از بجنورد که برگشتیم , لیا و روناک هم با ما اومدن سمنان و دوروبرم شلوغ بود. امروز ظهر رفتن و خونه خلوت و ساکت شده. روناک خیلی شاد و پر سرو صداست , دختربچهای با شیطنتهای *پسرونه, ریلکس و شاد. با اون که هستم منم کودک و شاد میشم و از حرفاش و کارهاش قهقهه خندهام هواست .
وقتی روناک رو میبینم به این نظریه سیمون دوبوار در کتاب جنس دوم اعتقاد پیدا میکنم که:" یک انسان، زن متولد نمیشود، بلکه تبدیل به زن میشود."
*برای اینکه میزان شیطنتها و شاد بودن رو نشون بدیم باید با پسرها مقایسه کنیم, این چه فرهنگیه که رایجه؟!
پ.ن: روناک از مامانش میخواست قول بگیره که چیزی براش بخره, لیا گفت قول مردونه میدم اون ناراحت شد و گفت:
نه ؛ قول زنونه میخوام بدی, قول واقعی!