بابا برای آنژیوگرافی اومدن پیش ما. یک رگش رو فنر گذاشتن و یک رگ دیگه رو بالن زدن و حالش خوبه. عمه برای عیادت بابا اومد و بعد از دهسال همدیگه رو دیدن. خوشحالم که بیماری باعث میشه کدورتها کنار گذاشته بشه و ... قدر یکدیگر بدانیم
بیا تا قدر یکدیگر بدانیم / که ناگه ز یکدیگز نمانیم
چو ممن آینه ممن یقین شد / چرا با آینه ما روگرانیم
کریمان جان فدای دوست کردند / سگی بگذار ما هم مردمانیم
فسون قل اعوذ و قل هو الله / چرا در عشق همدیگر نخوانیم
غرضها تیره دارد دوستی را / غرضها را چرا از دل نرانیم
گهی خوشدل شوی از من که میرم / چرا مردهپرست و خصم جانیم
چو بعد از مرگ خواهی آشتی کرد / همه عمر از غمت در امتحانیم
کنون پندار مُردم آشتی کن / که در تسلیم ما چون مردگانیم
چو بر گورم بخواهی بوسه دادن / رُخم را بوسه ده کاکنون همانیم
خمش کن مردهوار ای دل ازیرا / به هستی متهم ما زین زبانیم