يادداشت‌های روزانه

خانه         > يادداشت‌های روزانه <         بجنورد         اشعار ترکی         آشپزخانه         فوتوبلاگ

January 28, 2009 02:20 PM

 

ژان باروا / روژه مارتن دوگار

 


* هیچ‌کس کرتر از کسی نیست که نمی‌خواهد بشنود.
* تمام هستی یک نوع جنگ است؛ زندگی یعنی پیروزی آن‌که پایداری می‌کند...
* خیلی خوب می‌دانم که زندگی چیست, چه بازار مکاره‌ای است زندگی!... نیکی, وظیفه, فضیلت, از این حرف‌ها! پوششی بر غریزه‌های خودپرستانه‌مان,فقط این واقعیت دارد! اوه آدمک‌ها!
* در نظر بگیریم که پنجاه سال دیگر قضیه‌ی دریفوس فقط ماجرای کوچکی خواهد بود از مبارزه عقل بشر بر ضد احساساتی که او را کور می‌کند؛ فقط لحظه‌ای خواهد بود و نه بیشتر از مسیر کند و اعجاب‌آور بشر به‌سوی نیکی بیشتر.
* مذهب کاتولیک واتیکانی به‌صورتی‌که فعلاً شکل گرفته است برای بسیاری از نفوس با فرهنگ و برای تمام نفوسی که آگاهی‌های عمیق دارند مردود است. خدایی که به ما نشان می‌دهند به‌طرز بسیار حقیری جنبه‌ی انسانی دارد. امروز,اعتقاد به یک خدای شخصی, به یک خدای شاه مانند به خدایی که عالم را ساخته است, اعتقاد به گناه و جهنم ... آهان, نه! این مذهب دیگر درخور ما نیست دیگر چه جوری بگویم ... ما را که تشنه‌ی کمال هستیم, سیراب نمی‌کند. اعتقادات بشر هم مانند هر چیز دیگر تابع روند تکامل است؛ پیش می‌رود. از آن‌چه خوب است به‌سوی خوب‌تر می‌رود.خوب دیگر, دین باید ضرورتاً با معرفت هر عصر انطباق یابد. واتیکان اشتباه می‌کند که در برابر این انطباق مقاومت می‌کند.


January 24, 2009 04:17 PM

 

آشپزخانه اُپن و پیاز داغ

 

بعداز چند روز سرماخوردگی و پیچیدن بوی بخور توی خونه, صبح پنجره رو باز کردم تا هوای تمیز که بوی بارون همراه داشت رو استنشاق کنم و هوای خونه عوض بشه. در حالی‌که فنجان چای زنجبیلم در دستم بود نفس عمیق کشیدم ولی بوی پیاز داغ تندی همه جا پیچیده بود. فهمیدم باز همسایه پایینی پیازداغش رو تو بالکن درست می‌کنه.
یادش بخیر مهندس احمدی (استاد برنامه‌ریزی شهری مون) می‌گفت: وقتی ما فرهنگ سیرداغ و پیازداغ داریم، داشتن آشپزخونه اُپن مسخره است. الان چاره این‌کار رو استفاده از بالکن و یا آشپزخونه در پارکینگ و حتا آشپزخونه مخفی در کنار آشپزخونه اُپن (یعنی بصورت انباری کنار آشپزخونه اصلی) می‌دونن و آشپزخونه اُپن فقط نقش نمایش‌گاه رو بازی می‌کنه و احتمالن برای نشان دادن وسایل لوکس آشپزخونه که همه‌شون هم جنبه تزئینی داره و برای پز دادنه نه استفاده کردن.

پ.ن: در فرهنگ بعضی‌ها هود هم نقش تزئینی داره.


January 22, 2009 12:04 AM

 

بدون عنوان

 



بر سر قبر کشیشی در کلیسای وست مینستر نوشته شده است :

" کودک که بودم می‌خواستم دنیا را تغییر دهم . بزرگ‌تر که شدم متوجه شدم دنیا خیلی بزرگ است من باید انگلستان را تغییر دهم . بعدها دنیا را هم بزرگ دیدم و تصمیم گرفتم شهرم را تغییر دهم . در سال‌خوردگی تصمیم گرفتم خانواده‌ام را متحول کنم . اینک که در آستانه مرگ هستم می‌فهمم که اگر روز اول خودم را تغییر داده بودم ، شاید می‌توانستم دنیا را هم تغییر دهم .



January 21, 2009 12:11 AM

 

حجاب

 

عکس با ایمیل به‌دستم رسیده. منبع عکس رو نمی‌دونم


January 19, 2009 02:44 PM

 

ضرب‌المثل ِ روناک

 

دو هفته خوبی بود و چقدر زود گذشت. به همین زودی دل‌تنگ شدم دل‌تنگ شیطنت‌ها و حرف‌ها و سروصدای شاد روناک. خونه ساکت و خلوت شده .

وقتی روناک بداخلاقه


* کیک درست کرده بودم ،روناک خورد. گفتم :خوشمزه است؟
گفت: از قدیم گفتن کیک خاله از همه کیک‌ها خوشمزه‌تره


* بهداد سربسر روناک می‌ذاشت, روناک هم با عصبانیت گفت : بیشور(بیشعور).
گفتم: خاله, این حرف‌های بد چیه میگی؟ حیف اون دهن خوشگلت نیست که از این حرف‌های زشت از اون بیرون بیاد؟
چند دقیقه بعد
مشغول کار بودم و بهداد اذیتم می‌کرد من با عصبانیت داد زدم: "دیوونه ".
بهداد با خنده گفت: حیف اون دهن ... روناک هم با تعجب به من نگاه می‌کرد .

* آیشین همیشه خاله‌بازی دوست داره و روناک بازی‌های پرتحرک و پسرونه وقتی هم‌بازی خاله‌بازی‌های آیشین میشه , کارها و حرفاش با اون قلدری خاص خودش خنده‌داره.
آیشین پیش‌بند من رو بسته بود و مثل همیشه نقش خانم خونه رو بازی می‌کرد و با صدای ظریف مثل مامان‌ها به روناک گفت: این لباس رو تازه خریدم ولی شوهرم خوشش نمی‌آد باید ببرم عوض کنم. روناک در حالی که دست‌هاش رو کمرش زده بود با صدای بلند و زنگ‌دارش و با لحن عصبانی و طلب‌کارانه گفت: آخه چرا خوشش نمی‌آد این‌که خیلی قشنگه, گل هم داره؟

* روناک پالتوی جدید خریده بود هر کسی به اون می‌گفت چقدر پالتوت قشنگه فوری می‌گفت: مامان پالتوم رو از گاندی خریدی یا میلاد نور؟


* من و روناک رفتیم کتاب‌خونه. وقتی کتاب برمی‌داشتم او‌ هم کتاب خواست چون کتابی برای سن او نبود کتاب شازده کوچولو رو براش گرفتم
هر شب موقع خواب کمی براش می‌خوندم با دقت به عکس‌های اون نگاه می‌کرد و چند بار با خودش اسم ماربوآ رو تکرار کرد که یادش بمونه. بهداد می‌خندید و می‌گفت از این کتاب سنگین‌تر و فیلسوفانه‌تر نبود براش بگیری؟
وقتی می‌خواست بره گفت: خاله جون آخر هم کتاب شازده کوچولو رو برام نخوندی تموم بشه.

* به روناک گفتم سمنان خوش گذشت؟ گفت نه. گفتم چرا؟ گفت آخه خیلی کم موندیم سی روز کرج بودیم همش دو روز سمنان

* روناک به سختی راضی شد از سمنان دل بکنه و بره . موقع خداحافظی به من چسبیده بود و می‌گفت شما هم بیاین. گفتم شما برو من عید میام. گفت چقدر مونده تا عید؟ گفتم دوماه. گفت دوماه از بیست روز بیشتره؟

روناک شکل مامانش رو در حال چشمک زدن کشیده


January 15, 2009 12:11 AM

 

اشک

 

* چه دیار اسرار آمیزی است دیار اشک.
شازده کوچولو / آنتوان سنت اگزوپری

* چه کار بی‌رحمانه‌ای است که آدم زن‌ها را به گریه بیندازد. پدرم می‌گفت: زن‌ها از جنس دیگری هستند , اما آدم اغلب این را یادش می‌رود.
ژان باروا / روژه مارتن دوگار

* چیزی که همیشه برایم عجیب بوده این است که اصولن اشک در برنامه‌ی خلقت پیش‌بینی شده. یعنی آدم بناست گریه کند, باید پیش‌بینی شده باشد. واقعن که هیچ سازنده محترمی هم‌چه کاری نمی‌کند.
زندگی در پیش رو / رومن گاری


January 4, 2009 01:07 AM

 

بهار من گذشته شاید

 

منتظر رسیدن مسافرهام هستم. برای این‌که بیدار بمونم نت‌گردی و یوتیوب‌گردی می‌کنم . در گشت‌وگذارم آهنگ " بهار من گذشته شاید" از عماد رام رو پیدا کردم. با این آهنگ به یاد سال‌های دوران دبیرستان و شب‌های امتحان افتادم. اون موقع نه اینترنتی بود و نه یوتیوبی؛ رادیویی بود و راه شب ِ اون با آهنگ‌های درخواستیش که خواب رو از چشم‌مون دور می‌کرد تا چند ساعتی بیش‌تر بیدار بمونیم برای درس خوندن. یادش بخیر چه روزهایی بود.
این آهنگ مهرپویا رو هم دوست داشتم ، البته فقط آخرشب‌ها و از رادیو گوش کردن می‌چسبید.

پ.ن: آهنگ ور یارم گروه کامکارها رو از وبلاگ سرزمین رویایی پیدا کردم. حیفه اینو گوش ندید.
عجب شبی‌‌ شده امشب.


January 2, 2009 03:03 PM

 

آشپزی

 


اگر غذای راحت و سریع و خوشمزه و البته تند دوست دارید ،طرز تهیه دال عدس به هم‌راه توضیحاتی در مورد چربی‌های مفید و مضر رو در بخش آشپزی بخونید.


 
 

 

 

Links

بانک اطلاعاتی بجنوردی‌ها

Recent

ژان باروا / روژه مارتن دوگار
آشپزخانه اُپن و پیاز داغ
بدون عنوان
حجاب
ضرب‌المثل ِ روناک
اشک
بهار من گذشته شاید
آشپزی

Archives

February 2016
December 2015
November 2015
October 2015
August 2015
July 2015
June 2015
May 2015
April 2015
March 2015
February 2015
January 2015
November 2014
October 2014
September 2014
August 2014
July 2014
June 2014
May 2014
April 2014
March 2014
February 2014
January 2014
November 2013
October 2013
September 2013
August 2013
July 2013
June 2013
May 2013
April 2013
March 2013
February 2013
January 2013
December 2012
November 2012
October 2012
September 2012
August 2012
July 2012
June 2012
May 2012
April 2012
March 2012
February 2012
January 2012
December 2011
November 2011
October 2011
September 2011
August 2011
July 2011
June 2011
May 2011
April 2011
March 2011
February 2011
January 2011
December 2010
November 2010
October 2010
September 2010
August 2010
July 2010
June 2010
May 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006

Logo


 

 

هرگونه برداشت از مطالب يا تصاوير اين وب‌لاگ بدون ذکر نام و آدرس ماخذ ممنوع است.
 
شراره انصاری
 

 

کليه‌ی حقوق اين سايت متعلق به شيندخت‌دات‌کام می‌باشد
 [ای‌ميل به سايت]  [ارسال اين صفحه به دوستان ]  []