برای معاینات پزشکی تعویض گواهینامهام رفته بودم. جلوی تابلو سنجش بینایی ایستاده بودم که دکتر اومد نزدیکتر و گفت: روسریتون رو درست کنید. من چند لحظه با تعجب به او نگاه کردم بعد شالم رو کمی جلو کشیدم. خیلی سعی کردم تا جلوی زبونم رو گرفتم که به اون نگم: فکر میکردم اومدم معاینه پزشکی نمیدونستم بخش منکرات اومدم.
با عصبانیت از اتاق بیرون اومدم و هر چی فحش تو دلم بود تو ماشین نثار اون و امثال اون کردم که به خودشون اجازه میدن اینطور برخورد کنن. بهداد گفت حالا فهمیدی چرا ما از سربازی فراری هستیم؟ اون که دکتره برخوردش اینه, وای به حال بقیه.