يادداشت‌های روزانه

خانه         > يادداشت‌های روزانه <         بجنورد         اشعار ترکی         آشپزخانه         فوتوبلاگ

December 31, 2009 02:22 PM

December 26, 2009 01:57 PM

 

دعا

 

آخوند روی منبر بعداز تموم شدن نوحه‌خونی, دعا کرد. یکی از دعاهاش این بود:
خدایا؛اسرائیل و دشمنانش را از صفحه روزگار محو بگردان.
جمعیت: آمین


پ.ن: عجب حرصی می‌زنن ملت برای غذاهای نذری فقط کافیه یک گوشه بشینی و نگاشون کنی.

وانت‌وانت این دیگا رو میاوردن و غذا پخش می‌کردن. واقعاً این حسین کیست که عالم همه دیوانه‌ی اوست؟...


December 23, 2009 12:13 AM

 

پیری

 

هربار که مامان حرف‌هایی می‌زنه و یا کاری انجام می‌ده که قبلن همون‌ها رو از حاجی مامان اشکال می‌گرفت،نگران آینده و پیری خودم می‌شم.


December 17, 2009 12:36 AM

 

از آرشیو عکس‌هام

 

بقایای دیوار مدرسه کلاس اول ابتداییم ( دبستان مهستی) کوچه معماریانی.





دبیرستان همت- دبیرستانی که بهروز اون‌جا درس می‌خوند و به پشت‌گرمی برادرش که ناظم دبیرستان بود کلی هم شربازی می‌کرده به گفته خودش.




استادیوم ورزشی بجنورد معروف به "شاقه" - چهارم ابان( روز تولد شاه) در این محل جشن می‌گرفتند و نماینده‌های دبیرستان‌ها آن‌جا رژه می‌رفتند. جای‌گاه روبرو هم فرماندار و شهردار می‌ایستادند و از مقابل آنها و تصویر شاه رژه می‌رفتیم. تمرین کردن‌های قبل از جشن بیش‌تر کیف می‌داد چون چندروزی از درس و کلاس راحت بودیم.



تب سریال جومونگ بدجوری همه رو گرفته بود که برای تبلیغ روی این هندونه‌ها هم " هندوانه جومونگ" گذاشتن. وقتی از پسربچه فروشنده هندونه‌ها پرسیدم یعنی چی هندوانه جومونگ ؟ فقط خندید. وقتی خواستم ازش عکس بگیرم ژستی گرفت که فکر کرد هنرپیشه جومونگه و مثل اون مشهور می‌شه.( تابستان 88- ترمینال بجنورد)




پیرزن ترکمن (حمام ریحانی بجنورد- تابستان 88)





هم‌سفر کوچولویم در قطار. دختری با موهای قرمز- من رو به یاد سریال آن شرلی انداخت. اسم این دختر موقرمز و پرسروصدا, آیلین بود. ( آذرماه 88)


December 14, 2009 12:12 AM

 

قطار... برف... مشهد... دوستان

 

وقتی یک‌ماه قبل فرشته, به‌ترین دوست دوران دبیرستانم زنگ زد و برای سفر حج خداحافظی و برای مهمونی ولیمه‌اش دعوتم کرد، قول دادم که حتمن برم. هفده آذر رو توی تقویمم یادداشت کردم و رفتم. اولین بار بود که به‌خاطر خودم سفر رفتم؛ برای دیدن هم‌کلاسی‌هام. شوق دیدار دوستان, تنهایی سفر و سرما و برف رو قابل تحمل کرد و اولین برف امسال رو هم از داخل قطار دیدم.





فرشته رو بعداز حدود بیست سال دیدم. فرزانه , بیست‌وهشت سال قبل در جشن عروسیم شرکت کرده بود و بعداز اون ندیدمش. بقیه دوستان ( فریده- زهرا- عالیه- اعظم) رو بعداز پایان دبیرستان ندیدم. شراره (یکی از دوستان هم‌نامم) بعداز دوره راهنمایی رفتن مشهد و از اون موقع ندیده بودم. فقط فریبا و مهری رو چند بار بجنورد دیده بودم.
شب هفده آذر برای من شب خاصی بود و دیدن دوستانم بعداز این‌همه سال دررستوران رضایی مشهد, مثل جمع شدن یک‌عده دختر دبیرستانی در سالن دبیرستان ایران‌دخت بود. چقدر سی‌سال زود گذشت.
بچه‌ها باورشون نمی‌شد که من فقط برای مهمونی فرشته توی سرما تنها سفر کردم و به مشهد رفتم . وقتی ‌گفتن آفرین به همت و معرفتت. گفتم: اولین باره بعداز سی‌سال خواستم کاری برای خودم انجام بدم و این سفر و دیدن دوستانم برای شادی خودم بود. اون شب ذوق‌زده بودم به شادی همون دخترمدرسه‌ای که از رفتن به اردو با دوستانش ذوق داره .
فرزانه می‌خواست با موبایلش ازم عکس بگیره و گفت مثل اون موقع‌ها بخند از اون خنده‌های همیشگیت . گفتم: فکر می‌کنی بعداز سی‌سال خنده‌هام مثل گذشته است؟
روز بعد , فریبا لطف کرد و به‌خاطر من مهمونی عصرونه گرفت و بچه‌ها دوباره دورهم جمع شدیم. همه درگیر کار و زندگی و بچه شدیم ولی اونا چون نزدیک هم بودن همیشه هم‌دیگه رو می‌دیدن و فقط من بودم که این‌همه سال از همه‌شون دور بودم باوجودی‌که همه بچه‌ها از دیدنم خوشحال بودن ولی فکر می‌کنم خوشحالی اونا به‌اندازه خوشحالی من از دیدن اونا نبود. احساس کسی رو داشتم که بعداز سال‌ها تبعید به خونه برمی‌گرده و در جمع نزدیکان احساس غریبه بودن می‌کنه. من غریبه آشنایی بودم برای اونا و اونا خاطرات جوونی من.
نمی‌دونم دوباره می‌تونم اونارو ببینم و فرصتی پیش می‌آد یا نه, ولی هفده آذر هشتادوهشت, اون شب سرد برفی مشهد, همیشه جزو به‌ترین خاطرات زندگیم بیاد می‌مونه.


December 4, 2009 11:15 PM

 

ریتم زنده‌گی

 

این‌جا ریتم زنده‌گی تندتر شده و من در حال دویدن هستم. این دویدن رو دوست دارم. فکر کنم به‌زودی باید برای قهرمانی ماراتن شرکت کنم.

قدسی گفت: فکر می‌کنم این‌جا خوشحال‌تری
خندیدم و گفتم: هرجا و چیز جدید منو خوشحال می‌کنه. این‌جا رو دوست دارم چون احساس می‌کنم با روحیه‌ام سازگارتره. آروم و با طبیعت زیبا و هوای خوب، اینا همون چیزهاییه که همیشه دوست داشتم.

پاییز در مسیر پیاده‌رویم.

هربار که برگ‌های زرد زیرپام خش‌خش می‌کنه، لذت می‌برم و یاد خاطرات کودکیم می‌افتم. سال‌ها بود که صدای خش‌خش برگ‌های پاییزی رو زیر پام نشنیده بودم چون سمنان درختاش سوزنی‌برگ و همیشه سبز بودن.


December 2, 2009 12:19 AM

 

ویدیو با گویش سمنانی

 

ویدیو زیر که از سری ویدیوهای تبلیغاتی راهنمایی و رانندگیه با همت دوستان خوب سمنانی با گویش سمنانی ، دوبله شده. کار خیلی جالبیه ، ببینید.


December 1, 2009 12:14 AM

 

زنان موفق

 

می‌گن:
" همیشه پشت هر مرد موفق یه زن وجود داره."
اینو هم باید اضافه کرد که:
" زنی موفقه که هیچ مردی در کنارش وجود نداشته باشه."
و یا این‌که:
"پشت هر زن موفق مردی است که نتوانسته جلوی زنش را بگیره."


 
 

 

 

Links

بانک اطلاعاتی بجنوردی‌ها

Recent


دعا
پیری
از آرشیو عکس‌هام
قطار... برف... مشهد... دوستان
ریتم زنده‌گی
ویدیو با گویش سمنانی
زنان موفق

Archives

February 2016
December 2015
November 2015
October 2015
August 2015
July 2015
June 2015
May 2015
April 2015
March 2015
February 2015
January 2015
November 2014
October 2014
September 2014
August 2014
July 2014
June 2014
May 2014
April 2014
March 2014
February 2014
January 2014
November 2013
October 2013
September 2013
August 2013
July 2013
June 2013
May 2013
April 2013
March 2013
February 2013
January 2013
December 2012
November 2012
October 2012
September 2012
August 2012
July 2012
June 2012
May 2012
April 2012
March 2012
February 2012
January 2012
December 2011
November 2011
October 2011
September 2011
August 2011
July 2011
June 2011
May 2011
April 2011
March 2011
February 2011
January 2011
December 2010
November 2010
October 2010
September 2010
August 2010
July 2010
June 2010
May 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006

Logo


 

 

هرگونه برداشت از مطالب يا تصاوير اين وب‌لاگ بدون ذکر نام و آدرس ماخذ ممنوع است.
 
شراره انصاری
 

 

کليه‌ی حقوق اين سايت متعلق به شيندخت‌دات‌کام می‌باشد
 [ای‌ميل به سايت]  [ارسال اين صفحه به دوستان ]  []