يادداشت‌های روزانه

خانه         > يادداشت‌های روزانه <         بجنورد         اشعار ترکی         آشپزخانه         فوتوبلاگ

May 31, 2008 06:05 PM

 

خواب عجیب!

 

من معمولن خواب زیاد می‌بینم شاید علتش اینه زیاد می‌خوابم. ولی مدتیه خواب‌های عجیبی می‌بینم. دیشب خواب دیدم ضمن خرید از یک فروشگاه به من خبر دادن در قرعه کشی فروشگاه جایزه‌ای برنده شدم . خیلی تعجب کردم چون تو عمرم هیچ‌وقت تو قرعه کشی برنده نشدم ؛ بخاطر خوش‌شانسی زیاد! فقط یک‌بار در مکه در قرعه کشی کاروان‌مون یک سجاده جایزه گرفتم که اونم جزو معجزات بود.
وقتی رفتم جایزه رو تحویل بگیرم از نوع جایزه داشتم شاخ درمی‌آوردم بعد از عمری جایزه‌ای نصیبم شده بود اونم توی خواب، می‌دونین جایزه چی بود؟!
" لبخندی از فروشنده، اون‌هم فروشنده خانم!!"
این عین خوابی بود که دیدم. البته من این خواب و این لبخند رو به فال نیک می‌گیرم در این ایام که همه لبخندها خشکیده و قیافه‌ها همه خسته و افسرده‌ست!
خیر باشه!


May 30, 2008 12:34 AM

 

باران- اشک- دیه

 

بلاخره امروز بغض آسمون ترکید و دلش رو خالی کرد هرچند کوتاه ولی بارید.
گاهی وقت‌ها فکر می‌کنم اگه اشک و بارون نبود چجوری آدم‌ها و آسمون می‌تونستن دل‌شون رو خالی کنن؟!
یک کاریکلماتور قبلن نوشته بودم که: ماهی‌ها خوشبختن که اشک‌شان دیده نمی‌شود !

×××
در مورد تصویب تساوی دیه زن و مرد تو خونه صحبت بود. بهداد آنتی فمنیست گفت: زیاد خوشحال نباشید فعلن مُرده‌هاتون با مردا برابره زنده‌هاتون هنوزم نصفه!


May 26, 2008 12:13 AM

 

بدون شرح!

 


May 22, 2008 03:37 PM

 

تجربه سفر زنانه

 

همیشه دلم می‌خواست سفر مجردی زنونه رو تجربه کنم و بدونم مردا چه حسی دارن از سفرهای مجردی که با رفقاشون میرن؟!شاید هیچ‌وقت حس اونا رو نتونیم تجربه کنیم ولی سفر زنونه هم لذت و تجربیات خاص خودش رو داره بخصوص که هم‌سفرت بهترین دوستت باشه و هم‌صحبت و شنونده خوبی برای حرف‌ها و درد دل‌هات.
چند روزی با دوستم (قدسی) شمال رفته بودم. هوای عالی و استراحت خوب و مهم‌تر از همه، هم‌صحبتی با قدسی عزیز باعث شد خاطره خوبی از اولین سفر مجردی و زنونه خودم داشته باشم.
دوسال پیش این مطلب رو برای قدسی نوشته بودم .دوباره می‌ذارم بعنوان تشکر بخاطر همه زحماتش که سعی می‌کرد به من خوش بگذره و واقعن هم خوش گذشت.

عکس‌های این سفر رو در اینجا ببینید.


May 16, 2008 12:15 AM

 

جشن فارغ‌التحصیلی آیشین

 


این لباس‌ها رو از طرف کودکستان برای بچه‌ها آماده کرده بودن. معلوم نیست کدام طراح با ذوقی این‌قدر سلیقه به خرج داده و لباس دختران دانشگاهی رو برای بچه شش ساله طراحی کرده!


نمایشگاهی از کارهای پیش‌دبستانی‌های سمنان در سالن اجتماعات مدرسه بعثت برگزار شده بود و هم‌زمان هم از طرف پیش‌دبستانی آیشین(برادرزاده‌ام) جشن فارغ‌التحصیلی گرفته بودن که بهانه‌ای شد برای رفتن به این نمایشگاه.
از ساعت هشت صبح بچه‌ها جمع شده بودن و قرار بود مسئولانی از آموزش و‌پرورش برای بازدید به نمایشگاه بیان. در یک فضای کوچک مادرها لباسی که از طرف کودکستان برای بچه‌ها تهیه شده بود رو به آن‌ها می‌پوشوندن. چند تا از بچه‌ها برای خیرمقدم و عده‌ای برای سرود آماده شده بودن.
مسئولان آموزش پرورش ساعت ده اومدن و خیلی سریع و فرمالیته از نمایشگاه بازدید کردن، بدون توجه به زحمتی که بچه‌ها کشیده بودن. بعد از نمایشگاه قرار بود برای جشن گل‌باران و فارغ‌التحصیلی در سالن مطهری جمع بشن. برای همین دوباره برنامه لباس عوض کردن و با عجله آماده شدن بود. به یک عده لباس مخصوص دادن برای برنامه گل‌باران و چند تا از دخترها اشک می‌ریختن و می‌گفتن چرا ما نباید از این لباس‌ها بپوشیم؟! این تبعیض‌ها برای بزرگترها هم قابل هضم نیست چه برسه به بچه‌های شش ساله.
ما این بی‌نظمی و شلوغی رو که دیدیم آیشین رو برای مراسم گل‌باران نبردیم و به خونه برگشتیم ولی این سوال برام پیش اومد آیا هدف واقعن جشن فارغ‌التحصیلی بود یا خودنمایی مدیر و تبلیغ برای کودکستان و ابقای پست مدیریت و شاید هم گرفتن جایزه‌ای به عنوان مدیر نمونه شدن، اون‌هم به قیمت اذیت و کلافگی یک عده بچه؟!
برنامه بازدید از نمایشگاه و جشن، نمود بخش بسیار کوچکی از کل جامعه بود و اگه این رفتارها رو در مقیاس بزرگتر به کل جامعه تعمیم بدیم می‌فهمیم همیشه بخاطر منافع عده‌ای خاص بقیه مثل این بچه‌ها بازی‌چه می‌شن!





یکی از کودکستان‌ها ماکت مقبره شهدا رو درست کرده بود و خانمی از مربی‌ها هم سنگ تموم گذاشت و مشک روشن کرد و در گوشه ماکت گذاشت که در فضای گرم و بدون تهویه نمایشگاه باعث سردرد ما شد.
در ورودی نمایشگاه تنها فضا برای جریان هوا بود.


May 14, 2008 12:14 AM

 

جملات مثبت

 

بعد از ورزش مربی در مورد مثبت فکر کردن و دور کردن افکار منفی و اثرات اون برامون گفت. بعد یکی از خانم‌ها یک جمله قشنگ, از اون‌هایی که توی مجله موفقیت می‌نویسن رو کلمه ‌به‌کلمه گفت و بقیه با صدای بلند اونو همراهی کردن . مربی از ما خواست هرروز یک جمله مثبت رو با خودمون تکرار کنیم. چیزی که شاید قبلن خودم هم به اون اعتقاد داشتم و کم‌وبیش در شیندخت می‌نوشتم ولی الان ... حرف‌های مربی و اون خانم برام خنده‌دار و مسخره بود و با اون‌ها نمی‌تونسنم همراه بشم و به‌نظرم فقط یک شعار بود مثل خیلی شعارهای قشنگ دیگه. تا وقتی که واقعن نتونم این جملات رو عملی کنم تکرارش برای خودم بی‌خوده.
این جملات قشنگ شاید فقط برا اینه که به بقیه بگیم و خودمون عمل نکنیم؛ شاید هم من دچار افسردگی شدم و منفی‌باف!


May 11, 2008 12:08 AM

 

 


May 8, 2008 12:04 AM

 

به‌هم ریختن باورها!

 

همیشه می‌گفتم حیف که دختر ندارم تو دامادم بشی و حالا فکر می‌کنم چقدر خوبه که دختر ندارم تا نگرانش باشم!
سنتی نبودن, نه ربطی به تحصیلات عالیه داره و نه ربطی به ظاهر مدرن و ادعاهای روشن‌فکری. سنتی بودن در خون بعضی ازآدم‌هاست که متاسفانه اون رو هم نمی‌شه دید و شناخت.
هیچ معیاری برای شناخت آدم‌ها وجود نداره، هیچ.


May 6, 2008 12:09 AM

 

؟

 

ساختمانی که در عکس می‌بینید جهت عریض شدن خیابون سعدی سمنان, بزودی خراب میشه.
آیا تعریض این خیابون مرکزی در طرح جامع و تفصیلی شهر پیش‌بینی نشده که مجوز ساخت این مجتمع صادر شده و یک‌سال بعد از افتتاح باید خراب بشه؟!
چه کسانی مسئول این بی‌برنامه‌گی‌ها هستن و شورای شهر چه نقشی داره؟!


May 3, 2008 11:55 PM

 

سخن عاشق / رولان بارت

 

صاحب‌منصبی عاشق یک فاحشه‌ی اشرافی شد. زن به او گفت: من وقتی مال تو می‌شوم که صد شب به خاطر من در باغ روی چارپایه‌یی زیر پنجره‌ام بنشینی و انتظار بکشی. اما مرد صاحب منصب شب نودونهم خسته شد,چارپایه‌اش را زیر بغل زد و رفت.


نتیجه گیری اخلاقی: انتظار معیار خوبی برای محک زدن عاشق‌تان نیست، شرط آسان‌تری انتخاب کنید!


 
 

 

 

Links

بانک اطلاعاتی بجنوردی‌ها

Recent

خواب عجیب!
باران- اشک- دیه
بدون شرح!
تجربه سفر زنانه
جشن فارغ‌التحصیلی آیشین
جملات مثبت

به‌هم ریختن باورها!
؟
سخن عاشق / رولان بارت

Archives

June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006

Logo


 

 

هرگونه برداشت از مطالب يا تصاوير اين وب‌لاگ بدون ذکر نام و آدرس ماخذ ممنوع است.
 
شراره انصاری
 

 

کليه‌ی حقوق اين سايت متعلق به شيندخت‌دات‌کام می‌باشد
 [ای‌ميل به سايت]  [ارسال اين صفحه به دوستان ]  []