تعطیلات عید هم تموم شد و ما مثل هرسال عید، بجنورد رفته بودیم . مثل همیشه موقع تحویل سال برای همه سال خوبی آرزو کردیم و امیدوارم که اینطور باشه. تعطیلات خوبی بود با وجودی که روز چهارم فروردین لپتاپ بهداد خراب شد و روز ششم فروردین گوشی موبایل بهداد که تازه دوماه خریده بود زیر پای لیا، صفحه تاچ اسکرینش از کار افتاد و روز هفتم فروردین بابا به سیسییو رفت و خوشبختانه بهخیر گذشت و وقتی برگشتیم ماشینمون سرسیلندر سوزوند و خرج رو دستمون گذاشت، ولی مثل همیشه خوش گذشت و تعطیلات خوبی بود بخصوص در جوار قدسی و نادر عزیز که دوساله عید رو با ما میگذرونن و به تعداد بچههای مامان اینا اضافه شده و همین جمعیت زیاد باعث شده بیشتر خوش بگذره. ما هم در هر شرایطی به خودمون بد نمیگذرونیم و از خندههامون کم نمیکنیم. و همیشه به این جمله که " بخند تا دنیا بهرویت بخندد" عمل میکنیم حالا اگر دنیا نخندید لااقل خودمون که خندیدیم.
پینوشت برای نادر عزیز که فکر میکنم اینجا رو میخونه و گاهی تیکه میاندازه و من به روی خودم نمیارم: باید بگم این بخش از سایت رو من میخوام برای اراجیف نویسیهای خودم حفظ کنم و این صفحه از روز اول دفترچه خاطرات شیشهای من بوده و میخوام همینجوری هم نگهدارمش:)
پ.ن2: عکسهای سفره هفتسین توی لپتاپ بهداد که خراب شده، مونده و از ته مونده عکسها که توی دوربین مونده بود تونستم این عکس هفتسین سبزمون رو درآرم و اینجا بذارم.