يادداشت‌های روزانه

خانه         > يادداشت‌های روزانه <         بجنورد         اشعار ترکی         آشپزخانه         فوتوبلاگ

دوشنبه، ۲۳ آذرماه ۱۳۸۸

 

قطار... برف... مشهد... دوستان

 

وقتی یک‌ماه قبل فرشته, به‌ترین دوست دوران دبیرستانم زنگ زد و برای سفر حج خداحافظی و برای مهمونی ولیمه‌اش دعوتم کرد، قول دادم که حتمن برم. هفده آذر رو توی تقویمم یادداشت کردم و رفتم. اولین بار بود که به‌خاطر خودم سفر رفتم؛ برای دیدن هم‌کلاسی‌هام. شوق دیدار دوستان, تنهایی سفر و سرما و برف رو قابل تحمل کرد و اولین برف امسال رو هم از داخل قطار دیدم.





فرشته رو بعداز حدود بیست سال دیدم. فرزانه , بیست‌وهشت سال قبل در جشن عروسیم شرکت کرده بود و بعداز اون ندیدمش. بقیه دوستان ( فریده- زهرا- عالیه- اعظم) رو بعداز پایان دبیرستان ندیدم. شراره (یکی از دوستان هم‌نامم) بعداز دوره راهنمایی رفتن مشهد و از اون موقع ندیده بودم. فقط فریبا و مهری رو چند بار بجنورد دیده بودم.
شب هفده آذر برای من شب خاصی بود و دیدن دوستانم بعداز این‌همه سال دررستوران رضایی مشهد, مثل جمع شدن یک‌عده دختر دبیرستانی در سالن دبیرستان ایران‌دخت بود. چقدر سی‌سال زود گذشت.
بچه‌ها باورشون نمی‌شد که من فقط برای مهمونی فرشته توی سرما تنها سفر کردم و به مشهد رفتم . وقتی ‌گفتن آفرین به همت و معرفتت. گفتم: اولین باره بعداز سی‌سال خواستم کاری برای خودم انجام بدم و این سفر و دیدن دوستانم برای شادی خودم بود. اون شب ذوق‌زده بودم به شادی همون دخترمدرسه‌ای که از رفتن به اردو با دوستانش ذوق داره .
فرزانه می‌خواست با موبایلش ازم عکس بگیره و گفت مثل اون موقع‌ها بخند از اون خنده‌های همیشگیت . گفتم: فکر می‌کنی بعداز سی‌سال خنده‌هام مثل گذشته است؟
روز بعد , فریبا لطف کرد و به‌خاطر من مهمونی عصرونه گرفت و بچه‌ها دوباره دورهم جمع شدیم. همه درگیر کار و زندگی و بچه شدیم ولی اونا چون نزدیک هم بودن همیشه هم‌دیگه رو می‌دیدن و فقط من بودم که این‌همه سال از همه‌شون دور بودم باوجودی‌که همه بچه‌ها از دیدنم خوشحال بودن ولی فکر می‌کنم خوشحالی اونا به‌اندازه خوشحالی من از دیدن اونا نبود. احساس کسی رو داشتم که بعداز سال‌ها تبعید به خونه برمی‌گرده و در جمع نزدیکان احساس غریبه بودن می‌کنه. من غریبه آشنایی بودم برای اونا و اونا خاطرات جوونی من.
نمی‌دونم دوباره می‌تونم اونارو ببینم و فرصتی پیش می‌آد یا نه, ولی هفده آذر هشتادوهشت, اون شب سرد برفی مشهد, همیشه جزو به‌ترین خاطرات زندگیم بیاد می‌مونه.


 
 

 

 

Links

بانک اطلاعاتی بجنوردی‌ها

Recent

به‌ترین عیدی
سمنان زیبا از نگاه یک دوست
فرانت پیج ضد- امنیت
تعطیلات نوروزی
چهارشنبه سوری ... و سال نو مبارک
آیشین عزیزم , تولدت مبارک
بهار در محله ما
امان از قبض تلفن
جشن‌واره موسیقی فجر / موسیقی مقامی خراسان شمالی
آغاز نه‌مین سال وبلاگ‌نویسی

Archives

April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006

Logo


 

 

هرگونه برداشت از مطالب يا تصاوير اين وب‌لاگ بدون ذکر نام و آدرس ماخذ ممنوع است.
 
شراره انصاری
 

 

کليه‌ی حقوق اين سايت متعلق به شيندخت‌دات‌کام می‌باشد
 [ای‌ميل به سايت]  [ارسال اين صفحه به دوستان ]  []