بعد از ورزش مربی در مورد مثبت فکر کردن و دور کردن افکار منفی و اثرات اون برامون گفت. بعد یکی از خانمها یک جمله قشنگ, از اونهایی که توی مجله موفقیت مینویسن رو کلمه بهکلمه گفت و بقیه با صدای بلند اونو همراهی کردن . مربی از ما خواست هرروز یک جمله مثبت رو با خودمون تکرار کنیم. چیزی که شاید قبلن خودم هم به اون اعتقاد داشتم و کموبیش در شیندخت مینوشتم ولی الان ... حرفهای مربی و اون خانم برام خندهدار و مسخره بود و با اونها نمیتونسنم همراه بشم و بهنظرم فقط یک شعار بود مثل خیلی شعارهای قشنگ دیگه. تا وقتی که واقعن نتونم این جملات رو عملی کنم تکرارش برای خودم بیخوده.
این جملات قشنگ شاید فقط برا اینه که به بقیه بگیم و خودمون عمل نکنیم؛ شاید هم من دچار افسردگی شدم و منفیباف!