هوا بهاری شده و ماهی قرمزهای سفره هفتسین به بازار اومده. بوی بهار و عید میاد. شلوغی خیابونا و شور حال مردم رو در این روزهای آخر زمستون دوست دارم.
وقتی موقع کار از پنجره آشپزخونه بیرون رو نگاه میکنم ,خونههای همسایهها که همه نشون از تدارک عید دارن؛فرشهای شسته شده و آویزون از بالکنها- بندهای پراز ملحفههای شسته, ... این همه منو بیشتر بهشوق میاره .
این روزها پرکارترین و شلوغترین روزها رو میگذرونم و با وجود کار زیاد و استراحت کم، سرحالتر از همیشه هستم و مثل آدمهای دوپینگ کرده کلی انرژی دارم. کمتر چیزی میتونه منو عصبانی و غمگین کنه. شادم این روزها, نزدیک شدن بهار هم یک دلیل دیگه شاد بودن و پرانرژی بودنمه.
دوستی میگفت: تو از بیکاری مریض و کسل میشی و هرچقدر بیشتر کار کنی سرحالتری!
این شادی و سرحالی رو با شما شریک میشم و از شما دعوت میکنم آهنگهای نوروزی رو اینجا گوش کنید.
گلدون یاس رازقی، بنفشههای باغچه- آینه و شمعدونی ، جهاز مادر و تو طاقچه- بهار بهار باز اومده دوباره ،باز تموم دلها چه بیقراره ... (مخصوصن بهار بهار زندهیاد هایده رو از دست ندین)
پ.ن: ضربالمثل جدید: زمستان رفت و روسیاهی به شرکت گاز ماند!