میدانستند یا نمیدانستند, مسئله اساسی نیست بلکه باید پرسید: اگر بیخبر باشیم, بیگناه هستیم؟ آیا آدم ابلهی که بر اریکه قدرت تکیه زده است تنها به عذر جهالت, از هرگونه مسئولیتی مبراست؟ ...
ادیپ هم نمیدانست که با مادر خویش همبستر میشود ولی وقتی فهمید چه حادثهای روی داده است او خود را بیگناه تصور نکرد و نتوانست آن بدبختی و سیهروزی را که حاصل جهل و نادانیش بود تحمل کند. چشمان خود را از حدقه در آورد و سرزمین " تب" را نابینا ترک کرد.