همیشه وقتی کنار کسانی مینشستم که حرفهای تکراری میزدن و برای برانگیختن حس ترحم دیگران مشکلاتشون رو بزرگتر نشون میدادن، منهم با اونا همدردی میکردم و با وجودی که گاهی حرفهای اونا رو قبول نداشتم و میدونستم مشکلاتشون هم به علت ناآگاهی و بیفکریهای خودشونه ولی دلش رو نداشتم اینو به اونا بگم و ناخواسته اونا رو تایید میکردم ولی دارم تمرین میکنم در برابر این نالههای زیادی عکسالعمل نشون بدم و تایید الکی نکنم!
اولین تمرینم رو در کنار کسی که همیشه با حرفهاش از دیگرون تاییدیه "زن فداکار" بودن گرفته، رو انجام دادم هرچند باعث ناراحت شدن اون خانم و بقیه کسانی که اونو تایید میکردن شدم ولی خودم راضی بودم که الکی بازیچه حس ترحم و نالههای اون خانم نشدم!
شاید این هم یکی از نشانههای رشد روحیم باشه!
کم کم باید تمرین" نه" گفتن بکنم کاری که واقعن برام سخته ولی امیدوارم بتونم!