این لباسها رو از طرف کودکستان برای بچهها آماده کرده بودن. معلوم نیست کدام طراح با ذوقی اینقدر سلیقه به خرج داده و لباس دختران دانشگاهی رو برای بچه شش ساله طراحی کرده!
نمایشگاهی از کارهای پیشدبستانیهای سمنان در سالن اجتماعات مدرسه بعثت برگزار شده بود و همزمان هم از طرف پیشدبستانی آیشین(برادرزادهام) جشن فارغالتحصیلی گرفته بودن که بهانهای شد برای رفتن به این نمایشگاه.
از ساعت هشت صبح بچهها جمع شده بودن و قرار بود مسئولانی از آموزش وپرورش برای بازدید به نمایشگاه بیان. در یک فضای کوچک مادرها لباسی که از طرف کودکستان برای بچهها تهیه شده بود رو به آنها میپوشوندن. چند تا از بچهها برای خیرمقدم و عدهای برای سرود آماده شده بودن.
مسئولان آموزش پرورش ساعت ده اومدن و خیلی سریع و فرمالیته از نمایشگاه بازدید کردن، بدون توجه به زحمتی که بچهها کشیده بودن. بعد از نمایشگاه قرار بود برای جشن گلباران و فارغالتحصیلی در سالن مطهری جمع بشن. برای همین دوباره برنامه لباس عوض کردن و با عجله آماده شدن بود. به یک عده لباس مخصوص دادن برای برنامه گلباران و چند تا از دخترها اشک میریختن و میگفتن چرا ما نباید از این لباسها بپوشیم؟! این تبعیضها برای بزرگترها هم قابل هضم نیست چه برسه به بچههای شش ساله.
ما این بینظمی و شلوغی رو که دیدیم آیشین رو برای مراسم گلباران نبردیم و به خونه برگشتیم ولی این سوال برام پیش اومد آیا هدف واقعن جشن فارغالتحصیلی بود یا خودنمایی مدیر و تبلیغ برای کودکستان و ابقای پست مدیریت و شاید هم گرفتن جایزهای به عنوان مدیر نمونه شدن، اونهم به قیمت اذیت و کلافگی یک عده بچه؟!
برنامه بازدید از نمایشگاه و جشن، نمود بخش بسیار کوچکی از کل جامعه بود و اگه این رفتارها رو در مقیاس بزرگتر به کل جامعه تعمیم بدیم میفهمیم همیشه بخاطر منافع عدهای خاص بقیه مثل این بچهها بازیچه میشن!
یکی از کودکستانها ماکت مقبره شهدا رو درست کرده بود و خانمی از مربیها هم سنگ تموم گذاشت و مشک روشن کرد و در گوشه ماکت گذاشت که در فضای گرم و بدون تهویه نمایشگاه باعث سردرد ما شد.
در ورودی نمایشگاه تنها فضا برای جریان هوا بود.