هراز گاهی که فیلم و کتاب خوبی گیرم نمیآد سراغ فیلمهایی که قبلن دیدم و یا کتابهایی که قبلن خوندم میرم و دوباره دیدن و خوندن آنها هم برام خوشآینده. وقتی چیزی رو دوست داشته باشی تکرارش هم لذت بخشه.
این دفعه کتاب ژان کریستف رو بعد از چند سال دوباره خوندم . انگار بار اول بود این کتاب رو میخوندم و باز هم، همراه کتاب لبخند و بغض و ...
جملات و پاراگرافهایی از کتاب " ژان کریستف" انتخاب کردم که اینجا میذارم.
- آدمی را با ضعفهایش باید قبول کرد.
- دوست از دوست خود جدا نمیشود مگر آنکه دل او به این جدایی رای بدهد.
- میوههای گندیده درخت را از بین نمیبرند بلکه خود به خود به زمین میافتند و از بین میروند.
- امیدوار باش! تا وقتی چشمی هست که با تو اشک میریزد, میتوان رنج زندهگی را تحمل کرد...
- هر کس که ادعا کند به شرافت پایبند است ولی شریف نباشد در نظر من از لجن ناپاکتر است.
- چرا بسیاری از انسانها دوست دارند که دیگران را آلوده سازند و صفا و پاکدلی را از بین ببرند؟
- هیچکس به درختان بیبر و بیثمر سنگ نمیزند به درختهایی سنگ میزنند که پر از میوه باشند.
- آدمی به گذشته خود باز نمیگردد و باید در راه آینده پیش برود و از گذشته تنها خاطرهای باز میماند.
- حتا در سختترین روزهای زندهگی به جای غصه خوردن با خیال آسوده سرود " روز خشم " را بخوانید.
- تنها در کشورهای وحشی و عقب مانده شعار مرگ بر بیگانهگان را میدهند. میهن ما جای کینه و نفرت نیست.
- دوست داشتن خوشبختی است هرکس بتواند دوست بدارد خوشبخت است حتا اگر دیگران ما را دوست نداشته باشند اهمیتی ندارد.
- هنرمندانی بزرگتر و درخشانترند که در آفریدههایشان همه انسانها را در نظر دارند. که خداوند را باید در انسانها دید و نه در آسمان. انسانها خدایان زندهاند.
- چه سعادت بزرگی است جدا شدن از قید و بندها و رها شدن از خاطرات عذابآور و رها شدن از توهمات . و چه سعادت بزرگی است زندهگی کردن و مغلوب زندهگی نشدن و بر آن غلبه کردن!
- استوار باش! نومید مشو! ما هم سختیها کشیدهایم, رنجها بردهایم اگر بردبار باشی از این دوران سخت به سلامت خواهی گذشت.
- زندهگی نبردی است بیمتارکه و بیترحم و این نبرد انسانی را میطلبد شایستهی این نام که در برابر لشکر دشمنان نامرئی بجنگد و در برابر قدرت مرگبار طبیعت و تمایلات بیقاعده و افکار تیره و تار تسلیم نشود.
- همیشه گول خوردهام. چقدر فحش خوردهام و دشنام شنیدهام و هزار جور بدبختی و مصیبت کشیدهام اما تن من سالم است و معدهام قوی, هر آشغالی که به خوردم بدهند هضم میکنم و سالمتر و قویتر میشوم.
- شاید زندهگی مشترک یک زن و مرد برخلاف طبیعت انسان باشد. دو نفر را نمیشود وادار کرد که مثل هم باشند و در همه حال و همه جا کنار هم باشند مگر اینکه یکی از آندو و یا هردوی آنها فداکاری کنند.
- شما چقدر خوب هستید ... اما افسوس یهودی هستید.
تاده موش لبخند غمآلودی زد و گفت: بزرگترین مصیبت انسان بودن است و باید افسوس خورد که چرا انسان خلق شدهایم.
- زنده باد شادی!... زنده باد زندهگی!... زنده باد دوستی و عشق و زنده باد مبارزه!... زنده باد روز!... زنده باد شب!... درود بر خورشید!... خدا را باید نیایش کرد خدایی که در رویا با ماست و در زندهگی با ماست. زنده باد خدایی که موسیقی را آفرید!
- باید مثل زمین صبور باشی صبر کن تا موسم شکفتن برسد, باید مثل زمین بود, مثل زمین خوب. اگر حوصله داشته باشی دوباره همه چیز درست میشود حتا اگر صد بار هم شکست بخوری نباید مایوس شوی. شکست و ناکامی هم برای خودش نوعی سعادت است.
- برای پیروز شدن باید قوی بود و زندهگی کرد و حقیقت مثل تیغههای آهکی که از سقف غارها آویزان میشود, نیست که سخت باشد و محکم. حقیقت, زندگی است. حقیقت را باید در قلب انسانها پیدا کرد. شما مدعی هستید که بشر دوستید, بشردوستی را در زندهگی باید یافت در زندهگی دیگران.
- بیشتر مردم در حقیقت در بیست- سی سالهگی میمیرند و اگرچه به ظاهر زنده میمانند اما دیگر چیزی یاد نمیگیرند و انعکاسی از گذشته خود میشوند و در سالهای بعدی خودشان را تکرار میکنند و ماشینوار آنچه را بیش از بیست- سی سالهگی یاد گرفتهاند, ناشیانه و به شکلی بدتر به نمایش در میآورند.
- ما چیزهای زیادی میخواهیم و آرزوها و امیدهایی داریم, اما به خواستههای خودمان نمیرسیم. خواستن چیز دیگری است و زندهگی کردن چیز دیگر. این دوتا یک چیز نیستند باید آرام بود و با حوصله. مهم این است که انسان مایوس نشود و از خواستههایش دست برندارد. و در عین حال زندهگی کند. ما آن قدرت را نداریم که همه چیز را به شکل دلخواه خود در آوریم.