يادداشت‌های روزانه

خانه         > يادداشت‌های روزانه <         بجنورد         اشعار ترکی         آشپزخانه         فوتوبلاگ

دوشنبه، ۳۰ آذرماه ۱۳۸۸

 

در سوگ حسين‌علي منتظري

 

رجال جمهوري اسلامي همه مثل هم مي‌نمودند. اشباحي از پيكره‌اي همه جاگيركه پدرت را و پدران و خواهران و برادران ديگران رادربند كرده بودند. آدم‌هايي كه لبخند و غضب‌شان به يك اندازه دلت را مي‌فشرد. اين گروه خرد و كلان‌شان چندان تفاوت نمي‌كرد. نه از اين باب كه بين‌شان تساوي برقرار بود؛ نه، بلكه از اين رو كه هيچ وقت نميفهميدي بيش‌ترين گزند را از كدام خواهي يافت؛ رييسي كه از بالا دستور مي‌داد، يا پاسداري كه در پايين راه مي‌بست. كهتر و مهتر از اين حيث "برابر" بودند.

تنها خاطره متفاوت، از آن"منتظري" بود. در يكي از ملاقات‌هاي ماهانه قزل حصار، وقتي كمتر فحش خورديم و كسي نگفت در اين سرما، يا گرما، كه "سگ از خانه بيرون نمي‌آيد شما به چه كار آمده‌ايد"؛ وقتي "پاسدارها" سعي مي‌كردند با خانواده‌ها ملايم‌تر برخورد كنند، زمزمه‌اي ميان مردم پيچيد كه: آدم‌هاي منتظري براي نظارت به زندان آمده‌اند و باعث اين تغيير رفتار شده‌اند.

در ميان خاطرات سراسر سياه آن روزها، اين يكي خيلي روشن باقيمانده است. ملاقات زندانيان سياسي ماهي يك‌بار بود؛ اگر بخت ياري مي‌كرد و به هر دليل لغو نمي‌شد. از تلفن هم خبري نبود. بچه‌ها اگر قد و سن‌شان از حدي بيش‌تر نبود، كه اين هربار موضوع مناقشه‌اي مي‌شد كه اشك به چشم كودكان زندانيان مي‌آورد، مي‌توانستند به آن سوي كابين بروند و آن چند دقيقه در آغوش زنداني‌شان باشند. ما فرزندان اين "خلاف‌كاران" از فرصت ملاقات به خوبي استفاده مي‌كرديم براي قاچاق سيگار كه هميشه مشتري‌اي در آن‌سو داشت. سيگار البته تنها چيزي بود كه خانواده خطر مي‌كرد به بچه‌ بدهد ومن يكبار در اين عمليات قاچاق دستگير و "تنبيه" شدم و تا ماهها از ملاقات آن سوي كابين محروم. تهديدهاي هرباره پاسداري كه جرم سنگينت به يادش مانده بود هم جاي خود داشت.

خاطره دخالت آدم‌هاي منتظري براي من به روشني باقي ماند، چون ملازم لغو اين محروميت بود.

بعدها يكه بودن منتظري در موضع‌گيري در برابر كشتار زندانيان سياسي در سال شصت و هفت نشان داد كه اين مرد تا چه حد آماده است در راه آن چه درست مي‌داند هزينه كند. او انقلابي‌اي بود كه به آن‌چه آرمان انساني انقلاب مي‌دانست وفادار ماند. به قول دوست عزيزي، او تجسمي شد از آن‌چه اخلاق انقلابي بايد باشد.

چشم پوشي از بالاترين مراتب قدرتي كه مي‌توانست در تصور بگنجد، و پافشاري بر "حق" به قيمت هر هزينه‌اي كه ممكن بود بر خود و خانواده‌اش تحميل شود، از اين انسان شخصيتي يگانه در تاريخ ساخت.

اگر به خاستگاه، پايگاه اجتماعي، طبقه، آموزه‌ها و هر آن‌چه كه قرار بود منتظري را "متعين" كند بنگريم، مي‌بينيم كه او با اكثر كساني كه خيلي از ما چشم ديدن‌شان را نداريم در اين‌ها يك‌سان بود.

اما منتظري ممتاز شد، چون نشان داد كه يك انسان چقدر مي‌تواند در بند "گذشته‌ها" نماند وبا فرارفتن از چنين تعين‌هايي "انسان" باشد و انسان "بشود".


يادش گرامی.


 
 

 

 

Links

یک کلیک برای همیشه
بجنوردان
طنز بجنورد
زن متولد ماکو
نیاک - یادداشتهای احمدسیف
کاریکلماتور
کاریکلماتور و مهدی فرج الهی
کاریکلماتورهای من
گنجینه اسرار
آموزش زبان انگلیسی
کلاسیک‌های وبلاگستان

بانک اطلاعاتی بجنوردی‌ها

Recent

ماجراهای من و پسرم
ماجراهای من و بهداد:)
قدر سلامتی رو بدونیم
رقص بجنوردی
دوباره عمه شدم
مومنی‌ات هم کشک بود
گروه ترکی بجنوردی در فیس
تهدید بهداد
حفظ رابطه
اجداد پدری من

Archives

September 2011
August 2011
July 2011
June 2011
May 2011
April 2011
March 2011
February 2011
January 2011
December 2010
November 2010
October 2010
September 2010
August 2010
July 2010
June 2010
May 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006

Logo


 

 

هرگونه برداشت از مطالب يا تصاوير اين وب‌لاگ بدون ذکر نام و آدرس ماخذ ممنوع است.
 
شراره انصاری
 

 

کليه‌ی حقوق اين سايت متعلق به شيندخت‌دات‌کام می‌باشد
 [ای‌ميل به سايت]  [ارسال اين صفحه به دوستان ]  []