سرما، یخبندان
بوی سرماخوردگی, بوی اکالیپتوس
آتش, گرما
خوابیدن *جنینی شکل کنار آتش و داخل تونل پتو خزیدن و نگاه کردن به **شعلههای آتش و تو رویا فرورفتن و ... خواب و آرامش
زمستان امسال رکورد شکسته از سرما ، تو عمرم بیسابقه بوده که اینقدر لباس گرم بپوشم ولی باز هم گرم نشم!
بهدادم وقتی من رو مچاله شده توی لباسهای گرم میبینه، با خنده میگه: تو که نتونستی ما رو گرمایی کنی ولی ما تونستیم تو رو سرمایی کنیم!
شاید بخاطر بالارفتن سنه! نمیدونم والا، انگار از درون یخ هستم, یخ یخ!
*خوابیدن جنینی شکل اسمیه که من رو این مدل خواب گذاشتم( پاها رو تو شکم جمع کردن و خوابیدن)
**آتش هم آتشهای قدیم نه شومینههای گازسوز! باید صدای جرق جروق سوختن هیزمها و شرارههای اون رو تو ذهنتون مجسم کنید!