بعداز چند روز سرماخوردگی و پیچیدن بوی بخور توی خونه, صبح پنجره رو باز کردم تا هوای تمیز که بوی بارون همراه داشت رو استنشاق کنم و هوای خونه عوض بشه. در حالیکه فنجان چای زنجبیلم در دستم بود نفس عمیق کشیدم ولی بوی پیاز داغ تندی همه جا پیچیده بود. فهمیدم باز همسایه پایینی پیازداغش رو تو بالکن درست میکنه.
یادش بخیر مهندس احمدی (استاد برنامهریزی شهری مون) میگفت: وقتی ما فرهنگ سیرداغ و پیازداغ داریم، داشتن آشپزخونه اُپن مسخره است. الان چاره اینکار رو استفاده از بالکن و یا آشپزخونه در پارکینگ و حتا آشپزخونه مخفی در کنار آشپزخونه اُپن (یعنی بصورت انباری کنار آشپزخونه اصلی) میدونن و آشپزخونه اُپن فقط نقش نمایشگاه رو بازی میکنه و احتمالن برای نشان دادن وسایل لوکس آشپزخونه که همهشون هم جنبه تزئینی داره و برای پز دادنه نه استفاده کردن.
پ.ن: در فرهنگ بعضیها هود هم نقش تزئینی داره.