دربعضی از آدمها شخصیت مثبت و خوبشون رو در نگاه اول از چهرهشون میشه فهمید و نیاز به شناخت بیشتر نیست.
تیپهای مختلفی درباشگاه ورزشی که میرم ,هستن. دخترهای جوون با بدنهای برنزه و تتو کرده. خانمهایی با لباسهای ورزشی مارک که بعضیهاشون سالن ایروبیک رو با زمین تنیس عوضی گرفتن و دامنهای کوتاه تنیس رو برای ورزش ایروبیک استفاده میکنن. بعضیها با آرایشهای آنچنانی سالن ورزش رو با مهمونی و عروسی, عوضی گرفتن در حالیکه گوشوارههای گنده به قول خودمون ایزابلی ( قابل توجه ببینندهگان فارسی وان مرحوم) از گوششون آویزونه, ورزش میکنن.
در بین این جماعت خانمی با دختر دوازده - سیزده سالش هم میآد. بسیار ساده با لباس ورزشی معمولی ولی همیشه با لبخند وارد میشه و خیلی ریلکس و خوب ورزش میکنه. وقتی مربی میگه وسایل ورزشی از قبیل چوب و وزنه و ... برداریم این خانم همیشه چند تایی میآره و بین بقیه تقسیم میکنه.
از روز اول لبخند گرم و سادهگی او تاثیر خوبی رو من گذاشت. یکبار که لیا به باشگاه اومده بود گفتم این خانم رو نگاه کن چقدر ساده و دوست داشتنیه. بعد در مورد شخصیت مثبتش و کاری که میکنه تعریف کردم و گفتم خیلی ازش خوشم میآد.
اون خانم روی همه تاثیر گذاشته حتا بعضی دخترهای پر فیس و افاده باشگاه که سلامی هم نمیدن گاهی تحت تاثیر کار او, در آوردن وسایل ورزشی کمک میکنن.
در این چند ماهه که باشگاه میرم با این خانم فقط در حد سلام و خسته نباشید و یا تشکر بخاطر رد و بدل کردن وسایل صحبت کردم. وقتی بعداز غیبت طولانی باشگاه رفتم این خانم با لبخند گرم و شوق آشنایی جلو اومد. دست دادیم و گفت: مدتی نبودی؟
گفتم: سفر بودم. پرسیدم شما مرتب میاومدی؟ گفت: چند روز مهمون داشتم و نیومدم
وقتی صحبت میکرد ته لهجه خاصی داشت. پرسیدم کجایی هستی کمی لهجه داری؟
گفت: امریکایی
وقتی اینو گفت ؛ خندیدم و گفتم: بگو چرا اینقدر خوب و مثبت هستی, چون ایرانی نیستی!
او متوجه منظورم نشد و با تعجب نگام کرد ولی دخترش خندید.
شاید خیلی از شما من رو بهخاطرحرفی که زدم, متهم کنید. درسته اینو با شوخی و بصورت کلی گفتم ولی متاسفانه اینروزها اونقدر آدمهای تنگ نظر دوروبرمون رو گرفته که تعداد آدمهای خوب و مثبت کمه و بچشم نمیآد وقتی یکی هم پیدا میشه و اونهم خارجی از آب درمیاد خب معلومه که باید اینو گفت:)
*برگرفته از غزل حافظ: سخن شناس نیی جان من خطا اینجاست