. گفتم :درسته به جوون‌ها باید فرصت داد ولی به چه قیمتی؟! مربی قبلی هم جوون بود ولی خیلی کارش درست و اصولی و خیلی دقیق به همه حرکت‌ها توجه می‌کرد و اشکال کار رو می‌گفت نه اینکه فقط ورجه وورجه کنه و ژست‌های الکی و در حالی‌که خودش اخم کرده با صدایی خشن بگه:" لبخند فراموش نشه!" ( این حرف مربی وقتی قیافه اخمو اونو دیدم باعث شد واقعن خندم بگیره و به جای لبخند بخندم) مربی جدید باشگاه باعث شده من مدتیه ایروبیک کار نکنم و فقط با دستگاه‌ها کار می‌کنم.
آیا مسئولان تربیت بدنی فقط کارشون صدور مجوزه و هیچ نظارتی به باشگاه‌ها ندارن؟ چرا در این مورد دقت و سختگیری نمی‌کنن؟!
باشگاه ما که یک باشگاه ورزشی کوچک در یک شهرستانه وعمل‌کردش تاثیر چندانی نداره شاید باعث بشه امثال من یا ورزش نکنیم یا باشگاه رو تغییر بدیم ولی فکر کنید این روش که هرکسی از راه می‌رسه و چند روزی ورزش می‌کنه، مربی میشه در سطح بازی‌های تخصصی و ملی چه ضررهایی می‌تونه ببار بیاره!
اگه مدیران تربیت بدنی بجز منافع خودشون بیشتر به باشگاه‌ها و نحوه مدیریت و مربیان توجه کنن نه باشگاه‌های کوچک ما این‌طور عمل می‌کنن و نه باشگاه‌های تخصصی .

پ.ن: خودم رو چشم کردم بس که به همه پز دادم هرروز ورزش می کنم, روزای زوج ایروبیک و روزای فرد تردمیل! حالا مدتیه ایروبیک کار نکردم و بدجوری خمارم چون معتاد به ایروبیکم. دربدر دنبال باشگاهی با مربی و محیط خوبم ولی هنوز گیر نیاوردم!


December 10, 2007 11:58 AM

 

ویدئو

 

دو ویدئوی کوتاه از بش‌قارداش و باباامان بجنورد رو در یوتیوب گذاشتم می‌تونید ببینید.
این دو ویدئو رو به دوستان و همراهان همیشگی شیندخت تقدیم می‌کنم ،بخصوص آقای سعید جمالزاده که دوری از بجنورد رو با گشت زدن در شیندخت جبران می‌کنن:)


December 8, 2007 11:27 PM

 

تشکر

 

از همه دوستان عزیزی که ایمیل تسلیت فرستادن، ممنونم. امیدوارم هیچ‌وقت غم نبینید و من شریک شادی‌هاتون باشم.
دوست خوبم آقای صدقی شعر زیبایی از عمران صلاحی در پیام تسلیت‌شون فرستادن که اینجا می‌ذارم:



تو اگر
بسته اي بار سفر
تو اگر نيستي ديگر
پس چرا از همه جا
من صداي تپش قلب تو را مي شنوم؟


دوست عزیزی از استرالیا برام کتاب آشپزی فرستادن که بزودی غذاهایی از روی اون انتخاب می‌کنم و در بخش آشپزی می‌ذارم. میتراجون، ممنونم از لطفت . کتاب بسیار خوب با دستورات غذایی متنوعیه. مرسی.

×××

آشپزخانه هم آپدیت شد،سر بزنید.


December 7, 2007 10:47 PM

 

درگذشت خواهر همسرم

 

در زندگی‌مون کسانی هستن که بودن‌شون شاید به نظر کم‌رنگ بیاد ولی با رفتن‌شون خلا بزرگی پیدا میشه.
بعد از فوت مادر بهروز (همسرم)، خواهر بزرگ او حامی خوبی برای بهروز بود و جای مادرش رو پر کرده بود. پیرزن ریزنقش ساده‌دل و مهربونی که همه دوسش داشتیم. وجود او برامون دل‌گرم کننده بود و خونه او اولین جایی بود که وقتی بجنورد می‌رفتیم، سر می‌زدیم. متاسفانه هفته قبل او فوت کرد.
شعر زیبایی بالای اعلامیه فوت او نوشته شده بود که در مورد او واقعن صدق می‌کنه:



گویند خوبان را بدینسان شناسند
که با یادشان نیز بتوان زیست

یادش گرامی , روحش شاد.

پ.ن:فرهنگ عجیبی داریم ما، خودمون رو موظف می‌دونیم در عزاداری‌ها حتمن شرکت کنیم ولی در جشن‌ها نه! شاید به همین دلیل خیلی‌ها رو در عزاداری‌ها میشه دید.
منم این مدت کسانی رو که سال‌ها ندیده بودم دیدم . دیدن بعضی‌ها خوشحالم می‌کرد حس اینکه بعد سال‌ها کسانی رو که در گذشته می‌شناختم دوباره می‌دیدم برام لذت بخش بود و من رو به گذشته و خاطرات اون موقع‌ها برد!


 
 

 

 

Links

بانک اطلاعاتی بجنوردی‌ها

Recent

دوستان خوب
بهبودم سرباز شد.
یلدا مبارک
ما زن‌ها و شما مردها!
پل الوار
کاش مسئولان تربیت بدنی سمنان بخونن!
ویدئو
تشکر
درگذشت خواهر همسرم

Archives

March 2016
February 2016
December 2015
November 2015
October 2015
August 2015
July 2015
June 2015
May 2015
April 2015
March 2015
February 2015
January 2015
November 2014
October 2014
September 2014
August 2014
July 2014
June 2014
May 2014
April 2014
March 2014
February 2014
January 2014
November 2013
October 2013
September 2013
August 2013
July 2013
June 2013
May 2013
April 2013
March 2013
February 2013
January 2013
December 2012
November 2012
October 2012
September 2012
August 2012
July 2012
June 2012
May 2012
April 2012
March 2012
February 2012
January 2012
December 2011
November 2011
October 2011
September 2011
August 2011
July 2011
June 2011
May 2011
April 2011
March 2011
February 2011
January 2011
December 2010
November 2010
October 2010
September 2010
August 2010
July 2010
June 2010
May 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006

Logo


 

 

هرگونه برداشت از مطالب يا تصاوير اين وب‌لاگ بدون ذکر نام و آدرس ماخذ ممنوع است.
 
شراره انصاری
 

 

کليه‌ی حقوق اين سايت متعلق به شيندخت‌دات‌کام می‌باشد
 [ای‌ميل به سايت]  [ارسال اين صفحه به دوستان ]  []