يادداشت‌های روزانه

خانه         > يادداشت‌های روزانه <         بجنورد         اشعار ترکی         آشپزخانه         فوتوبلاگ

May 26, 2009 12:43 AM

 

مرا که با تو شادم پریشان مکن / سیمین غانم

 

این آهنگ قشنگ سیمین غانم رو گوش کنید.
مرسی ماری جان برای فرستادن این آهنگ قشنگ.



آخرین سری ویدئوهای دوستم, "قدسی مشیری" رو هم در یوتیوب گذاشتم . این‌جا ببینید.


May 23, 2009 10:22 PM

 

سال‌روز دوم خرداد... آزادی

 

امروز بچه‌ها ( بهبود و بهداد و ریحان) برای مراسم دوم خرداد و سخن‌رانی آقای خاتمی, به سالن سرپوشیده آزادی رفته بودن. از اون‌جا به من زنگ می‌زدن و اس‌ ام اس می‌دادن که جات خالیه. بهبود با دو پای باند پیچی شده و با عصا رفته بود.
در این همایش, فائزه هاشمی, همسر شهید رجایی, خانواده‌های شهیدان, جهان‌ارا,همت, باکری و... شرکت داشتن.
ریحان که خیلی هیجان‌زده بود، گفت: این‌قدر شعار دادیم که صدامون گرفت. حدود بیست‌هزارنفر اومده بودن، همه جوون با شال و روسری سبز، بادکنک‌ها و گلایل‌های سبز...

به امید پیروزی اصلاحات و سبز شدن ریشه خشکیده آزادی.


May 20, 2009 02:20 PM

 

من به میرحسین موسوی رای می‌دهم

 

- امروز آقای احمدی‌نژاد به سمنان آمد. صحبت‌هایش رو گوش می‌کردم از کسانی که به استقبالش آمده بودن می‌پرسید از چه ساعتی آمدید... 11؟جمعیت می‌گفتن نه... می‌پرسید 10... دوباره جواب نه... تا این‌که گفت ساعت 8؟ همه گفتن بله... گفت: 4 ساعت این‌جا بودید، خسته نیستید؟ جمعیت فریاد زدن... نه. بعد رئیس‌جمهور مملکت‌مون گفت: کی خسته است؟ جمعیت فریاد زدن دشمن ... این شعار رو چند بار تکرار کرد
به یاد مدرسه بچه‌هام افتادم که موقع صبح‌گاه این شعار رو یک عده بچه مدرسه‌ای می‌دادن.

- وقتی آقای خاتمی انصراف دادن, یکی از دوستان از من پرسید حالا به کی رای می‌دی؟
اون موقع هنوز تصمیم نگرفته بودم ولی الان آقای موسوی رو انتخاب کردم با همه انتقادهایی که به ایشون می‌شه، ولی من به حر‌ف‌های ایشون اعتماد می‌کنم و امیدوارم بعداز انتخاب شدن اون‌قدر قدرت داشته باشن تا بتونن به حرف‌ها و قول‌هاشون عمل کنن. به هرحال من تصمیم دارم از حق رای خودم استفاده کنم و اشتباهی که دوره قبل با تحریم انتخابات کردم و چهار سال تاوانش رو دادم, تکرار نکنم.
یکی از دلایلم برای انتخاب آقای موسوی اینه که رئیس‌جمهوری داشته باشیم که باعث سرافکندگی و تمسخر نباشه.


May 16, 2009 10:02 PM

 

روناک در چند اپیزود

 


- وقتی روناک حرف زدن رو از پدربزرگ و مادربزرگ با لهجه ترکی یاد می‌گیره:
با لیا حرف می‌زدم بین حرف‌هام گفتم: می‌خواست "سیلی" بزنه... روناک فوری گفت: سیلی چیه؟ با تعجب گفتم: پس چی بگم؟
گفت: " سِلی" (selly)
گفتم: وا, سِلی چیه خاله؟ روناک گفت: آخه بابایی‌جون می‌گه" سِلی"

- وقتی روناک حرف زدن رو از دخترجوون‌های فامیل و آشنا یاد می‌گیره:
بهداد برای روناک صابون کاغذی به رنگ آبی، رنگ مورد علاقه‌اش خریده بود. روناک با خوشحالی گفت: " بهداد جون لاو ترکونده"

-وقتی روناک 5 ساله با صداقت کودکانه حرف می‌زنه:
روناک به برنامه عصر به‌خیر بچه‌ها علاقه داره و با دقت اون رو نگاه می‌کنه طوری که آدرس برنامه و شماره پیامک اون رو حفظ شده و بارها به لیا اصرار کرده که نقاشی‌اش رو برای این برنامه پست کنه و لیا با تنبلی پشت گوش انداخته. وقتی برام تعریف کرد، گفتم: نقاشی بکش و هرچی دوست داری بگو تو نامه بنویسم و برای برنامه بفرستم ولی می‌گم روناک مامان نداره, این‌طوری گفتم تا لیا خجالت بکشه و تنبلی نکنه, ولی روناک با ناراحتی گفت: نه این رو ننویس آخه بعد می‌گن من گِدام.

"ساسی مانکن"، خواننده مورد علاقه روناکه؛ هر کجا که باشه در اوج بازی، وقتی آهنگ ساسی مانکن پخش می‌شه فوری می‌آد جلوی تلویزیون و شروع می‌کنه به خوندن و رقصیدن. مخصوصن آهنگ "گوشواره" و اونجایی که می‌گه: بلا بلا بلا بلا بلا واسه تو می‌خرم طلا ملا ... اون‌قدر خوشگل می‌خونه و می‌رقصه که من‌هم به‌خاطر روناک، " ساسی مانکن" گوش می‌کنم تا رقص روناک رو مجسم کنم. وقتی پدرش به او گفت این آهنگ‌ها چیه گوش می‌دی ، صدا که ندارن, شعراشون رو هم باید بریزی تو ظرف آشغال. روناک با قیافه حق به جانبی گفت: آخه آدم اگه بخواد شاد باشه خب باید همینا رو گوش بده دیگه.

پ.ن: در رابطه با موسیقی رپ این مطلب را بخوانید:
شورشی‌گری و عصیان زبانی در موسیقی رپ


May 14, 2009 12:04 AM

 

شهر هرت

 


شهر هرت جايي است که رنگ‌هاي رنگين‌‌‌کمان مکروه‌ند و رنگ سياه مستحب.
- شهر هرت جايي است که اول ازدواج مي ‌کنند بعد هم‌ديگر رو مي‌شناسن.
- شهر هرت جايي است که بهشتش زير پاي مادراني است که حقي از زندگي و فرزند و همسر ندارند..
- شهر هرت جايي است که درخت‌ها علل اصلي ترافيک‌اند و بريده مي‌شوند تا ماشين‌ها راحت‌‌تر برانند.
- شهر هرت جايي است که کودکان زاده مي‌شوند تا عقده‌هاي پدرها و مادرهاشان را درمان کنند.

- شهر هرت جايي است که شوهر ها انگشتر الماس براي زنان‌شان مي‌خرند اما حوصله 5 دقيقه قدم زدن را با همسران ندارند.
- شهر هرت جايي است که با ميلياردها پول بعد از ماه‌ها فقط مي‌توان براي مردم مصيبت ديده، چند چادر برپا کرد.
- شهر هرت جايي است که خنده عقل را زائل مي‌کند.
- شهر هرت جايي است که مردم سوار تاکسي مي شن زود برسن سر کار تا کار کنن وپول تاکسي‌شونو در بيارن.
- شهر هرت جاييه که نصف مردمش زير خط فقرن اما سريال‌هاي تلويزيوني رو توي کاخ‌ها مي‌سازن.
- شهر هرت جايي است که گريه محترم و خنده محکومه.
- شهر هرت جايي است که وطن هرگز مفهومي نداره و باعث ننگه پس مي‌رويم ترکيه و دوبي و اروپا و آمريکا و ....... را آباد مي‌کنيم.
- شهر هرت جايي است که هرگز آن‌چه را بلدي نبايد به ديگري بياموزي.
- شهر هرت جايي است که وقتي مي‌ري مدرسه کيفتو مي‌گردن مبادا آينه داشته باشي.
- شهر هرت جايي است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه، ابلهانه و ... است.
- شهر هرت جايي است که توي فرودگاه برادر و پدرتو مي‌توني ببوسي اما همسرتو نه ....
- شهر هرت جايي است که وقتي از دختر مي‌پرسن مي‌خواي با اين آقا زندگي کني مي‌گه: نمي‌دونم هر چي بابام بگه.
- شهر هرت جايي است که وقتي مي‌خواي ازدواج کني 500 نفر رو دعوت مي کني و شام مي‌دي تا برن و از بدي و زشتي و نفهمي و بي کلاسي تو کلي حرف بزنن..
- شهر هرت جايي است كه هر روز توي خيابون شاهد توهين به مادرها و دخترها هستي ولي كاري ازدستت برنمي‌اد.
- شهر هرت جايي است كه مردمش پولشان را توی چاه می‌ریزن و دعا می‌کنن که خدا آنها را از فقر نجات بده.
- شهر هرت جایی است که به بعضی از بیسوادها می‌گن پروفسور.
- شهر هرت جایی است که در مدرسه به بچه‌ها یاد می‌دن که جاسوسی والدین و فامیل شان را بکنن.
شهر هرت جايي است كه .......
خدايا اين شهر چقدر به نظرم آشناست!!

تنها راهش: تک تک مردم باید خودشان را عوض بکنن!!
قسمت اعظم تربيت اكتسابي است

این مطلب با ایمیل به‌دستم رسیده از منبع آن اطلاعی ندارم.


May 12, 2009 01:22 PM

 

ترخیص

 

بهبود هفته قبل استخون کنار شست پاش رو عمل کرد وشش هفته استراحت داره ، حالا هم که اعلام کردن یک‌ماه از خدمتش کم شده و پس بصورت غیر رسمی ترخیص شده.
به بهبود گفتم می‌گن پسر باید بره سربازی تا مرد بشه, حالا تو مرد شدی؟ گفت: من از این خدمت مقدس سربازی بجز هزینه برای لباس‌ها* و خوراک در زمان آموزشی و ایاب و ذهاب و بدآموزی‌هایی که در محیط سربازی هست، هیچ چیز دیگه ندیدم ؛ نه تقدسی و نه مردی فقط وقت مفیدی که می‌تونستم کاری انجام بدم و تخصصی یاد بگیرم هدر شد.
هنوز هم برام سواله این چه خدمت سربازیه وقتی بودجه ندارن که لباس و خوراک به سربازها بدهند و فقط بیماری و سوتغذیه هست و عقده گشایی‌های یک عده, چرا جوون‌ها روعلاف می‌کنن و منزجر, بهتر نیست این خدمت رو داوطلبانه بذارن و به کسانی که می‌رن حقوق و امکانات بدهند مثل بسیج و سپاه؟ این‌طوری کارایی‌اش هم بیشتره.
بهبود با همه سختی‌هاش گذروند, خدا به داد بهداد برسه.

* یک‌سری لباس برای آموزشی , بعد از آموزشی در ستاد بود و لباس سبز برای اون‌جا خرید و آخری هم لباس سفید برای راهنمایی رانندگی در زمستون هم کاپشن مخصوص




بیمارستان چمران ( تهران) - 14 اردیبهشت



May 10, 2009 12:50 AM

 

هنرمند موسیقی مقامی درگذشت

 

سه یار موسیقی مقامی در کنار یک‌دیگر: آقای آبچوری ( قوشمه زن) و آقای عیسی قلی‌پور ( تار زن و خواننده بخشی) در کنار عکس مرحوم به‌بی در مراسم تشییع جنازه آن مرحوم


آقای حسین به‌بی دایره‌زن گروه موسیقی مقامی بجنورد روز جمعه هجدهم اردیبهشت، درگذشت.
این هنرمند حدود یک‌سال در اثر سکته ناقص در بستر بیماری بود.
روحش شاد. یادش گرامی
قسمتی از فیلم هنرمندان موسیقی مقامی که در نوروز هشتادوپنج تهیه کردم و در آن آقای به‌بی در مورد خودشان صحبت می‌کنند را در ویدئوی زیر ببینید. همین‌طور قسمتی از اجرای موسیقی بجنوردی با قوشمه آقای آبچوری و دایره مرحوم به‌بی و آواز آقای عیسی قلی‌پور را هم این‌جا ببیند.

پ.ن: با تشکر از آقای احسان حصاری‌مقدم جهت اطلاع رسانی و آقای هاشمی‌نژاد راد جهت ارسال عکس تشییع جنازه


May 1, 2009 04:04 PM

 

زیر بار زندگی،راست قامت باشید.

 

جمعه- ساعت یازده و سی دقیقه - میدان امام خمینی سمنان


 
 

 

 

Links

بانک اطلاعاتی بجنوردی‌ها

Recent

مرا که با تو شادم پریشان مکن / سیمین غانم
سال‌روز دوم خرداد... آزادی
من به میرحسین موسوی رای می‌دهم
روناک در چند اپیزود
شهر هرت
ترخیص
هنرمند موسیقی مقامی درگذشت
زیر بار زندگی،راست قامت باشید.

Archives

September 2011
August 2011
July 2011
June 2011
May 2011
April 2011
March 2011
February 2011
January 2011
December 2010
November 2010
October 2010
September 2010
August 2010
July 2010
June 2010
May 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006

Logo


 

 

هرگونه برداشت از مطالب يا تصاوير اين وب‌لاگ بدون ذکر نام و آدرس ماخذ ممنوع است.
 
شراره انصاری
 

 

کليه‌ی حقوق اين سايت متعلق به شيندخت‌دات‌کام می‌باشد
 [ای‌ميل به سايت]  [ارسال اين صفحه به دوستان ]  []