خاصیت وبلاگنویسی اینه که همه جا بهدنبال سوژه برای نوشتن هستی و حرفها و کارهای دیگران زیر ذرهبینت قرار میگیره.
* وقتی پای تلفن لیا از آرش و برنامه خاص تردمیل کار کردنش میگه و اونقدر میخندیم که دل درد میشیم, دلم میخواد معذوریتی نداشتم و میشد تعریف کرد و نوشت...
*وقتی قیافه نادر رو با ریش و پیراهن مشکی میبینم و با تعجب از ریش گذاشتنش میپرسم و میگه بهخاطر آقای منتظری تا چهلم عزادار هستم. دلم میخواست, میتونستم عکسی از نادر اینجا بذارم و درباره عقایدش بنویسم ( نادردهه شصت زندانی سیا-سی بود. آقای منتظری باعث شده دوسال عفو خورده)
*وقتی معلم کلاس پنجمم رو بعداز سالها دیدم و به ریحان گفت: مادرشوهر خوبی داری , از دانشاموزهای بسیار زرنگ و خوبم بود... دلم میخواد راجع به خانم آذری و خاطرات کلاس پنجمم بنویسم.
*وقتی توی بانک منتظر نوبت نشستم و آدمهای جورواجور با شخصیتهای مختلف رو نگاه میکنم ، هر حرکت و رفتار اونها سوژهای برای نوشتنه. برای مثال موقع نوبت گرفتن یک شماره اضافی میگیرن و بعد به کسی که دیر اومده و عجله داره میدن و از این کارشون احساس رضایت میکنن. احساس هم نمیکنن ممکنه حقی زایل بشه فقط به کمک و کار خوب خودشون فکر میکن:)
*یا حرفهای سیا-سی مردم در محیطهای عمومی؛ مثلن امروزخانم مسنی با شال سبز توی بانک با صدای بلند گفت : یادتون باشه فردا اول ماه صفره و اول ماه حاجت بخواهین ، برآورده میشه دعا کنید خدا زودتر ریشه این کود-تاچیها رو بکنه.
*یا وقتی برای خرید میرم و قیمت گردوی چینی از گردوی داخلی ارزونتره, عدس چین از عدس ایرونی ارزونتر و یا میوه فروش با افتخار از پرتقال و لیمو و گریپفروت ترکیه با ظاهر خوبش تعریف میکنه و دائم باید با اونا بحث کنم که نیارید اینارو, باغدارها رو بیچاره کردن و ... دلم میخواد از تحریم مواد غذایی و میوههای خارجی بنویسم.
بله... خاصیت وبلاگ نویسی اینه که به همه چی دقیق میشی و خیلی چیزها دلت میخواد بنویسی ولی موقع نوشتن ... خودسانسوری باعث میشه بااحتیاطتر باشی. من این خاصیت وبلاگ نویسی رو دوست دارم, حتا اگه جرات راحت نویسی نداشته باشم.