- وقتی روناک حرف زدن رو از پدربزرگ و مادربزرگ با لهجه ترکی یاد میگیره:
با لیا حرف میزدم بین حرفهام گفتم: میخواست "سیلی" بزنه... روناک فوری گفت: سیلی چیه؟ با تعجب گفتم: پس چی بگم؟
گفت: " سِلی" (selly)
گفتم: وا, سِلی چیه خاله؟ روناک گفت: آخه باباییجون میگه" سِلی"
- وقتی روناک حرف زدن رو از دخترجوونهای فامیل و آشنا یاد میگیره:
بهداد برای روناک صابون کاغذی به رنگ آبی، رنگ مورد علاقهاش خریده بود. روناک با خوشحالی گفت: " بهداد جون لاو ترکونده"
-وقتی روناک 5 ساله با صداقت کودکانه حرف میزنه:
روناک به برنامه عصر بهخیر بچهها علاقه داره و با دقت اون رو نگاه میکنه طوری که آدرس برنامه و شماره پیامک اون رو حفظ شده و بارها به لیا اصرار کرده که نقاشیاش رو برای این برنامه پست کنه و لیا با تنبلی پشت گوش انداخته. وقتی برام تعریف کرد، گفتم: نقاشی بکش و هرچی دوست داری بگو تو نامه بنویسم و برای برنامه بفرستم ولی میگم روناک مامان نداره, اینطوری گفتم تا لیا خجالت بکشه و تنبلی نکنه, ولی روناک با ناراحتی گفت: نه این رو ننویس آخه بعد میگن من گِدام.
"ساسی مانکن"، خواننده مورد علاقه روناکه؛ هر کجا که باشه در اوج بازی، وقتی آهنگ ساسی مانکن پخش میشه فوری میآد جلوی تلویزیون و شروع میکنه به خوندن و رقصیدن. مخصوصن آهنگ "گوشواره" و اونجایی که میگه: بلا بلا بلا بلا بلا واسه تو میخرم طلا ملا ... اونقدر خوشگل میخونه و میرقصه که منهم بهخاطر روناک، " ساسی مانکن" گوش میکنم تا رقص روناک رو مجسم کنم. وقتی پدرش به او گفت این آهنگها چیه گوش میدی ، صدا که ندارن, شعراشون رو هم باید بریزی تو ظرف آشغال. روناک با قیافه حق به جانبی گفت: آخه آدم اگه بخواد شاد باشه خب باید همینا رو گوش بده دیگه.
پ.ن: در رابطه با موسیقی رپ این مطلب را بخوانید:
شورشیگری و عصیان زبانی در موسیقی رپ