بیشتر از یک سال و نیمه که رژیم قند گرفتم و قند مصنوعی * رو از برنامه غذاییم حذف کردم. این رژیم به نوعی تنبیه خودم بود برای حذف دوستداشتنیترین ِزندهگیم.
شیرینی برای من نوعی اعتیاد بود ولی خیلی زود به نخوردنش عادت کردم. سختترین مرحله برای من حذف بستنی بود.
چیزی که برام جالبه قضاوتها و اصرار دوستان و آشنایان در مورد این رژیمه. برای من سختتر از رژیم, توضیح دادن و قانع کردن اطرافیان بود.
اوایل که رژیم رو شروع کردم اگر سردرد میشدم, مامانم میگفت: خب تو که یهدونه شکلات هم نمیخوری , قندت پایین افتاده و حتمن بخاطر همینه. من جواب میدادم: مگه در زمان پیغمبر شیرینی و شکلات بود؟ اونا قند بدنشون رو با این چیزها تنظیم میکردن؟ خب من خرما و عسل و ... میخورم.
توی مهمونیها اصرار میکنن حالا یه شیرینی کوچولو ... یکبار که اشکال نداره ... کم بخور... فقط همین یکی ... و من باید همش یادآوری کنم که قسم خوردم و اگه بشکنم فرقی نمیکنه با یه شیرینی کوچولو و یا یک جعبه شیرینی.
بعداز سالها توی مهمونی یکی از آشناها رو دیدم. وقتی شیرینی تعارف کردن و گفتم نمیخورم اون خانم بلافاصله گفت: تو هم مثل من قند داری؟ همینکه اومدی تو خونه متوجه شدم. من لبخند زدم و جواب ندادم. خانم برادرم با تعجب گفت: چرا نگفتی که قند نداری و رژیم گرفتی؟ خندیدم و گفتم: برای کسی که به خودش اجازه میده همچین قضاوتی کنه و حتا یک درصد احتمال رژیم گرفتن نمیده توضیح دادن چه فایدهای داره؟
گاهی هم کسانی تشویق میکنن برای ادامه رژیم و میگن: از وقتی شکر نمیخوری پوستت بهتر شده؛ میدونی شکر باعث پیر شدن پوست میشه؟
چند روز قبل هم در یک مهمونی , دوستی پرسید هدفت از این رژیم چیه؟ آیا وزن کم کردی؟ تا کی میخوای ادامه بدی؟
گفتم: وزن کم کردن ربطی به شیرینی نخوردن نداره چون هر کس باید میزان کالری بدنش رو تنظیم کنه. میزان کالری که میسوزونیم باید بیشتر از میزان مصرفی باشه حالا ممکنه این کالری رو شما از طریق شیرینی وارد بدن کنید یا از طریق غذا.
اما هدف من از این رژیم : دلیل شروع رو که قبلن گفتم مثل یک نوع ترک اعتیاد بود. حالا که تونستم با این مسئله راحت کنار بیام و عادت کردم به نخوردن شیرینی که برای بدن مضره, بهخصوص در سن و سال ما, پس فعلن رژیم رو ادامه میدم برای تقویت ارادهام و پیشگیری از بسیاری بیماریها از جمله دیابت و پیری پوست و آلزایمر و ... میدونستید قند سوخته در پایین آوردن هوش تاثیر زیادی داره؟
امیدوارم اطرافیانم هم عادت کنن و کمتر سوال و اصرار کنن. من الان به جای شیرینی خوردن، شیرینی درست میکنم وقتی بقیه با لذت میخورن و تعریف میکنن منهم لذت میبرم. گاهی هم شیرینی با قند طبیعی ( با عسل یا شیره انگور) درست میکنم ولی واقعیت اینه که مثل قبل دیوانهوار شیرینی هوس نمیکنم؛ واقعن ترک اعتیاد کردم.
از وقتی این رژیم رو گرفتم فهمیدم چرا کسانی که سیگاری هستن بهسختی ترک میکنن چون دوستان و اطرافیان سیگاری و تعارفهاشون و ... باعث میشه.
لطفن آدمها رو راحت بذارین و اینقدر قضاوت نکنین.
* شکر در واقع قند طبیعیه چون از نیشکر به عمل میآد ولی چون در کارخونه طی عملیاتی به قند سوخته تبدیل میشه در برابر قند طبیعی مثل عسل و خرما و شیره انگور و ... در اصطلاح عامیانه ، قند مصنوعی گفته میشه.