در زندگیمون کسانی هستن که بودنشون شاید به نظر کمرنگ بیاد ولی با رفتنشون خلا بزرگی پیدا میشه.
بعد از فوت مادر بهروز (همسرم)، خواهر بزرگ او حامی خوبی برای بهروز بود و جای مادرش رو پر کرده بود. پیرزن ریزنقش سادهدل و مهربونی که همه دوسش داشتیم. وجود او برامون دلگرم کننده بود و خونه او اولین جایی بود که وقتی بجنورد میرفتیم، سر میزدیم. متاسفانه هفته قبل او فوت کرد.
شعر زیبایی بالای اعلامیه فوت او نوشته شده بود که در مورد او واقعن صدق میکنه:
گویند خوبان را بدینسان شناسند
که با یادشان نیز بتوان زیست
یادش گرامی , روحش شاد.
پ.ن:فرهنگ عجیبی داریم ما، خودمون رو موظف میدونیم در عزاداریها حتمن شرکت کنیم ولی در جشنها نه! شاید به همین دلیل خیلیها رو در عزاداریها میشه دید.
منم این مدت کسانی رو که سالها ندیده بودم دیدم . دیدن بعضیها خوشحالم میکرد حس اینکه بعد سالها کسانی رو که در گذشته میشناختم دوباره میدیدم برام لذت بخش بود و من رو به گذشته و خاطرات اون موقعها برد!