بلاخره بعد از چند روز سرما و سوز سرد برفهای اونور البرز، ما پشتکوه نشینها هم برف دیدیم و سمنان هم برف بارید. برفی که نیمهشب دیشب شروع شد و تا صبح همه جا رو سفید پوش کرد و البته همراه یخبندان.
وقتی امروز تو برفهای یخزده با احتیاط راه میرفتم و شادی بچهها و برفبازیشون رو میدیدم یاد زمستونهای سرد و پربرف بجنورد افتادم. برفهای سنگینی که وقتی پشتبومها رو پارو میکردن به ارتفاع قد یه آدم میشد.

اونسالها که تلفنها هندلی بود و باید هندل میزدیم و گوشی رو برمیداشتیم و میگفتیم:" الو مرکز..." و شماره مورد نظرمون رو میدادیم تا مرکز مخابرات برامون بگیره، خاله بزرگم با دخترش که مشهد بود ، تلفنی صحبت میکرد در مورد سرما و برف میگفت این جملهاش خوب یادمه: " توپقومه زه چن قار یاقده" (تا قوزک پامون برف باریده)
اولین بار بود کلمه " توپوق" رو میشنیدم و نمیدونستم یعنی چی؟ وقتی خاله بزرگ گوشی رو گذاشت پرسیدم" توپوق" یعنی چی؟ خاله خندید و با خنده گفت یعنی: "قوزک پا". این کلمه از اون موقع که 9-10 سالم بود یادم مونده و هروقت برف میباره تو ذهنم میاد که آیا برف تا توپوقمونه یا کمتر؟!
پ.ن: اینم یه اس ام اس به مناسبت تعطیلیهای اخیر!
به دلیل بارش برف و مصادف شدن با ایام محرم و سپس دهه فجر و در انتها عید نوروز، مملکت تا اردیبهشت ماه تعطیل است.