<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
    <title>شیندخت و بجنورد</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://shindokht.com/bojnoord/" />
    <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://shindokht.com/bojnoord/atom.xml" />
   <id>tag:shindokht.com,2012:/bojnoord//2</id>
    <link rel="service.post" type="application/atom+xml" href="http://www.shindokht.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2" title="شیندخت و بجنورد" />
    <updated>2012-01-15T15:39:25Z</updated>
    
    <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type 3.2</generator>
 
<entry>
    <title>موزه ی حسینیه ی جاجرمی</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://shindokht.com/bojnoord/2012/01/post_31.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.shindokht.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=1068" title="موزه ی حسینیه ی جاجرمی" />
    <id>tag:shindokht.com,2012:/bojnoord//2.1068</id>
    
    <published>2012-01-15T15:35:18Z</published>
    <updated>2012-01-15T15:39:25Z</updated>
    
    <summary>حسینه ی جاجرمی در خیابان طالقانی شرقی تبدیل به موزه شده. این بنای قدیمی که از معماری بی نظیری برخوردار است با اتاق های فراوان از دو طبقه تشکیل شده در طبقه ی بالا سفره خانه ی سنتی دایر است...</summary>
    <author>
        <name>Sharareh Ansari</name>
        <uri>http://www.shindokht.com</uri>
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://shindokht.com/bojnoord/">
        <![CDATA[<p>حسینه ی جاجرمی در خیابان طالقانی شرقی  تبدیل به موزه شده. این بنای قدیمی که از معماری بی نظیری برخوردار است با اتاق های فراوان  از دو طبقه تشکیل شده در طبقه ی بالا سفره خانه ی سنتی دایر است و در پایین محل فروش صنایع دستی بجنورد از قبیل : چارق (نوعی پاپوش دست دوز چرم) گلیم و قالیچه - لباس محلی بجنوردی و ... دیدن این موزه خالی از لطف نیست.</p>

<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0120.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0120-s.jpg"></a>

<p><a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0119.jpg"><br />
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0119-s.jpg"></a></p>

<p><a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0118.jpg"><br />
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0118-s.jpg"></a></p>

<p><a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0117.jpg"><br />
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0117-s.jpg"></a></p>

<p><a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0116.jpg"><br />
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0116-s.jpg"></a></p>

<p><a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0115.jpg"><br />
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0115-s.jpg"></a></p>

<p><a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0114.jpg"><br />
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0114-s.jpg"></a><br />
</center></p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title> مهرداد صدقی</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://shindokht.com/bojnoord/2011/10/post_30.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.shindokht.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=1039" title=" مهرداد صدقی" />
    <id>tag:shindokht.com,2011:/bojnoord//2.1039</id>
    
    <published>2011-10-03T12:15:12Z</published>
    <updated>2011-12-15T08:41:07Z</updated>
    
    <summary>اضافه شده در تاریخ 90/9/24 کتاب دوم آقای مهرداد صدقی با نام &quot; مغز نوشته های یک جنین&quot; منتشر شد . این کتاب طنز از زبان یک جنین نوشته شده . آقای صدقی در مقدمه ی کتاب نوشتند: &quot; اولاً...</summary>
    <author>
        <name>Sharareh Ansari</name>
        <uri>http://www.shindokht.com</uri>
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://shindokht.com/bojnoord/">
        <![CDATA[<p>اضافه شده در تاریخ 90/9/24<br />
<center><br />
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0113.jpg"><br />
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0113-s.jpg"></a><br />
</center><br />
کتاب دوم آقای مهرداد صدقی با نام  " مغز نوشته های یک جنین" منتشر شد . این کتاب طنز از زبان یک جنین نوشته شده .<br />
آقای صدقی در مقدمه ی کتاب نوشتند:<br />
" اولاً وقتی می شود کتابی را به کودکی که هنوز زاده نشده تقدیم کرد, پس کودکی هم که هنوز زاده نشده می تواند کتابی بنویسد!<br />
دوماً, دوست دارم این کتاب را به کسانی که دوست شان دارم تقدیم کنم اما می ترسم آنها با خواندنکتاب شاکی شوند و بگویند " مگر چه هیزم تری به تو فروخته ایم که در حق ما چنین کاری کردی؟!" از طرف دیگر می ترسم اگر به کسانی که دوستشان ندارم تقدیم کنم, از خواندن کتاب خوششان بیاید و خوشحال شوند و تیرم حسابی به سنگ بخورد.<br />
بنابراین, برای این که نه سیخ بسوزد و نه کباب, کتاب را به آنهایی تقدیم می کنم که هیچ گاه حق حیات پیدا نکردند و توسط آنهایی که وجود دارند, حق شان خورده شد!"</p>

<p><br />
 کتاب سوم ایشان هم به زودی منتشر می شود.</p>

<p>***</p>

<p><a href="http://shindokht.com/bojnoord/2007/11/">آقای مهرداد صدقی؛ </a>هم‌شهری جوان‌مان مجموعه‌ طنزهای‌شا ن را در کتابی به نام "نقطه ته خط" منتشر کردند.</p>

<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0112.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0112-s.jpg"></a>
</center>

<p><br />
آقای صدقی، قبلن در چندین جشنواره طنز مقام‌هایی کسب کرده بودند و در جشنواره‌ی "طنز نیروزا" با طنز "یک داستان آبکی" مقام اول جشنواره را بدست آوردند و اینک قسمتی از طنزهای‌شان را منتشر کردند.<br />
خانم رویا صدر (طنزنویس و وبلاگ نویس) در مقدمه این کتاب نوشتند:<br />
<font color="cc3399"><br />
"از ویژگی‌های ممتاز و مهم آثار صدقی را (که بخشی از آن در این مجموعه آمده است) برشمارم، در یک کلام، می‌توانم به "بازی" (اعم از بازی زبانی یا غیر زبانی) برسم. صدقی، در آثار  این مجموعه نشان می‌دهد که چگونه می‌توان هر واژه و یا موضوعی را در سایه نگاه دوباره و متفاوت به آن دست‌مایه طنز قرار داد. در نظر او،ساده‌ترین و ابتدایی‌ترین و پیش پا افتاده‌ترین موضوعات هم می‌توانند زوایایی عجیب و کشف ناشده داشته باشند که می‌توان به تماشایش نشست و در  این کشف، دیگران را نیز شریک کرد!"</font></p>

<p>یرای آقای مهرداد صدقی آرزوی موفقیت‌های بیشتر دارم.</p>

<p></p>

<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0111.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0111-s.jpg"></a>

<p>در روزنامه جام جم (شنبه 9 مهر- صفحه 8) مقاله‌ای در مورد کتاب آقای صدقی نوشته شده.<br />
</center></p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>کلمات و اصطلاحات ترکی و فارسی بجنوردی</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://shindokht.com/bojnoord/2011/08/post_29.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.shindokht.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=1020" title="کلمات و اصطلاحات ترکی و فارسی بجنوردی" />
    <id>tag:shindokht.com,2011:/bojnoord//2.1020</id>
    
    <published>2011-08-20T20:15:37Z</published>
    <updated>2011-08-20T20:15:00Z</updated>
    
    <summary>در فیس بوک گروهی به نام &quot;ترکی بجنوردی&quot; وجود دارد که حدود سیصد نفر از هم‌شهری‌های‌مان در آن عضو هستند. چندی قبل مطلبی در باره اشکالات زبان فارسی بجنوردی در گروه نوشتم . زبان ترکی بجنوردی به دلیل استفاده از...</summary>
    <author>
        <name>Sharareh Ansari</name>
        <uri>http://www.shindokht.com</uri>
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://shindokht.com/bojnoord/">
        <![CDATA[<p>در فیس بوک گروهی به نام "ترکی بجنوردی" وجود دارد که حدود سیصد نفر از هم‌شهری‌های‌مان در آن عضو هستند. چندی قبل مطلبی در باره اشکالات زبان فارسی بجنوردی در گروه نوشتم .<br />
زبان ترکی بجنوردی به دلیل استفاده از کلمات فارسی از بکر بودن خارج شده  و به مرور هم کمرنگ و کمرنگ‌تر شده طوری‌که نسل جدید کم‌تر به زبان ترکی صحبت می‌کنند و با آن آشنا هستند. همین‌طور فارس زبانان بجنوردی هم به دلیل وارد شدن کلمات ترکی در گویش فارسی و گاهن ترجمه ترکی به فارسی ،با مشکلاتی در گویش فارسی روبرو هستند.<br />
 از دوستانم در گروه ترکی بجنوردی خواستم تا کلمات و عبارات ترکی را که وارد زبان فارسی شده بنویسند.<br />
این بحث مورد استقبال فراوان واقع شد و در عرض دو روز تعداد کامنت‌ها به بیش از هزار رسید.<br />
کلمات و عبارات جالبی نوشتند که بسیاری فراموش شده و بعضی هنوز هم مرسوم است. <br />
این کلمات و عبارات برای ما نوستال هستند و یادآوری آن‌ها جذاب و دوست‌داشتنی.</p>

<p> این کار که به همت دوستان بجنوردی انجام شد و نشان‌گر یک کارگروهی زیبا از طرف هم‌شهریان خوبم بود، را با همان ترتیبی که در کامنت‌ها آمده بود ، جمع‌آوری کردم و در این‌جا می‌گذارم تا دیگر دوستان بجنوردی و کسانی که علاقه‌مند به زبان ترکی بجنوردی هستند از آن‌ها استفاده کنند.</p>

<p><a href="http://www.shindokht.com/turkish-Boj.htm">کلمات و اصطلاحات ترکی و فارسی بجنوردی</a></p>

<p><br />
از دوستانی که به این صفحه سر می‌زنند و از این کلمات استفاده می‌کنند خواهش می‌کنم رسم امانت‌داری را حفظ کنند و کپی رایت این کلمات که متعلق به دوستانی است که اسامی آن‌ها در زیر همان صفحه آمده و سایت شیندخت را رعایت کنند.<br />
</p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>بجنورد دوست‌داشتنی ما 2</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://shindokht.com/bojnoord/2011/07/_2_1.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.shindokht.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=993" title="بجنورد دوست‌داشتنی ما 2" />
    <id>tag:shindokht.com,2011:/bojnoord//2.993</id>
    
    <published>2011-07-21T20:40:34Z</published>
    <updated>2011-07-21T21:11:58Z</updated>
    
    <summary>در بجنورد با مسائل و مشکلات شهری زیادی روبرو می‌شویم که متاسفانه در طول شش سال مرکز استان شدن هم این مشلات رفع نشده است . برای من که ساکن بجنورد نیستم , در هرسفرم به بجنورد , این مشکلات...</summary>
    <author>
        <name>Sharareh Ansari</name>
        <uri>http://www.shindokht.com</uri>
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://shindokht.com/bojnoord/">
        <![CDATA[<p>در بجنورد با مسائل و مشکلات شهری زیادی روبرو می‌شویم که متاسفانه در طول شش سال مرکز استان شدن هم این مشلات رفع نشده است . برای من که ساکن بجنورد نیستم , در هرسفرم به بجنورد , این مشکلات بیش‌تر به چشم می‌خورد. شاید هم‌شهریان ساکن بجنورد به طریقی با آن‌ها کنار آمده‌اند وعادت کرده‌اند.<br />
در این سفر فرصتی پیش آمد تا دیداری با آقای مهندس امانی عضو شورای شهر داشته باشم و چند سوال که مدنظر داشتم از ایشان بپرسم.<br />
با تشکر از آقای امانی برای قرار این دیدار. <br />
برداشت‌هایی از گفتگوی‌مان را بصورت گزارشی تهیه کردم که در زیر می‌خوانید. اشکالاتی اگر در این گزارش وجود دارد به دلیل ضعف نگارش بنده است, به بزرگ‌واری خودتان ببخشید.</p>

<p><br />
<center><br />
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0110.jpg"><br />
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0110-s.jpg"></a><br />
</center></p>]]>
        <![CDATA[<p>اولین سوال من مربوط به اقدام به تخریب  "منبع آب" بجنورد که یکی از نمادهای قدیمی شهر است و چندین نسل از این نماد قدیمی خاطره دارند و برای همه بجنوردی‌ها وجود آن ارزش دارد.<br />
از آقای امانی پرسیدم چرا قصد تخریب این نماد را داشتند در حالی‌که در همه کشورها اقدام به نمادسازی برای نسل‌های آینده‌شان می‌کنند ولی ما با داشتن نمادهای قدیمی اقدام به تخریب می‌کنیم؟!<br />
ایشان در پاسخ فرمودند: این سازه قدیمی است و عمرش تمام شده . احتمال خطر برای ساکنین منطقه وجود دارد و بسیاری از ساکنین منبع آب احساس خطر کردند و در این مورد شکایت کرده‌اند.<br />
در جواب گفتم: درست است عمر سازه تمام شده ولی راه حلی بهتر از تخریب وجود نداشت؟ آیا با حفاظ سازی برای این سازه قدیمی نمی‌شود آن‌را حفظ کرد؟ <br />
آقای امانی: شورای شهر هم با این تخریب مخالف بودند ولی چون این ملک متعلق به سازمان آب و فاضلاب است, این نهاد تصمیم گیری کردند و خوشبختانه با اعتراض مردم توانستیم از تخریب آن جلوگیری کنیم.</p>

<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0109.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0109-s.jpg"></a>
</center>

<p>سوال دوم من از آقای امانی در مورد تعریض خیابان‌ها بود. در این چند ساله باوجود افزایش جمعیت و تراکم‌های بی‌رویه که شهرداری در مرکز شهر داده‌ است، ولی هیچ خیابان قدیمی تعریض نشده و خیابان طالقانی بخصوص حدفاصل چهارراه مخابرات ( چهارراه چه کنم) تا چهارراه هفده شهریور (میدان هفده شهریور سابق) شلوغ‌ترین و پرترافیک‌ترین منطقه بجنورد است با توجه به مراکز تجاری و خرید که در این منطقه قرار دارند پارکینگ مناسبی هم وجود ندارد چرا اقدام به تعریض این خیابان نمی‌کنید؟<br />
اقای امانی: در طرح جامع بجنورد هیچ برنامه‌ای برای تعریض خیابان‌ها وجود ندارد چون با توجه به موقعیت‌ها و بافت شهر امکان تعریض وجود ندارد و ما اقدام به ایجاد خیابان‌های جدید به موازات این خیابان‌ها کرده‌ایم و با تعریض کوچه‌های قدیمی این مشکل بزودی حل می‌شود.<br />
گفتم: این درست که کوچه های قدیمی را به موازات خیابان طالقانی به صورت یک‌طرفه درآورده‌اید ولی هنوز این کوچه‌ها شکل و شمایل خیابان را به خود نگرفته‌اند چون در بعضی قسمت‌ها کوچه‌ها تعریض شده‌اند و در قسمتی دیگر هنوز خانه‌های کلنگی که عقب نشینی نکرده‌اند باقی مانده‌اند و این خود مشکل را دوچندان می‌کند. چرا شهرداری سریع عمل نمی‌کند و اقدام به خرید خانه‌های کلنگی و تعریض آن کوچه‌ها نمی‌کنند؟!<br />
آقای امانی: درست است. متاسفانه این اقدام کمی کند پیش می‌رود بخاطر این‌که بودجه شهرداری محدود است  و شهرداری گاهی حتا برای حقوق کارمندانش کم می‌آورد. شهرداری مشکل مالی دارد. چون به شهرداری بودجه تعلق نمی‌گیرد و خودش باید تامین کند.</p>

<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0108.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0108-s.jpg"></a>
</center>

<p>من: اگر این‌طور که شما می‌گویید درست باشد یکی از سوال‌های من در مورد تخریب میادین شهر است و هزینه‌هایی که در بر دارد. با وجودی که مخالف تخریب میادین هستم و علاقه‌مند بودم راه حل بهتری برای مشکل ترافیک پیدا می‌کردید تا تخریب میادین ولی گویا راحت‌ترین راه حل همین تخریب میدان‌هاست و چون مسئله حل ترافیک شهری مهم‌تر است ما هم از خیر میادین زیبای شهرمان می‌گذریم تا این مشکل حل شود ولی با توجه به توضیح شما در مورد کمبود بودجه شهرداری این سوال برای من پیش می آید که اگر شهرداری بودجه ندارد چرا هزینه های زایدی پرداخت می‌کند؟! برای مثال عید در سفرم به بجنورد شاهد بودم که میدان کمربندی فردوسی  که به نام " شهید فهمیده"  معروف است را باسازی کرده‌اند و ظاهر آن‌را زیبا ساختند. این باعث خوشحالی است که چهره شهر را زیباتر کنیم بخصوص مسیری که مسافرانی  به قصد زیارت به مشهد می‌روند و از بجنورد عبور می‌کنند ولی این دفعه همان میدان را که با کلی هزینه بازسازی شده بود, تخریب کردند . یعنی  بعد از سه ماه؟! <br />
این اوج بی برنامه‌گی است . مگر خانه ای را که قصد تخریب داریم اول نقاشی می‌کنیم و بعد خراب؟! آیا پروژه‌های شهری یک شبه و بدون برنامه‌ریزی صورت می‌گیرد؟!<br />
آقای امانی: کاملن به شما حق می‌دهم. من به دوستان می‌گفتم به زودی صدای شهروندان جهت این تخریب‌ها بلند می‌شود. خوشحالم که شما اعتراض کردید تا من به دیگر دوستان بگویم که حدس من درست بود. متاسفانه مشکل دلیل نبود مدیریت واحد است. طرح بازسازی و زیباسازی میادین به عهده واحد زیباسازی شهرداری است و طرح تخریب میادین به واحد ترافیک شهری که زیر نظر استانداری است. این دو مستقل عمل می‌کنند و این مشکلات هم وجود دارد<br />
پرسیدم: یعنی شهرداری نمی‌تواند با استانداری هماهنگ کند تا جلوی هزینه‌های اضافی گرفته شود؟! <br />
آقای امانی: ما طرح مدیریت واحد را درخواست کردیم و به مجلس هم ارائه داده‌ایم ولی هنوز در این زمینه اقدامی نشده است.</p>

<p>یکی دیگر از سوال‌های من از آقای امانی در باره برنامه‌های شورای شهر برای ساخت اماکن تفریحی بود چون بجنورد باوجود داشتن گردشگاه‌های طبیعی زیاد ولی فقط دو محل بش‌قارداش و شهربازی  قابل استفاده برای هم‌شهری‌های عزیز است و باباامان هم چون محل اطراق مسافرین است کمتر شهروندان از آنجا استفاده می‌کنند.<br />
به آقای امانی در مورد بش‌قارداش گفتم که چرا بافت قدیم آن‌را بهم زده‌اند و آن‌جا که یک محل قدیمی و تاریخی بود را بازسازی و به شکل پارکی با ظاهر جدید مثل بسیاری از پارک‌های نوساز دراورده‌اند؟<br />
ایشان فرمودند: بش‌قارداش با ظاهر جدیدش بسیار بهتر از قبل شده و مردم راضی هستند چون در گذشته آن مکان امنیت نداشته و محل تجمع اراذل و اوباش بوده و خانواده‌ها نمی‌توانستند استفاده کنند ولی الان پارک زیبایی شده که محل خوبی برای تفریح خانواده‌هاست<br />
گفتم: ولی محل سرویس‌های بهداشتی که منجر به پارک است و بوی بد آن باعث شده که از آن پارک زیبا استفاده نشود.<br />
ایشان گفتند در این مورد پی‌گیری میکنند تا مشکل حل شود.<br />
البته من با نظر آقای امانی در مورد بازسازی بش‌قارداش به این شکل جدید نیستم چون چاره کار برای جلوگیری از ورود اراذل و اوباش ( که هنوز هم نتوانستن کنترل کنند و گاهی وجود آن‌ها در جمع خانواده‌ها مشهود است و باعث مزاحمت )  تغیر شکل بافت بش‌قارداش نبود این به مدیریت آن‌جا مرتبط است نه شکل ظاهری!</p>

<p>ایشان در مورد برنامه‌های آتی شهرداری برای ساخت محل‌های جدید تفریحی گفتند: یکی از آن‌ها بازسازی مهمان‌سرای جهانگردی است  و با طرحی که پیش رو است در آن محل، سینما با چندین سالن فیلم- مجموعه پارک آبی- رستوران گردان و ...  ساخته می‌شود که امیدوار بودند در آینده نزدیک بهره‌برداری شود و ایشان از عدم مشارکت هم‌شهری‌ها گله داشتند و در این مورد مجبور به مشارکت از دیگر استان‌ها شدند.<br />
 البته در حال حاضر مهمان‌سرا تخریب شده و تا ساخت این مجموعه که کمی هم برای ما رویایی و غیرقابل قبول به نظرمی‌آید ، شاید مدت طولانی باید صبر کرد. هرچند آقای امانی گفتند این پروژه سه ساله است.</p>

<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0107.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0107-s.jpg"></a>
</center>

<p>اقدام دیگر در مورد ساخت " پارک جنگلی دوبرار" در ورودی بجنورد از غرب  است که پشت میدان بار بجنورد قرار دارد. ایشان فرمودند: " دوبرار" درواقع " بام بجنورد" محسوب می‌شود و چشم‌انداز زیبایی دارد. برنامه‌هایی در دست اجراست تا این منطقه، محل تفریحی جدیدی برای شهروندان و مسافران باشد.<br />
متاسفانه من فرصت نکردم از نزدیک به " پارک دوبرار" سر بزنم و عکس بی‌اندازم. امیدوارم در سفرهای بعدی.</p>

<p><br />
در حاشیه:<br />
نکته‌ای را یادم رفت به آقای امانی بگویم آن‌هم تعطیل کردن شهربازی راس ساعت 12 شب است. در گرمای تابستان که خانواده‌ها برای استفاده از نسیم خنک شبان‌گاهی از این محل استفاده می‌کنند و معمولن هم بعداز ساعت 9 شب به آن‌جا می‌روند، آیا تعطیل کردن این مکان با خاموش کردن چراغ‌ها در ساعت دوازده شب ,کار درستی است؟!<br />
امیدوارم در این مورد هم تجدید نظر کنند.</p>

<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0105.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0105-s.jpg"></a>
</center>

<p>بعد از صحبت کردن با آقای امانی برای گرفتن عکس به منبع آب رفتم . در آن‌جا با آقای غلامعلی وحدانی رشوانلویی که دکه‌دار قدیمی هستند آشنا شدم و با ایشان صحبت کردم . طبق گفته ایشان سی وپنج سال در زیر منبع آب دکه دارند و به نوعی نسبت به منبع آب احساس تعلق خاطر دارند.<br />
از آقای وحدانی پرسیدم: آیا ساکنین محل تقاضای تخریب منبع آب را داشتند؟<br />
آقای وحدانی: نه. دروغه. ساکنین وقتی دیدند منبع آب را خراب می‌کنند به شهرداری ریختند و اعتراض کردند. امضا جمع کردیم. هیچ کس راضی نیست منبع آب خراب شود.<br />
این منبع قدیمی زمانی برای مردم بجنورد آب‌رسانی می‌کرد و باارزش بود. خود من هرروز شیرفلکه آن‌را باز می‌کردم. یک هفته طول کشید تا آب این منبع را تخلیه کردند. چرا شهرداری همه جاهای قدیمی شهر ما را خراب می‌کند؟ هیچ کس راضی نیست. مردم باید یادگارهای قدیمی شهر را حفظ کنند.<br />
آقای وحدانی با صداقت و علاقه خاص یک شهروند در مورد این نماد قدیمی شهرمان صحبت می‌کردند. هنگامی که خواستم از ایشان عکس بی‌اندازم از من خواستند که عکس "زنده یاد آبچوری " که پشت شیشه دکه بود هم در عکس بی‌افتد. <br />
<center><br />
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0106.jpg"><br />
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0106-s.jpg"></a><br />
</center></p>

<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0104.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0104-s.jpg"></a>

<p>عکس قدیمی از ورزش‌کاران بجنوردی که آقای وحدانی پشت شیشه دکه‌اش زده بود. از بین این اشخاص من فقط زنده‌یاد آقای صدراتی را شناختم که مربی تیم بودند،شناختم  .<br />
</center></p>

<p></p>

<p>جواب‌های آقای امانی از نظر من مسئولانه و توجیه کردن کارها بود. من به عنوان یک بجنوردی نمی‌توانم این جواب‌ها را بپذیرم ولی امیدوار هستم با پی‌گیری شهروندان بجنوردی، مسئولان شهرداری و شورای شهر به جای توجیه کارها , اقدامات مفید و سازنده انجام دهند.<br />
خواهشی از هم‌شهریان عزیز ساکن بجنورد دارم و آن توجه به مسائل و مشکلات شهری و پی‌گیری و سوال از مسئولین است. این باعث می‌شود مسئولین بی‌تفاوت از آن نگذرند. حتا اگر تاثیر کمی داشته باشد ولی بی‌نتیجه نیست.<br />
امیدوارم شهر دوست داشتنی ما جای‌گاه واقعی خودش را پیدا کند و همان‌طور که در ذهن و دل ما یک شهر زیبا و پرخاطره است , مرکز استانی زیبا  با امکانات رفاهی برای همه شهروندان باشد.<br />
</p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>بجنورد دوست‌داشتنی ما 1</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://shindokht.com/bojnoord/2011/07/_1_1.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.shindokht.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=986" title="بجنورد دوست‌داشتنی ما 1" />
    <id>tag:shindokht.com,2011:/bojnoord//2.986</id>
    
    <published>2011-07-15T09:00:00Z</published>
    <updated>2011-07-19T22:17:23Z</updated>
    
    <summary>در هرسفرم به بجنورد تغییراتی را در آن‌جا حس می‌کنم. این تغییرات بیش‌تر تخریب گذشته‌ها و خاطراتی است که از بجنورد داشتم و خیابان‌ها و ساختمان‌های جدیدی که جای آن‌ها ساخته شده و چهره بجنورد را روزبه‌روز برای من غریبه‌تر...</summary>
    <author>
        <name>Sharareh Ansari</name>
        <uri>http://www.shindokht.com</uri>
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://shindokht.com/bojnoord/">
        <![CDATA[<p>در هرسفرم به بجنورد تغییراتی را در آن‌جا حس می‌کنم. این تغییرات بیش‌تر تخریب گذشته‌ها و خاطراتی است که از بجنورد داشتم و خیابان‌ها و ساختمان‌های جدیدی که جای آن‌ها ساخته شده و چهره بجنورد را روزبه‌روز برای من غریبه‌تر می‌کند.<br />
در یک روز جمعه از خیابان‌های خلوت بجنورد عکس‌هایی به یادگار گرفتم. برای ثبت جاهایی که از گذشته باقی مانده و هنوز تخریب نشده‌اند و هم برای دوستانی که سال‌هاست از بجنورد دور هستند و دل‌تنگ خیابان‌های بجنورد.<br />
گردش من از ورودی شهر از سمت غرب به طرف شمال و سپس شرق بجنورد است.<br />
 ره‌آورد من را از سفرم به بجنورد بپذیرید.</p>]]>
        <![CDATA[<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0103.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0103-s.jpg"></a>

<p>خیابان ورودی شهر از سمت غرب ( از سمت تهران به مشهد) که به "خیابان نیروگاه" معروف است.</p>

</center>
<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0102.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0102-s.jpg"></a>

<p><br />
مغازه‌هایی که در ورودی شهر قرار دارند اغلب سوقات بجنورد، یعنی آبنبات‌های( شکرپنیر) معروف و خوش‌مزه بجنورد را به مسافرین عرضه می‌کنند.</p>

</center>
<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0101.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0101-s.jpg"></a>

<p>این نی‌زار، تنها باقی‌مانده از خندق قدیمی بجنورد که در واقع سیل‌گیر بوده است که بزودی آن‌ها هم ازبین می‌روند چون خندق درحال بازسازی است.</p>

</center>
<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0100.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0100-s.jpg"></a>

<p><br />
خندق بجنورد که درحال بازسازی است. قسمتی از این خندق به‌صورت پارک در آمده به نام" پارک آفرینش" . شاید مسئولان شهرداری آن‌قدر اطمینان دارند که شرایط جوی بجنورد دیگر مانند گذشته نخواهد بود و سیلی نخواهد آمد که شهر نیاز به خندق یا سیل‌گیر داشته باشد.</p>

</center>
<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0099.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0099-s.jpg"></a>

<p><br />
ترکمن‌های منطقه جرگلان در خیابان‌های بجنورد به وفور دیده می‌شوند، بخصوص در خیابان چهارشنبه بازار و خیابان نیروگاه</p>

</center>
<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0098.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0098-s.jpg"></a>

<p><br />
میدان دولت اولین میدان ورودی شهر از غرب ( از سمت تهران به مشهد)<br />
 از سمت جنوب، این میدان به "پارک آفرینش" و "کمربندی قدیم" بجنورد متصل است و از سمت شمال به خیابان جدیدی به نام "خیابان دولت"</p>

</center>
<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0097.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0097-s.jpg"></a>

<p>خیابان دولت </p>

</center>
<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0096.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0096-s.jpg"></a>

<p>میدان استانداری<br />
این میدان از سمت غرب به فرودگاه منتهی می‌شود و از سمت شرق به خیابان طالقانی (ششم بهمن سابق)</p>

</center>
<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0095.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0095-s.jpg"></a>

<p>خیابان نادر<br />
این خیابان قدیمی از معدود خیابان‌هایی‌ست که هم نام قدیمی‌اش را حفظ کرده و هم بافت قدیم را. <br />
زیرا این خیابان قدیمی تنها خیابان عریضی بود که در گذشته به صورت اصولی ساخته شده و نیاز به عقب‌نشینی و بهم خوردن ترکیب ظاهری خیابان نداشته است. </p>

</center>
<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0094.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0094-s.jpg"></a>

<p>چهاراه ژاندارمری</p>

</center>
<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0093.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0093-s.jpg"></a>

<p>چهاراه امیریه<br />
در گذشته به جای این بیلبورد ساختمان قدیمی شهربانی بجنورد قرارداشت که از ساختمان‌های قدیمی و نمادین شهر بود و متاسفانه تخریب شد.</p>

</center>
<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0092.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0092-s.jpg"></a>

<p>خیابان امیریه جنوبی که به نام شهید رضا امامی نام‌گذاری شده</p>

</center>
<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0091.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0091-s.jpg"></a>

<p><br />
چهارراه چه‌کنم که امروزه به چهارراه مخابرات هم مشهور است.<br />
قدیمی‌ترین چهارراه است که در مرکز بجنورد قرار دارد و چندین نسل از این چهارراه خاطرات زیادی دارند. به‌خصوص آقایان. زیرا درگذشته این چهارراه پاتوق جوان‌ها بود</p>

</center>
<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0090.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0090-s.jpg"></a>

<p>پیاده‌روهای چهارطرف چهارراه هم‌راه با سرعت‌گیرهای این چهارراه از بتن منقش است که پروژه این کار را پسرم بهبود و شرکایش در اولین پروژه خود از "شرکت کارستون" به هم‌راه شرکای یونانی در بجنورد انجام دادند. <br />
کار بسیار زیبا و بادوامی‌ست که خوش‌بختانه هنوز باقی مانده و شهرداری تخریب نکرده است.</p>

</center>
<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0089.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0089-s.jpg"></a>

<p><br />
پژوهش‌کده معلم<br />
بعد از تخریب سینما شهرزاد در خیابان شریعتی جنوبی(شاه سابق) در محل سینما ساخته شده است.<br />
این بنا متعلق به آموزش و پرورش است که کتاب‌خانه‌ای در داخل آن فعال است .</p>

</center>
<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0088.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0088-s.jpg"></a>

<p><br />
مجتمع دوچنار<br />
نام این مجتمع از دوچناری که در خیابان شریعتی(شاه سابق) قرار داشت گرفته شده. یکی از چنارهای قدیمی خشک شد و از بین رفت ولی تک چنار باقی‌مانده حفاظت شده است و به ثبت رسیده.<br />
امیدوارم بچه‌هایی که در این مجتمع رشد می‌کنند درمورد این دوچنار و علت نام‌گذاری مجتمع‌شان را جویا باشند.</p>

</center>
<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0087.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0087-s.jpg"></a>

<p>خیابان شریعتی جنوبی(شاه سابق)</p>

</center>
<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0086.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0086-s.jpg"></a>

<p>میدان کارگر یا دروازه قبله ( میدان کورش کبیر سابق)</p>

</center>
<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0085.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0085-s.jpg"></a>

<p><br />
از میدان کارگر به طرف بلوار  در نبش خیابان امام خمینی ( پهلوی سابق) روبروی کوچه معصوم‌زاده، خانه‌ی قدیمی قراردارد که در محل، به خانه "مرحوم حاجی همتی" معروف است.<br />
این‌جا قبلن خانه پدربزرگ پدریم بوده.  همیشه دوست داشتم داخل این خانه را قبل از تخریب ببینم و  بارها رفتم و موفق نشدم. این‌بار خوشبختانه موفق شدم و با اجازه ساکنین آن عکس‌هایی گرفتم.</p>

</center>
<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0084.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0084-s.jpg"></a>

<p>پدرم دوران کودکی و نوجوانیش را در این خانه گذرانده</p>

</center>
<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0083.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0083-s.jpg"></a>

<p>در این قسمت ساختمان، آب انبار و زیرزمین قرار داشته</p>

</center>
<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0082.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0082-s.jpg"></a>

<p>نمایی دیگر از خانه کودکی‌های پدرم</p>

</center>

<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0081.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0081-s.jpg"></a>

<p></p>

<p>این کوچه بن‌بست هم کوچه خاطرات کودکی من است. این کوچه که بن‌بست گوهر نام دارد در خیابان شریعتی شمالی (شاه سابق) قرار دارد.<br />
 در این کوچه فقط دو خانه قدیمی از گذشته باقی‌مانده است و بقیه تخریب شده‌اند و خانه‌های نوساز جای‌گزین آن‌ها شده‌اند. خانه‌ای که در انتهای بن‌بست قراردارد، خانه عموی پدرم است .<br />
 عمو و زن عموی پدرم که ما آن‌ها را از قول پدرم، آق عمو (آقا عمو) و خان‌جان(خانم‌جان) صدا می‌زدیم، حکم پدربزرگ و مادربزرگ را برامون داشتند و دارند.<br />
 آق عمو حدود سی ساله که فوت کرده ولی خان‌جان هنوز زنده هستند و دوست داشتنی. <br />
 خانه باصفای آن‌ها ،خانه خاطرات کودکی‌های من بود.<br />
 برای خان‌جان سلامتی و طول‌عمر آرزو دارم و آق عموی عزیز هم روحش شاد.<br />
</center></p>

<p></p>

<p></p>

<p></p>

<p></p>

<p></p>

<p>وقتی از خانه کودکی پدرم خارج شدم به‌طور  تصادفی با آقای حصاری‌مقدم (وبلاگ بجنوردان) برخورد کردم. ایشان وقتی متوجه شدند من در حال عکس گرفتن از  بجنورد برای سایت هستم من را به دیدن ساختمان قدیمی "دبستان سنایی"  واقع در "کوچه بهار" که در همان خیابان بود، دعوت کردند. <br />
توضیحاتی که در زیر در باره دبستان سنایی نوشته شده، آقای حصاری‌مقدم قبول زحمت کردند و  برای من فرستادند.<br />
با تشکر از راهنمایی‌ها و توضیحات خوبشان</p>

<p></p>

<p></p>

<p><br />
<center><br />
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0080.jpg"><br />
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0080-s.jpg"></a></p>

<p></p>

<p><font color="cc3399"><br />
دبستان سنایی<br />
از اولین سال تاسیس این مدرسه اطلاع دقیقی در دست نیست. اما دردهه‌ی 30 درحیاطی قدیمی واقع در انتهای کوچه‌ی سعدی ( پایین‌تراز دروازه قبله یا همان میدان کارگر) با تعداد نه چندان زیادی از دانش آموزان شروع به کار کرد. پس از مدتی ، به ابتدای کوچه‌ی برق یا فخران نقل مکان کرد که این حیاط هم اجاره‌ای بود . پس از چند سال ، به کوچه‌ی اخوان که فاصله چندانی با هم نداشتند ، نقل مکان کرد .<br />
درسال 47 دبستان سنایی از کوچه‌ی اخوان به کوچه‌ی بهار کوچ کرد و حدود شش سال درآن جا ساکن شد. این مدرسه به دلیل واقع شدن در کنار باغی بزرگ ، از هوای خوبی برخوردار بود.<br />
این  ساختمان قدیمی  نمایی آجری دارد ، پوشش سقف آن از جنس فلزی شیروانی است و از دو قسمت شمالی و جنوبی درست شده است که یکی -دو کلاس هم به دلیل قرار گرفتن در ضلع جنوبی ، برای آموزش استفاده می‌شد.<br />
در کنار این کلاس‌ها ، اتاقک کوچکی به نام فروشگاه وجود داشت که در زمان زنگ تفریح ، به بچه‌ها خوراکی می‌فروخت که فروش آن به عهده‌ی خدمت‌گزار دبستان بود.<br />
قسمت شرقی مدرسه در زمستان‌های سرد آن روزها ، به دلیل آفتاب‌گیر نبودن ، و یخ زدن برف‌ها ، برای سرسره بازی بچه‌ها، بسیارمورد توجه واقع می شد.<br />
داخل ساختمان از چند اتاق کوچک تشکیل شده است که قسمتی هم به انباری اختصاص داده شده بود .<br />
تقریبا هر روز ، دانش‌آموزانی را برای تنبیه به این محل تاریک می‌فرستادند و یقیه هم به وسیله چوب‌های نازک درخت آلبالو تنبیه می‌شدند. این چوب‌ها توسط آموزگار مردی تهیه می‌شد که مسیر آمدنش به مدرسه از بلوار فعلی می ‌گذشت و هرصبح عده‌ای به دلایل مختلف باید چوب می‌خوردند.</p>

<p>اسامی تعدای از مدیران و کارکنان این آموزشگاه به شرح ذیل می‌باشد:</p>

<p>مدیر: آقای حاج محمود فرزندیان وبعدها ، آقای محمود وحدت و دردهه‌ی 50 ،آقای علی اکبر اصفهانی بودند.<br />
معاونین به ترتیب،آقای حامی و رضا قلی زاده</p>

<p>آموزگاران:<br />
کلاس اول، زنده یاد مهین اخلیان<br />
دوم، زهرا نبی‌زاده<br />
سوم ؛<br />
چهارم ،آقای مشهدی<br />
پنجم، خانم مودی و بقیه افرادی بودند که در دونوبت صبح و بعدازظهر به تدریس مشغول بودند.<br />
خانم ها، موشیخیان ، عضدالملکی، قزوینی ، علوی ،قنادزاده،<br />
آقایان ، سلطانی، ذوقی ، موحد<br />
</font></p>

<p></p>

</center>

<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0079.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0079-s.jpg"></a>

<p><br />
این اتاق در گذشته محل کلاس اول آقای حصاری‌مقدم  بوده است.</p>

<p> با توضیحاتی که صاحب‌خانه، آقای غلامی  دادند، این ساختمان راسرهنگ وحدت ساخته و معماری این ساختمان به‌صورتی است که در آن هیچ ستونی به عنوان پایه ساختمان بکار نرفته است.</p>

<p></p>

</center>
<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0078.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0078-s.jpg"></a>
<font color="cc3399">

<p>آن ساختمان مسکونی با در و پنجره‌هایی از جنس چوب، شکل زیبایی به خود گرفته بود.<br />
و ایوانی از جنس سنگ‌ریزه‌های رنگی که به زیبایی آن افزوده بود. پله های این ایوان با رویه ای از جنس سخت؛ شکل قشنگی به آن بخشیده بود .<br />
 </font></p>

</center>
<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0077.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0077-s.jpg"></a>

<p><br />
درخت بزرگ پر از توت در وسط حیاط خودنمایی می‌کرد . این درخت در زمانی که این محل مدرسه ابتدایی بوده، وجود نداشته است</p>

</center>

<p>بعد از دبستان سنایی، هم‌راه آقای حصاری‌مقدم به کوچه سعدی و خانه پدری ایشان رفتیم.</p>

<p>آقای حصاری‌مقدم در گذشته در مورد کوچه سعدی مفصل نوشته‌اند که لینک مطلب ایشان را در <a href="http://www.bojnourdan.blogfa.com/post-60.aspx">این‌جا </a>و <a href="http://www.bojnourdan.blogfa.com/post-63.aspx">این‌جا</a> بخوانید</p>

<p></p>

<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0076.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0076-s.jpg"></a>

<p><br />
کوچه سعدی از یک سمت به خیابان شهید (شاه‌رضای سابق)  و از سمت دیگر به خیابان هفده شهریور( 25 شهریور سابق) وصل است.</p>

</center>
<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0075.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0075-s.jpg"></a>

<p><br />
خانه کودکی‌های آقای حصاری‌مقدم. خانه‌ای پراز خاطره در کوچه خاطره‌های ایشان.</p>

</center>
<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0074.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0074-s.jpg"></a>

<p><br />
هروقت پیرزنی می‌بینم ناخودآگاه به سمتش کشیده می‌شوم و سلام و احوال‌پرسی می‌کنم. شاید چون آن‌ها من را به یاد مادربزرگم  که خیلی دوستش داشتم، می‌اندازند.<br />
این خانم، "خانم شادمانی "نام داشت و اصلیت‌شان سبزواری بود. از ایشان اجازه گرفتم برای عکس انداختن . با مهربانی تمام اجازه دادند و جلوی دوربین ژست گرفتند .<br />
 امیدوارم سال‌های زیادی سلامت و شادمان مانند فامیلی قشنگ‌شان زندگی کنند.</p>

</center>
<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0073.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0073-s.jpg"></a>

<p><br />
خانه قدیمی در کوچه سعدی که هنوز از کلنگ مجتمع سازان در امان مانده است.</p>

</center>
<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0072.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0072-s.jpg"></a>

<p><br />
آپارتمان نوساز درکنار خانه قدیمی در کوچه سعدی<br />
این نمایی از بسیاری کوچه‌های قدیمی بجنورد است. ساختمان‌های جدید در کنار خانه‌های قدیمی. <br />
ساختمان‌های نوساز با عقب ‌نشینی باعث عریض شدن کوچه شده‌اند و خانه‌های قدیمی که هنوز باقی مانده‌اند و طرح عقب‌نشینی را انجام نداده‌اند و باعث شده‌اند که کوچه‌ها چهره زشتی پیدا کنند.</p>

</center>
<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0071.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0071-s.jpg"></a>

<p><br />
باغ قدیمی که در انتهای کوچه سعدی قرار دارد و متعلق به خانواده آقای مین‌باشی است. این باغ  زیبا، نمای باصفایی به این کوچه قدیمی بخشیده است</p>

</center>

<p><br />
در انتها دو عکس از جاده بدرانلو که محل پیک‌نیک هم‌شهری‌های عزیز است می‌گذارم.</p>

<p>تاکستان‌های بدرانلو از زیباترین باغ‌های اطراف بجنورد است و انگورهای پاییزه  آن که به انگور کلاه‌داری معروف است جزو خوشمزه‌ترین انگورها در ایران.</p>

<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0070.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0070-s.jpg"></a>

<p><a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0070-0.jpg"><br />
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0070-0-s.jpg"></a><br />
</center></p>

<p><br />
</p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>احسان خوشنویس، شاگرد  دورانی‌ست که گویی نبضی ماندگار دارد............</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://shindokht.com/bojnoord/2011/05/post_28.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.shindokht.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=962" title="احسان خوشنویس، شاگرد  دورانی‌ست که گویی نبضی ماندگار دارد............" />
    <id>tag:shindokht.com,2011:/bojnoord//2.962</id>
    
    <published>2011-05-13T17:45:43Z</published>
    <updated>2011-07-14T09:39:44Z</updated>
    
    <summary> بجنوردعزیزمان مفاخر و مشاهیر باارزشی دارد که برای نسل‌های گذشته شناخته شده هستند ولی این‌که نسل جدید چقدر در مورد مشاهیر بجنورد می‌دانند و می‌شناسند جای سوال دارد. ارزش قائل شدن برای گذشته و تاریخ زادگاه‌مان و شناخت کسانی...</summary>
    <author>
        <name>Sharareh Ansari</name>
        <uri>http://www.shindokht.com</uri>
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://shindokht.com/bojnoord/">
        <![CDATA[<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0069.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0069-s.jpg"></a>
</center>

<p>بجنوردعزیزمان مفاخر و مشاهیر باارزشی دارد که برای نسل‌های گذشته شناخته شده  هستند ولی این‌که نسل جدید چقدر در مورد مشاهیر بجنورد می‌دانند و می‌شناسند جای سوال دارد. ارزش قائل شدن برای گذشته و تاریخ زادگاه‌مان و شناخت کسانی که برای رشد و پیشرفت بجنورد تلاش کردند و شاید بسیاری از ما در باره آن‌ها  نمی‌دانیم و یا کم می‌دانیم, از وظایف ما بخصوص نسل جوان ماست.<br />
ولی جوانانی هستند که با علاقه و تلاش در مورد تاریخ بجنورد تحقیق و برای معرفی و شناخت بیشتر اجدادشان تلاش می‌کنند.</p>

<p>عید ام‌سال, افتخار آشنایی با آقای " احسان خوشنویس " را پیدا کردم. ایشان در مورد شجره‌نامه خانوادگی خودشان وخانواده‌های قدیمی بجنورد اطلاعات بسیار دقیقی داشتند.علاقه و دقت ایشان در این زمینه برای من قابل تقدیر و احترام بود. <br />
 در دیداری صمیمانه با آقای احسان خوشنویس و خانواده محترم‌شان در مورد فعالیت‌های این خانواده محترم و اجدادشان در بجنورد اطلاعاتی بدست آوردم که برای شناخت و آشنایی بیشتر با این خانواده قدیمی در این‌جا می‌نویسم. ولی به دلیل تلاش و زحمات آقای احسان خوشنویس در راستای معرفی مشاهیرومفاخر بجنورد واجداد بزرگوارشان ابتدا با معرفی ایشان شروع می‌کنم.<br />
</p>]]>
        <![CDATA[<p>احسان خوشنویس  از نوادگان حاج محمدحسین خوشنویس( حاج باشی) و حاج میرزا محمدحسین وداد(حاج وکیل)</p>

<p>احسان خوشنویس در تاریخ دوم آذر ماه هزاروسیصدوشصت وپنج درشهرستان بجنورد متولد شد. اجدادش ازخطاطان وکاتبان قرآن درعهد قاجار بودند.<br />
از سن هشت سالگی هم‌زمان با تحصیلات دوره ابتدایی٬ بنا به سفارش بزرگان خاندان خوشنویس٬افتخار ورود به عرصه‌ی  بی‌همتای هنـــــر را پیدا کرد.<br />
اونیز اولین برگ از دفتر هنرمندی خویش را با تحریر نمودن بیت زیر که سروده‌ی شاعر معاصر بجنورد٬" امین حکیم شفایی " در رسای خاندان هنرمند خوشنویس است٬ ورقی دیگر زد.<br />
<font color="cc3399"><br />
به صنعت‌ها مسلط خوشنویس است           <br />
 به خوش خطی امیر کاروان است  </font></p>

<p>با ورود به انجمن خوشنویسان ایران(شعبه بجنورد) در محضر اساتید بزرگ‌وارهمچون: آقایان "غلامرضا زحمت کش " ، "علی شیخ نژاد " هنرخوشنویسی رافرا گرفت وتوفیق آن پیداکرد تا به کسب مدارج عالیه درانجمن نایل آید.</p>

<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0068.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0068-s.jpg"></a>
</center>

<p>ایشان علاوه بر هنر خوشنویسی در زمینه ی موسیقی آوازی ایران ونوازندگی ساز نـــــــــــــــی وسازهای بادی هم سال‌هاست که گام بر می‌دارد.<br />
 <br />
از مهم‌ترین فعالیت‌های ایشان می‌توان در زمینه موسیقی به شاگردی در محضر استاد بی‌بدیل موسیقی ایران زمین," استاد حسن کسائی" و هم‌چنین اساتید بزرگ‌واری هم‌چون آقایان : " نعمت یزدان پناه" – " حسن کیانی نژاد " (از نوازندگان برجسته نی که از ایشان آلبوم‌های زیادی وجود دارد) و "هوشمند عبادی " ( از نوازندگان گروه شیدا) اشاره کرد.</p>

<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0067.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0067-s.jpg"></a>

<p>استاد کسائی و آقای احسان خوشنویس<br />
</center></p>

<p>یکی دیگر از افتخارات ایشان نیز شرکت در همایش سراسری  نی نوازان ایران که بهمن ماه 89 در اراک برگزار گردید می‌باشد.  <br />
هم‌کاری با واحد تولیدات موسیقی صدا وسیمای خراسان شمالی</p>

<p>پدرشان آقای علی خوشنویس ( فرزند محمدخان خوشنویس ) و مادرشان خانم فاطمه خوشنویس ( فرزندمرحوم حاج شیخ حسین خوشنویس از برجسته‌ترین وعاظ بجنورد وهم‌چنین نوه‌ی دختری مرحوم سید حسن امامی (امام جمعه))</p>

<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0066.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0066-s.jpg"></a>

<p>شهید امامی پسر امام جمعه بجنورد و دایی خانم فاطمه خوشنویس<br />
</center></p>

<p></p>

<p></p>

<p></p>

<p>آقای علی خوشنویس </p>

<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0065.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0065-s.jpg"></a>
</center>

<p><br />
 آقای علی خوشنویس در سال (1312 )  در بجنورد متولد شدند. مادر زنده یاد ایشان  (لیلی خانم ) فرزند مرحوم " حاج میرزا محمد حسین وداد " معروف به " حاج وکیل " و پدرشادروان ایشان ( محمدخان)  فرزند" محمد حسین خوشنویس " معروف به " حاجی باشی " می‌باشند.</p>

<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0064.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0064-s.jpg"></a>

<p>شادروان محمدخان ، پدر آقای علی خوشنویس<br />
</center></p>

<p></p>

<p>هم‌شهریان بجنوردی  با نام " آقای علی خوشنویس " در ادوار مختلف در فرمانداری شهرستان بجنورد آشنا هستند. اهالی بخش راز وجرگلان شهرستان بجنورد نام ایشان را به عنوان حاجی خوشنویس بخش‌دار قدیم می‌شناسند. ایشان در تمام مناطق ایران پهناور خدمات ارزنده‌ای به‌جا گذاشته که در دوره‌های متوالی به عنوان کارمند پیش‌کسوت در استانداری خراسان بزرگ وخراسان شمالی برگزیده شده‌اند. بر خلاف میل باطنی ایشان می‌توان به چند مورد از اهم فعالیت‌های ایشان در شهرستان واستان بپردازیم:</p>

<p>پیگیری‌های متعدد به همراه اعضای ستاد مردمی توسعه شهرستان، برای به مرکزیت استان رسیدن بجنورد در تهران ودر جلسات بجنوردی‌های مقیم تهران<br />
اهداء زمین‌های متعدد برای پروژه‌های آموزشی – عمرانی بخصوص فرودگاه بجنورد<br />
عضو هیئت مدیره‌ی مجمع خیرین مسکن ساز استان در بدو تاسیس<br />
عضو هیئت مدیره‌ی مجمع خیرین مدرسه سازاستان در بدو تاسیس<br />
و...............</p>

<p>از فعالیت‌های ارزنده که ایشان را با دعای خیر سیل‌ زده‌گان روستای "تازه قلعه" ی بحنورد هم‌واره هم‌راه داشته , این بوده که ایشان به هم‌راه هیئت اعزامی از وزارت کشور و هنگام بازدید از  صحنه‌های دل‌خراش سیل زده‌گان با درخواست جوانی از اهالی روستا مواجه می‌شود که تقاضای جهیزیه برای زندگی داشته که سیل آن‌ها را برده بود. همان جا طی مشورت با فرماندار آن وقت "جناب آقای مهندس حیدر علی نورایی " تصمیم به برگزاری جشن عروسی وتهیه جهیزیه برای این جوان وهمسرش که از بازمانده‌گان آن حادثه بودند می‌گیرند.<br />
نکته حائز اهمیت این است که به لطف خداوند این زوج به همراه  سی و پنج زوج دیگر از بازمانده‌گان آن سیل در روزپرستار در مرداد 1378شاهد برپایی جشن عروسی ومهیا شدن اسباب زندگی‌شان در حضور جمعیتی بالغ بر شش هزار نفر میهمان  بودند . آقای علی خوشنویس این امر را مرهون تلاش ریاست فرمانداری آن وقت ( آقای نورایی) و بازاریان محترم بجنورد می‌داند.</p>

<p></p>

<p></p>

<p></p>

<p>حاج محمد حسین خوشنویس ملقب به (حاجی باشی)</p>

<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0063.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0063-s.jpg"></a>
</center>

<p>محمدحسین خوشنویس معروف به حاجی باشی در روستای تیمورتاش به دنیا آمد. محمد حسین در جوانی از پهلوانان کشتی چوخه بجنورد بود. وی در بجنورد به کارهای صنعتی  پرداخت. چاقوهای دست‌ساز او از لحاظ ظرافت و دوام مشهور بود و زنجیر و قفل درب چوبی قدیمی بش‌قارداش  از کارهای ایشان است. <br />
معروفیت ایشان به خوشنویس به دلیل خط زیبای ایشان می‌بیاشد. او به " استاد باشی " معروف بود و پس از تشرف به حج به " حاجی باشی " معروف شد.<br />
قرآن‌های دست نویس حاجی باشی به مدت هفتادو پنج سال در مساجد بجنورد مورد مطالعه قرار گرفت و سپس در سال 1351 توسط نوه ایشان " حاج علی آقا خوشنویس " جمع‌آوری شد.<br />
این هنرمند در سال 1315 در سن هفتاد سالگی دارفانی را وداع گفت. <br />
از ارزش‌مندترین آثار ایشان می‌توان به کتابت سه دوره کامل قرآن کریم  در طول حیات ایشان نام برد. یک دوره کامل در "موزه اسناد ونسخ خطی بجنورد" واقع در " آیینه خانه مفخم " به نمایش گذاشته شده که خاندان خوشنویس این امر را مرهون زحمات مدیریت محترم موزه وهم‌چنین آقای علی پسندیده (کارشناس محترم اسناد ونسخ خطی) می‌داند.</p>

<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0062.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0062-s.jpg"></a>
</center>
<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0061.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0061-s.jpg"></a>
</center>

<p><br />
بیتی که در زیر آمده از سروده‌های " حاجی باشی " می‌باشد:<br />
<font color="cc3399"><br />
ای قلـــــــم ای تیغ جوهر دار من                      <br />
 یادگار من تو باش از کار من</font></p>

<p>فرزند  دیگر حاجی باشی بنام " آقاخان خوشنویس" که بزرگ خاندان و از روزگاران قدیم در قیطریه‌ی تهران ساکن می‌باشند نیز از طبع شاعری خاص برخوردار هستند</p>

<p>ابیاتی که در زیر آمده نمونه‌ای از سروده‌های " آقا خان خوشنویس" می‌باشد:<br />
<font color="cc3399"><br />
مکن چه بحر کس تا خود نیفـــتی در درون او    <br />
 که حافـــــظ دارد ونتوان نمودن سرنگون او<br />
حسد ورزی مکن بر بال کــس کاورا خدا داده     <br />
 که خالق آگه است هم از برون وهم درون او<br />
کـسی را کاو برد بالا نشاند عرشه ی کشــــتی<br />
 هــــــزاران پیلتن نتوان نـــمودن واژگـــون او<br />
اگر مفلس شوی روزی مکش منت ز نو کیسه <br />
 اصالت چون نباشد هم بن و هم در بتـــون او<br />
توهم ای خوشنویساآنچه تقدیر است همان بینی   <br />
که کس قادر نخواهد تا کنـــد کــم یا فزون او   </font></p>

<p></p>

<p></p>

<p></p>

<p><br />
حاج میرزا محمد حسین وداد ملقب به (حاجی وکیل)</p>

<p>"حاج میرزا محمدحسین وداد" مشهور به "حاج وکیل " در سال 1236 در بجنورد متولد شد. تحصیلات مقدماتی را در مکتب‌خانه بجنورد فراگرفت. و ضمن اشتغال به کار به تکمیل قرائت قرآن و تجوید پرداخت و در ایام جوانی , فنون نظم و نثر شعرای بزرگی چون, نظامی-فردوسی- سعدی و حافظ  را فراگرفت.<br />
به هنگام انتخابات دوره اول مجلس شورای ملی که صنفی بود, کاندیدای وکالت مردم شد و به عنوان اولین وکیل بجنورد در مجلس حضور یافت که صندلی شماره ( 70) در مجلس  آن زمان به نام ایشان بود.</p>

<p>حاج وکیل رجالی هم‌چون: شادروان حاج محمد معماریانی--- شادروان حاج محمد خان خوشنویس---- شادروان حاج سید حسین سیدی بجنوردی ----- شادروان حاج سید محمد جزایری بجنوردی---- شادروان حاج حسن حکیمیان (مشهد) را به دامادی قبول کرد.<br />
دختر کوچک حاج وکیل , بانو "عفت وداد " که  در حال حاضر بزرگ خاندان وداد هستند و در مشهد بسر می‌برند, از معلمین پیش‌کسوت بازنشسته آموزش وپرورش خراسان آن زمان بوده‌اند. که سال پیش هم از سوی سازمان آموزش وپرورش خراسان رضوی از ایشان تجلیل به عمل آمد.</p>

<p>حاج وداد در تاریخ دوم اسفند 1322 درگذشت.<br />
"حاج وداد" و "حاج باشی" از دوستان صمیمی  بودند به همین سبب حاج باشی دختر حاج وکیل را به عقد پسر بزرگش (  محمد خان پدربزرگ پدری احسان خوشنویس) در آورد.<br />
یکی از زیبا ترین اشعار ایشان که درکتاب دانشوران بجنورد هم آمده است به این شرح است:<br />
<font color="cc3399"><br />
آنگه که درافتد بدست مرگ تنـم<br />
وارسته شود روان من از بدنم<br />
بر من عوض بَرد ِ یمن بهرکفن                      <br />
 کرباس وطن کنند یاران  کفنم<br />
</font></p>

<p></p>

<p></p>

<p>کلام پایانی از زبان آقای احسان خوشنویس به نمایندگی از خاندان خوشنویس خطاب به هم‌شهریان عزیز, بخصوص نسل جوان بجنوردی:<br />
<font color="cc3399"><br />
" توصیه‌ی بنده به نسل کنونی بالاخص نسل جوان این‌ست که در هر دیاری بوده‌اند انسان‌هایی با نام‌های کوچک و آوازه‌ای نه چندان بلند وبالعکس.<br />
این نسیمی است از جنس زمان با حجمی از تاریخ که بر ماندگاران این خاک می‌طراود وبا موسیقی خاصی که روایت‌گر وتداعی کننده‌ی خاطرات نسل‌های ماقبل ما بوده، نیاکان ما را حیاتی دیگر می‌بخشد. آری .بسیارند در این زمان که می‌دانند از نیاکان‌شان و نمی‌خواهند وقتی برای پویا بودن و دوام بخشیدن بر اصالت خویش بگذارند. اصالت رنگ وبوی خاصی ندارد. درهرزمان دیده‌گان مردم را با رنگی متفاوت به سوی خویش می‌کشاند. پس بکوشیم برای پی بردن به اصالت خویش و آن را زنده نگه داریم.<br />
با آرزوی توفیقات روز افزون برای یکایک انسان‌های این کره‌ی خاکی و این خاک که "بجنورد" نام دارد. "</font></p>

<p><br />
</p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>کاروان‌سرای سردار+ نمایش‌گاه صنایع‌دستی در باباامان و...</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://shindokht.com/bojnoord/2011/04/post_27.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.shindokht.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=938" title="کاروان‌سرای سردار+ نمایش‌گاه صنایع‌دستی در باباامان و..." />
    <id>tag:shindokht.com,2011:/bojnoord//2.938</id>
    
    <published>2011-04-19T15:51:37Z</published>
    <updated>2011-04-19T15:56:54Z</updated>
    
    <summary>در یک روز بهاری برای نشان دادن خیابان‌های بجنورد به دوستم قدسی، از خانه پدری ( خیابان قیام جنوبی) پیاده ، خیابان‌های بجنورد را دور زدیم .( از قیام به طرف خیابان فردوسی- میدان کارگر- خیابان شهید- خیابان طالقانی- خیابان...</summary>
    <author>
        <name>Sharareh Ansari</name>
        <uri>http://www.shindokht.com</uri>
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://shindokht.com/bojnoord/">
        <![CDATA[<p>در یک روز بهاری برای نشان دادن خیابان‌های بجنورد به دوستم قدسی، از خانه پدری ( خیابان قیام جنوبی) پیاده ، خیابان‌های بجنورد را  دور زدیم .( از قیام به طرف خیابان فردوسی- میدان کارگر- خیابان شهید- خیابان طالقانی- خیابان هفده شهریور – میدان کارگر و قیام)<br />
<center><br />
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0060.jpg"><br />
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0060-s.jpg"></a></p>

<p><a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0059.jpg"><br />
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0059-s.jpg"></a><br />
</center><br />
در مسیر پیاده‌روی در خیابان شهید به کاروان‌سرای قدیمی سردار رسیدیم و در آن‌جا با آقای حاج رضا مرغزار که در این کاروان‌سرای قدیمی آهن‌گری دارند، صحبت کردیم.<br />
<center><br />
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0058.jpg"><br />
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0058-s.jpg"></a><br />
</center><br />
 </p>]]>
        <![CDATA[<p><br />
کاروان‌سرای سردار که متعلق به سردار مفخم بوده و بخاطر همین به این نام مشهور است ولی در حال حاضر نیمی از کاروان‌سرا متعلق به مرحوم حاج فیض‌الله عضدی است.  (البته ورثه آن مرحوم) <br />
حاج رضا مرغزار توضیح دادند که این کاروان‌سرا بازسازی شده و تا دو- سه سال قبل فعال بوده ولی به دلیل اختلافی که صاحب ملک با شهرداری داشته و شهرداری بخشی از این کاروان‌سرا را جهت تعریض خیابان خراب کرده ، از آن موقع کاروان‌سرا به‌صورت نیمه متروکه درآمده.<br />
<center><br />
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0057.jpg"><br />
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0057-s.jpg"></a><br />
</center><br />
<center><br />
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0056.jpg"><br />
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0056-s.jpg"></a><br />
</center></p>

<p></p>

<p></p>

<p><br />
در تعطیلات نوروزی، میراث فرهنگی نمایش‌گاه صنایع‌دستی در باباامان برپا کرده بود که به‌ترین بخش این نمایش‌گاه سیاه‌چادر عشایری بودکه در جلوی آن سبزی‌های خشک کوهی می‌فروختند.<br />
<center><br />
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0055.jpg"><br />
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0055-s.jpg"></a></p>

<p><a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0054.jpg"><br />
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0054-s.jpg"></a><br />
</center><br />
  تنور سنتی روبروی سیاه‌چادر برپا بود و خانمی با پخت نان سنتی بجنوردی در آن‌جا ما را به حال و هوای گذشته برد. جای همه دوستان دور از بجنورد خالی. نان‌ها به خوشمزه‌گی همان نان‌های قدیم بود فقط با این فرق که آن موقع‌ها تنور را با بته‌های "یوشان" آتش می‌کردند و بوی خوش یوشان هم‌راه با بوی نان تازه در هوا می‌پیچید ولی آن‌جا از چوب و درخت‌های کاج  برای آتش تنور استفاده می‌کردند.<br />
<center><br />
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0053.jpg"><br />
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0053-s.jpg"></a><br />
</center></p>

<p>عکس‌های بیش‌تر از باباامان و بش‌قارداش را در فوتوبلاگ سایت ببینید.</p>

<p></p>

<p></p>

<p></p>

<p>حتمن مسافران نوروزی که ازمسیر بجنورد به مشهد رفتند و برگشتند در بلوار ورودی شهر به میدان بزرگی برخوردند که شهرداری امسال همت زیادی به خرج دادند و برای زیباسازی شهر در این میدان نماد شهر یعنی "چارق" و "قالیچه ترکمنی" را گذاشتند. شاید این نماد زیبا باعث شود زشتی این میدان غیراستاندارد را بپوشاند. <br />
<center><br />
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0052.jpg"><br />
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0052-s.jpg"></a><br />
</center><br />
طراح این میدان تمام اصول مهندسی و شهرسازی را زیرپا گذاشته و میدانی چندضلعی ساخته‌است. هرکم‌سوادی  می‌داند که میدان دایره شکل است ولی این آقای طراح ... <br />
 باید دست‌مریزاد گفت به شهرداری بجنورد.<br />
<center><br />
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0051.jpg"><br />
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0051-s.jpg"></a><br />
</center><br />
</p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>خاتن قیامت / علی‌اکبر سراج اکبری</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://shindokht.com/bojnoord/2010/11/post_26.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.shindokht.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=860" title="خاتن قیامت / علی‌اکبر سراج اکبری" />
    <id>tag:shindokht.com,2010:/bojnoord//2.860</id>
    
    <published>2010-11-10T15:35:18Z</published>
    <updated>2010-11-10T15:35:13Z</updated>
    
    <summary> آقای سراج اکبری مجموعه اشعار ترکی خود را در کتابی با عنوان &quot; یاد اولسن&quot; چاپ کردند. شعر زیبای &quot;خاتن قیامت&quot; از این کتاب است. با تشکر از آقای سراج برای ارسال این شعر ....</summary>
    <author>
        <name>Sharareh Ansari</name>
        <uri>http://www.shindokht.com</uri>
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://shindokht.com/bojnoord/">
        <![CDATA[<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0052.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0052-s.jpg"></a>
</center>

<p>آقای سراج اکبری مجموعه اشعار ترکی خود را در کتابی با عنوان " یاد اولسن" چاپ کردند. شعر زیبای "خاتن قیامت" از این کتاب است.<br />
با تشکر از آقای سراج برای ارسال این شعر .</p>]]>
        <![CDATA[<p>خاتن قیامت</p>

<p><br />
روُدخانَه زوئیِنگ تَیِندَه، ایشارَردِه اُ گِئجَه <br />
تَموُزِنگ، گِئجَه سِه آ یدِ نلِغِه دِه <br />
چِشمَه آیِ چِن، اُ لوُ دِه گیزگی <br />
 یِئل سوُ ئیشَردِه، بو باغ دَن اُ باغَه <br />
بِر ماغِنگ با شِینَن، آرامگینَه <br />
گُل لَرِنگ، اِ یرِی لَرنِه آ چَردِه<br />
ساچلَرنِه، اُینَتَردِه  قاچَردِه<br />
<font color="cc3399"></p>

<p>آن شب رودخانه در عمق دره می‌درخشید  ودر آن شب مهتابی تابستان چشمه آئینه ای شده بود برای ماه. نسیم شبانگاهی از این باغ به آن باغ می‌خزید و با سر انگشتان نوازشگرش به آرامی گیسوان بافته شده گلهارا می‌گشود و بازی کنان دامن بر می‌کشید</font></p>

<p><br />
بیر خاتِن زوئِنگ تَیِه، چِشمَه قُراغِندَه، گِئزِه یولدَه یِئدِه <br />
آیِنگ اُن دِردِ ه یو، آیدِنلِغِه یو چِشمَه و باغ <br />
 داغِ نَن بِئر دِلَن اَل<br />
چَکدِلَن غارِ حَرانِه، مَکَّه دَن زو اِیچِنَه<br />
بِئلَه کِه جِبرائیل <br />
دِدِه تَکبیرَتُ الاحرام نَمازِ عِشقِهِ چِن<br />
<font color="cc3399"></p>

<p>یک زن در پائین دره وکنار چشمه چشم انتظار همسر جوانش بود. ماه شب چهارده و مهتاب و چشمه و باغ و کوهستان دست در دست هم دادند، گوئی توانسته بودند غار حرا را از مکه به سوی دره بکشند. چنان که جبرئیل برای اقامه نماز عشق آوای تکبیرت الاحرام سر داد</font></p>

<p><br />
خاتِن اَم قامَتِنِه باغلَه دِه یو مَست اُلدِه<br />
آیِ نَن چِشمَه و باغ و داغِ نَنَ خُدایِ نَن بیر اُلدِه <br />
<font color="cc3399"></p>

<p>آن زن مست یار شد و قامت بست<br />
و با  ماه و چشمه و باغ و کوه وخدای خود  یکی شد</font></p>

<p><br />
آی چِشمَه نِنگ اِیچِه نِن قاش وگِئز آ تَردِه <br />
باشِنِه سودَن چِخارتَردِه گَنَه، باتَردِه <br />
چِشمَه وُ آی و اَدَخلِه اوینَماغ<br />
خاتِنِه چَکدِه اُتََه <br />
<font color="cc3399"></p>

<p>ماه از میان چشمه با اشارت‌های چشم و ابرو زن را به خود می‌خواند. <br />
سرش را از آب چشمه بالا می‌آورد و دوباره ناپیدا می‌شد .<br />
 چشمه و ماه و  نامزد بازی آنان،<br />
 زن را به آتش کشید.</font></p>

<p><br />
تا کِه دوُیسِن اِئزِنَه <br />
اُتِروُدِه چِشمَه نِنگ اِیچِندَه <br />
آی کِمِن، چِئمدِه یو باشِنِه چِخاردِّه سودَن    <br />
آی نَن مونِس و هَمراز اُلدِه <br />
چِشمَه نِنگ پاک سووِه، شَرابِ هَفت سالَه کِمِن.<br />
خاتِنِه صاف اِدِّه، جانِنِه پاک اِدِّه <br />
<font color="cc3399"></p>

<p>قبل از اینکه بتواند به خود مسلط شود <br />
در میان چشمه نشسته بود. <br />
مثل ماه در آب فرو رفت وسرش را از آب بیرون آورد <br />
با ماه مونس و همراز شد.<br />
 آب‌پاک چشمه مثل شراب هفت‌ساله<br />
 روح زن را صاف کرد و جانش را پاک .</font></p>

<p><br />
نَه کَه شِیطانِنگ قُلاغِه کَرِّدِه <br />
یا نَمازِنگ سَسِنِه اِیشِد موُدِه <br />
اُله کِه اِئز لَرِنِه ساتوُدِلَن <br />
خاتِنِنگ یِئرِه نِه اُنَه دُیودِه لَن <br />
شِیطان اَل اِیزادِّه نامَحرَم لَرَه <br />
هَوَسِه سالدِه قَرَه اِیرَی لَرَه <br />
<font color="cc3399"></p>

<p>نه اینکه گوش شیطان کر باشد ویا صدای تکبیر را نشنیده باشد <br />
خود فروشان جای زن را به او نشان داده بودند<br />
شیطان دست به سوی نامحرمان یازید<br />
و هوس را در دلهای سیاه  به جولان  واداشت.</font></p>

<p><br />
گَلدِلَن چِشمَه سارِه <br />
بیر نِئچَه قورد صِفَت، نا مِحرَم    <br />
 گِئز لَرِه قان کاسَه سِه <br />
گِئردِلَن چِشمَه دَه خورشیدِ نَن آی <br />
گِئردِلَن غُنچَه کِمِن، چین لِه دامِن دورِندَه <br />
<font color="cc3399"></p>

<p>چند نفر گرگ صفت نامحرم به سوی چشمه آمدند <br />
چشمهایشان کاسه خون <br />
در داخل آب چشمه خورشید و ماه را در کنار هم یافتند .<br />
و دیدند مانند غنچه دامن چین دار دور زن را گرفته است.</font></p>

<p><br />
 باخدِلَن بیر بیرَه، گئِز لَردَه توتوق چَکدِه هَوَس <br />
نِجا بَت سِئز هَوَسِنگ آ تِنَه قَمچی چَکدِلَن <br />
<font color="cc3399"></p>

<p>به هم نگاه کردند  و شراره هوس درچشمانشان پدیدار شد <br />
و  آنگاه به اسب نا نجیب هوس  شلاق کشیدند.</font></p>

<p><br />
خاتِنِنگ اِیرَیِ نَه شَک دیشدِه <br />
ساچِنِنگ لایِ نَن.<br />
گِئزِنِه تاشلَه دِه دِرد قُراغِنَه <br />
گِئردِه بیر اِکِّه سانِه کِئلگَه دِدِه بِسمِ الله <br />
چِشمَه دَن چِخدِه یو بیر گُلَّه کِمِن آتِلدِه <br />
<font color="cc3399"></p>

<p>شک  به زن مستولی شد <br />
از لابلای گیسوان آب کشیده‌اش، چشمانش را به اطرافش گرداند <br />
یکی دو تا سایه دید و گفت بسم الله.<br />
مثل گلوله ای که شلیک شده باشد از چشمه به بیرون جست.</font></p>

<p><br />
اُقاچَردِه  دالِه سِنَن هار اِیت <br />
گِئزِه قورخَردِه، هَوَس اَفعی سِه نیش وِرسِن ا ُنه <br />
یِخِلَردِه یو تورَردِه، اَِمّا قاچَردِه گَنَه <br />
خُدایَه یالواردِه، مَنَه فریادرَس اُل <br />
قویمَه نا مَحرَم اَلِینَن، عِصمَتِم  پوزِلسِن<br />
<font color="cc3399"></p>

<p>او فرار می‌کرد و سگ‌های هار به دنبالش <br />
چشمانش می‌ترسید از اینکه مورد تهاجم افعی ناپاک هوس قرار بگیرد <br />
به زمین می‌خورد و بر می‌خاست، اما باز هم فرار می‌کرد <br />
رو به خدا کرد و التماس کنان  یاری طلبید <br />
که مگذار عصمتم به دست نامحرمان به تباهی کشیده شود.</font></p>

<p><br />
بیر سِه نِنگ، اَلِه  یِتِشدِه خاتِنِنگ دا مَنِنَه <br />
اَیاغِه گیر اِدِده  داشَه، دامَن اَلدَن قاشدِه <br />
 اِیرَیِه چاتلَمَلِه قاچَردِه <br />
باشارَنجَه قاشدِه، قاشدِه، تا یولِه باغلَندِه <br />
<font color="cc3399"></p>

<p>دست یکی از آنان به دامن زن رسید <br />
اما پایش به سنگ گیر کرد و دامن از دست برفت <br />
چنان فرار می‌کرد که گوئی کبوتر قلب هر لحظه ممکن ست قفس سینه را بشکافد <br />
تا می‌توانست فرار کرد، اما ناگهان راه بسته شد.</font></p>

<p><br />
اِیلَی دَه داغ و کَمَر، داشدَن  دیوار کِمِن <br />
دالِه دَه، نِجابَتِه قُربانلِغ اِدماغ خَنجَرِه <br />
اُمیدِه کَسِلدِه یو هَرایِه چَکدِه خُدایَه <br />
<font color="cc3399"></p>

<p>در جلو کوه کمر و صخره هائی چنان دیوار <br />
در پشت قربان گاه عصمت و نجابت در انتظار.</font></p>

<p><br />
شو جِر کِه ساخلَدِّرَنگ اِیندِه یَه چان ساخلَه مَنِه <br />
مَنِه اِئرت اِئز یانِئگَه  اَلان، قِیامَت گِئجدِه <br />
مَنِه سال تابوتَه تابوتِنگ مَنَه بِئنِج دِه <br />
<font color="cc3399"></p>

<p>خدایا همانطور که تا حالا مرا از شر شیاطین حفظ کرده ای باز هم حفظ کن <br />
مرا همین الان پیش خودت ببر، قیامت دیر است <br />
مرا در تابوت بگذار که تابوتت برای من گهواره است.</font> </p>

<p><br />
اِیلدِرِم چاخِلدِه <br />
داغ لَرَه سَس دیشدِه <br />
داش لَه پوزِلدِلَن <br />
داغ لَرِنگ چِنگِّنَّن دَمانَیَه تِئکِلدِلَن <br />
 اَلَه داغِنگ اَتَیِه یارِلدِه <br />
<font color="cc3399"></p>

<p>برق درخشید و صدای رعد در میان دره پیچید <br />
سنگها از هم گسستند<br />
واز قله کوه ها به دامنه ریختند  .</font> </p>

<p><br />
دامنه آلاداغ شکافته شد<br />
گِئرِلدِِّه نَه جِر آی  باتیَه داغِنگ دالِه سِنَه <br />
اُ خاتِن آی کِمِن بادِّه شو داغِنگ لایِنَه <br />
داغ لایِه باغلَندِه <br />
خاتِنِنگ ساچلَرِه داغ لا یِنَّّن سالاّندِه<br />
<font color="cc3399"></p>

<p>دیده شده است که ماه چگونه در پشت کوه غروب می‌کند <br />
آن زن مثل ماه در قسمت شکافته شده کوه غروب کرد و ناپدید شد <br />
دامنه دریده شده کوه به هم برآمد<br />
و گیسوان زن ازکوه بیرون ماند و به دست  نوازشگر نسیم سپرده شد.</font> </p>

<p><br />
ایلدِرِم اَفعی لَرِه یاندِردِه <br />
اُ خاتِن عِصمَتنِنگ یولِندَه جان بایدِردِه <br />
اُلدِه بیر اُسَنَه تا قِیامَتَه <br />
اُ زُوِئنگ خَلقِه اُنَه خاتِن قِیامَت  دِِدِلَن <br />
یارِلَن داغ یانِندَه ، بیر سَر دُوَه قَیِردِّلَن <br />
<font color="cc3399"></p>

<p>رعد و برق افعی ها را سوزاند <br />
و آن زن در راه عصمت خود جان باخت<br />
و افسانه ای شد تا به قیامت <br />
اهالی آن دره او را خاتن قیامت نامیدند<br />
و در همان جائی که کوه از هم شکافته شده بود سردابه ای ساختند  .</font> </p>

<p><br />
شوردَه کِِه خاتِن قِیامَت بادِّه داغِنگ لایِنَه <br />
گِئیَریَه بَلند اُد لَه، دیشیَه شوداغِنگ بویِنَه <br />
دَئیلَّن کِه داغ بویِندَه، اُ خاتِنِنگ تِئل لَرِه دِه <br />
هَر بِهار گِئیَریَه، دَئیلَّن اُنِنگ کاکُل لَرِه دِه <br />
<font color="cc3399"></p>

<p>همان جائی که خاتن قیامت در لابلای کوه غروب کرد<br />
علفهای پیچ پیچ بلندی می‌رویدو بر اندام کوه میافتد<br />
میگویند که ای علفها گیسوان آن زن هستند <br />
هر بهار میرویند وکاکل های اوهستند .</font> </p>

<p><br />
بِز دَه بو اُسَنَه لَردَن چوخدِه <br />
کِه گَرَی یازِلسِن <br />
قویمَه سَی پوزِلسِن <br />
<font color="cc3399"></p>

<p>از این افسانه ها زیاد داریم <br />
که باید نوشته شود <br />
نگذاریم از بین برود.</font> </p>

<p> </p>

<p> </p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>ره‌آورد سفر به بجنورد</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://shindokht.com/bojnoord/2010/07/post_25.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.shindokht.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=808" title="ره‌آورد سفر به بجنورد" />
    <id>tag:shindokht.com,2010:/bojnoord//2.808</id>
    
    <published>2010-07-24T19:46:33Z</published>
    <updated>2010-07-24T19:45:21Z</updated>
    
    <summary> در گشت و گذارم در کوچه‌های قدیمی بجنورد, از کوچه جواهری ماه به کوچه حمام نور, کوچه بن‌بستی بود که در انتهای کوچه خانه قدیمی جلب توجه کرد. نزدیک خانه قدیمی رفتم تا عکس بی‌اندازم آقای جوانی که سرایدار...</summary>
    <author>
        <name>Sharareh Ansari</name>
        <uri>http://www.shindokht.com</uri>
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://shindokht.com/bojnoord/">
        <![CDATA[<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0051.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0051-s.jpg"></a>
</center>

<p>در گشت و گذارم  در کوچه‌های قدیمی بجنورد, از کوچه جواهری ماه  به کوچه حمام نور, کوچه بن‌بستی بود که در انتهای کوچه خانه قدیمی جلب توجه کرد. نزدیک خانه قدیمی رفتم تا عکس بی‌اندازم  آقای جوانی که سرایدار آن‌جا بود رسید و اجازه داد وارد خانه شوم. به گفته ایشان, آن خانه قدیمی" حسینیه مرتضوی" نام داشت که مخروبه شده و قرار است از طرف سازمان اوقاف تخریب و بازسازی شود.</p>]]>
        <![CDATA[<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0050.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0050-s.jpg"></a>
</center>

<p>این خانه که قدمتش به بیش از نیم قرن می‌رسد از معدود بناهای قدیمی با این سبک معماری است که متاسفانه به‌زودی تخریب می‌شود.</p>

<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0049.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0049-s.jpg"></a>
</center>

<p>به سقف‌های چوبی این بنا نگاه کنید بعد از نیم قرن همچنان باقی مانده.</p>

<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0048.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0048-s.jpg"></a>
</center>

<p>حوض قدیمی که تاریخ 1336 روی آن حک شده نشان‌گر قدمت آن خانه است.</p>

<p><br />
<center><br />
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0047.jpg"><br />
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0047-s.jpg"></a><br />
</center></p>

<p>در  گذشته نان‌های سنتی بجنورد شامل : فَتیر( نان شیرمال ) - * قَتلَمَه ( نان ورقه‌ای )_ * نان چریشی – قطاب و ... در خانه‌ها درست می‌شد ولی امروزه کارگاه‌های زیادی در بجنورد این نان‌ها را به طریق سنتی تهیه می‌کنند. این کارگاه در کوچه حمام نور یکی از آن‌هاست.</p>

<p><br />
<center><br />
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0046.jpg"><br />
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0046-s.jpg"></a><br />
</center></p>

<p>انتهای کوچه حمام نور که به سبزه میدان در چهارشنبه‌بازار منتهی می‌شود.</p>

<p><br />
<center><br />
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0045.jpg"><br />
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0045-s.jpg"></a></p>

<p>سبزه میدان<br />
</center></p>

<p><br />
<center><br />
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0044.jpg"><br />
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0044-s.jpg"></a><br />
</center></p>

<p>اشتباه نکنید این‌جا یک خیابان جدید و نوساز نیست. این‌جا قبلن میدان قیام ( شاه سابق) بود.</p>

<p><br />
<center><br />
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0043.jpg"><br />
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0043-s.jpg"></a><br />
</center></p>

<p>میدان قیام( شاه) یکی از میادین قدیمی در خیابان اصلی بجنورد ( تهران- مشهد) قرارداشت که بین میدان فردوسی ومیدان کارگر واقع بود ولی تخریب این میدان قدیمی گویا تنها راه حل  برای رفع مشکل ترافیکی این خیابان بود. این دومین میدان قدیمی است که تخریب شده. قبلن میدان هفده شهریور( نزدیک دبیرستان ایراندخت) تخریب شد.</p>

<p><br />
<center><br />
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0042.jpg"><br />
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0042-s.jpg"></a><br />
</center></p>

<p>چنارهای زیبا و نام خیابان فردوسی شاید تنها یادگارهای به جا مانده از این خیابان قدیمی و زیباست. چون خانه‌های ویلایی و باغ‌های زیبای متعلق به شادلوها که در این خیابان واقع بود همه تبدیل به خانه‌های نوساز و آپارتمان شده اند و خیابان فردوسی  از آن حالت دنجی که در گذشته داشت، خارج شده. <br />
خیابان فردوسی در گذشته به زیبایی و سرسبزی  خیابان ولی‌عصر( پهلوی) تهران بود و هردو زیبایی‌شان را از دست دادند ولی خیابان فردوسی نام اصیل و قدیمی‌اش را حفظ کرده.<br />
خیابان فردوسی  همیشه یادآور خاطرات خوب کودکی و نوجوانیم بود</p>

<p><br />
<center><br />
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0041.jpg"><br />
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0041-s.jpg"></a><br />
</center></p>

<p> در انتهای خیابان قیام در ابتدای روستای ملکش ,زمانی باغ بزرگی وجود داشت که به‌نام " باغ اردشیر خان" معروف بود که متعلق به "اردشیر خان شادلو" یکی از نماینده‌گان مجلس زمان پهلوی بود و امروز از این باغ تک درختانی نیمه خشک به‌جای مانده تا شاهد رشد شهرکی بنام "شهر ناوک" باشند.</p>

<p><br />
<center><br />
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0040.jpg"><br />
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0040-s.jpg"></a><br />
</center></p>

<p>این باغ روبروی خانه پدری‌ام واقع بود. در گذشته هرگاه در تراس خانه‌مان می‌نشستیم  از خنکای درختان این باغ لذت می‌بردیم ولی امروز... گرما و گرد و غبار و سروصداهای حاصل از ایجاد خیابان جدید و شهرک در حال احداث, لذت نشستن در تراس را از ما گرفته . <br />
شاید روستائیان ملکشی از این‌که روستای آنها به شهر پیوسته و زمین‌هایشان ارزش بیشتری پیدا کرده خوشحال باشند ولی افسوس که نمی‌دانند چه چیزهای باارزش‌تری را از دست می‌دهند.<br />
ما چه بهای سنگینی را برای افزایش جمعیت و توسعه شهر می‌پردازیم.</p>

<p></p>

<p>*قتلمه : نانی است که با شکر و کره محلی خورده می‌شود و به "فتیر مسگه" معروف است.<br />
*چریش : نوعی سبزی کوهی است که در فصل بهار در بجنورد متداول است . شبیه تره فرنگی ولی کوچک‌تر از آن است.<br />
</p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>شیروان، شهر اْرْد بزرگ و شیرکوه</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://shindokht.com/bojnoord/2010/04/post_24.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.shindokht.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=763" title="شیروان، شهر اْرْد بزرگ و شیرکوه" />
    <id>tag:shindokht.com,2010:/bojnoord//2.763</id>
    
    <published>2010-04-17T09:58:27Z</published>
    <updated>2010-04-17T10:04:30Z</updated>
    
    <summary>معمولن در این بخش از سایت در مورد بجنورد می‌نویسم، این‌بار در مورد همسایه نزدیک و هم استانی‌مان، شیروان می‌نویسم به‌دلیل درد مشترک و مشکلاتی که بجنورد هم به‌نوعی بی‌تاثیر از آن نیست . امید که دوستان و هم‌شهریانی که...</summary>
    <author>
        <name>Sharareh Ansari</name>
        <uri>http://www.shindokht.com</uri>
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://shindokht.com/bojnoord/">
        <![CDATA[<p>معمولن در این بخش از سایت در مورد بجنورد می‌نویسم، این‌بار در مورد همسایه نزدیک و هم استانی‌مان، شیروان می‌نویسم به‌دلیل درد مشترک و مشکلاتی که بجنورد هم به‌نوعی بی‌تاثیر از آن نیست . امید که دوستان و هم‌شهریانی که این‌جا را می‌خوانند برای این درد مشترک درمانی پیدا کنند ،درمانی برای  مظلومیت شهرهای خراسان شمالی که سال‌ها در حاشیه خراسان بزرگ و مشهد قرار داشتند و در این پنج سال که خود تحت عنوان "خراسان شمالی" به‌ظاهر استان مستقلی شده ولی در باطن فرق چندانی نکرده.شاید این درد که  با زبان دوست عزیز "خانم حمیرا ستارزاده" عنوان شده درد بسیاری از هم‌شهری‌های بجنوردی و هم استانی‌های‌مان مانند: اسفراین و آشخانه و گرمه و جاجرم و مانه و سملقان و ... باشد.<br />
پس بی‌توجه از این دردنامه نگذریم.<br />
با تشکر از خانم <a href="http://beautiful-shirvan.blogspot.com/">حمیرا ستارزاده</a> برای ایمیل خوبی که فرستادند و به امید موفقیت‌شان.</p>]]>
        <![CDATA[<p><font color="cc3399"><br />
سلام خواهر خوبم شراره انصاری عزیزم <br />
نمی دانم خبر داری یا نه !<br />
ما مردم شیروان سالهاست جور کم کاریها و ندانم کاریهای مدیرانی را می کشیم که تا می گوییم فلان جای کارتان اشکال دارد بجای پاسخ دادن سفسطه می کنند و آخرش هم می گویند مرکز استان به ما بودجه نمی دهد حمایت نمی شویم و هزار بهانه دیگر ...<br />
اما شراره جان درد ما خیلی بیشتر از اینهاست <br />
این آدمهای سوار بر شهر ما حتی چیزهایی را هم که داریم حاشا می کنند <br />
و یا اگر قدرتش را هم داشته باشند نابودش می کنند همانند بلایی که بر سر تپه پنج هزار ساله شیروان آورده اند و بر بالای آن دکل مخابراتی زده اند و جاده عریض بر روی آن کشیده اند که در عکس ماهواره ایی آن می بینید <br />
<center><br />
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0038.jpg"><br />
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0038-s.jpg"></a><br />
</center></p>

<p><br />
ما از این آقایان می خواهیم از افتخارات شهرمان بگویند از داشته هایمان ،  تا بتوانیم اقتصاد ضعیف مان را پوشش دهیم تا فقری که بیداد می کند را کم رنگ کنیم ... تا  جلوی رشد فزاینده اعتیاد را بگیریم اما صد افسوس که راه به شورستان برده ایم .<br />
می گوییم ما نیاز به یک سوغات اختصاصی برای شیروان داریم همانند آبنبات بجنورد که آرزوی هر ایرانی است که از آن بهره ببرد ، اما آقایان برای پاسخ ندادن به کوه و دشت گریز می زنند .<br />
می گوییم ما نیاز به معرفی اساطیر و بزرگان شیروان را داریم تا هر که مسافر مشهداست  از جاده شیروان با سرعتی سرسام آور عبور نکند و ما فقط شاهد کشته شدن موتورسیکلت سواران و عابرین شهرمان توسط  آنها نباشیم . اما گویا با دیوار سخن می گوییم .<br />
همه مواطب هستند تا از صندلی فرو نیفتند . <br />
می گوییم بزرگترین مشاهیر حال حاضر ایران " اْرْد بزرگ " است که در دنیا شناخته شده است و بنیاد جهانی اْرْد بزرگ در ژنو و دیگر نقاط جهان پیگیر اندیشه های او هستند اما دریغ از شیروان که برای اسطوره خویش کوچکترین قدمی بر دارد . ما سه سال است می گوییم نام بزرگترین خیابان و یا میدان شیروان را باید بگذارید اْرْد بزرگ وقتی در شهر های دیگر در مورد شیروان حرف می زنند بلافاصله از اعتیاد در شهر ما سخن نگویند . تا مردم شهر احساس خود باوری کنند اما شورای شهر ما بدون هیچ دلیلی  در مقابل خواست ما ایستادگی می کند سال قبل هم حاضر شدند نام ملایی ناشناخته از یک روستا را بر خیابانهای شیروان بگذارند اما از اجرای خواست مردم شیروان سرپیچیدند  . هر چند در این بین شهردار و رییس شورای شهر و یکی دیگر از اعضای شورا  هم صدا با مردم بودند اما جریانی ناشناخته تا کنون مانع تحقق خواست ما شده است .</p>

<p>ما به مدیران شیروان می گوییم چرا مانور تبلیغاتی در سطح کشور پیرامون بزرگترین نقش طبیعی شیر جهان که بر دیواره کوه های جنوبی شیروان نقش بسته و به آن "شیرکوه"می گوییم انجام نمی دهند تا باعث جلب جهانگرد شود  . </p>

<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0039.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0039-s.jpg"></a>

<p>نقش اْرْد بزرگ و شیرکوه<br />
</center></p>

<p><br />
به آنها می گوییم چرا از تپه 5 هزارساله شیروان که بر روی آن ارشک موسس سلسله اشکانیان بدنیا آمده است و محل آغازین طغیان عمومی ایرانیان بر علیه سلوکیان یونانی بوده است حفاظت انجام نمی شود چرا تبلیغی اساسی برای آن نمی شود اما آنها در این مورد هم سکوت کرده اند . هر چه بوده فقط گفته اند ما جلسه داشته ایم  . این جلسات سالهای سال است ادامه دارد اما دریغ از عمل .</p>

<p>اینجا هر چه هست شعار است و شعار و شعار<br />
هیچ کدام از بخش ها ، کاری انقلابی و شایسته انجام نمی دهند ... سیستم بروکراسی بیداد می کند و بخش ها همدیگر را قفل کرده اند . و یا اینگونه وانمود می کنند !<br />
سایت شما به مقامات بجنورد و استان نزدیک تر است امیدوارم در بجنورد صدای ما شنیده شود . <br />
اینجا تا حرف بزنیم می گویند خوددار باشید تا بجنوردیها متوجه نشوند آبروداری کنید !!!؟</p>

<p>شراره جان من و دهها تن از همشهریانم وقتی پس از سالها ،نامردمی های مقامات شهرمان را دیدیم وبلاگهایمان را بستیم و سکوت کردیم اما موج های خواسته های مردمی همچنان ادامه یافت و امروز شما می بینید مطالبات ما توسط صدها نفر دیگر تکرار می شود . از مقامات استانداری می خواهیم به فریاد مردم مظلوم این شهر برسد . </p>

<p>شهر ما شده شهر مهاجرت ... دائما همشهری های ما به شهر شما و مشهد می روند روستاییان دست از کار کشیده و می آیند شیروان جایگزین آنها می شوند  این موضوع آسیب جدی بر فرهنگ شهر زده و تضادها را هر روز بیشتر به نمایش می گذارد  .</p>

<p>هر چه زمان می گذرد حس می کنیم جریانی در پس پرده وجود دارد تا هر روز عقبتر رویم . دیگر صنعت و کشاورزی و باغداری پویایی نداریم . شدیدا اعتیاد و سرقت رشد کرده و آسیب های اجتماعی دیگری هم پدید آمده که در این نوشته محدود نمی گنجد .</p>

<p>ما جوانان و مردم شیروان دیگر امیدی به داشتن صنعت و کمک های ملی نداریم اما این خواست کم هزینه را داریم که با تجلیل از اسطوره شهرمان به خودباوری برسیم و با تاکید بر دو اثر بی نظیر خود که تپه باستانی و شیرکوه هست شهری برای گردشگران جهان باشیم تا اقتصادمان بیش از این نابود نشود .<br />
از این که پای درد دلهای من نشستی ممنونم .</p>

<p>خواهرت <br />
حمیرا ستارزاده</font><br />
</p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>محمدعلي ضيغمي معروف به ممي كاكل بي‌غم</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://shindokht.com/bojnoord/2009/11/post_23.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.shindokht.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=681" title="محمدعلي ضيغمي معروف به ممي كاكل بي‌غم" />
    <id>tag:shindokht.com,2009:/bojnoord//2.681</id>
    
    <published>2009-11-07T19:06:00Z</published>
    <updated>2009-11-07T20:39:09Z</updated>
    
    <summary>در فرهنگ دهخدا لوطي‌گري به معناي جوان‌مردي و بخشندگي و آزادگي آمده است.لوطي هاي واقعي، ريشه در فرهنگ ما دارند. در سمت راست خيابان طالقاني شرقي، نرسيده به فلكه شهيد ( ششم بهمن سابق) دو دهنه مغازه لبنيات فروشي بود...</summary>
    <author>
        <name>Sharareh Ansari</name>
        <uri>http://www.shindokht.com</uri>
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://shindokht.com/bojnoord/">
        <![CDATA[<p>در فرهنگ دهخدا لوطي‌گري به معناي جوان‌مردي و بخشندگي و آزادگي آمده است.لوطي هاي واقعي، ريشه در فرهنگ ما دارند.</p>

<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0030.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0030-s.jpg"></a
</center>

<p>در سمت راست خيابان طالقاني شرقي، نرسيده به فلكه شهيد ( ششم بهمن سابق) دو دهنه مغازه لبنيات فروشي  بود كه هنگام گذر از آن‌جا بوي شير تازه و پنير و كره محلي و سرشير (قيماق) توجه هر ره‌گذر را به سوي مغازه جلب مي‌كرد و اگر به داخل مغازه نگاهي مي‌انداختيد تابلو بزرگي روبروي مغازه  نصب بود كه در آن، اين شعر نوشته شده بود:<br />
<font color="cc3399"><br />
بشنو ز ممي رفيق دلبند ---------  اندوه زمانه هيچ مپسند<br />
صبحانه بنوش شير سالم -------  با خرمي و خوشي و لبخند</font><br />
</p>]]>
        <![CDATA[<p>صاحب مغازه ، آقايي خوش‌رو و هميشه خندان بود كه با لهجه بجنوردي شما را براي خريد لبنيات تشويق مي‌كرد. اين تمام خاطرات و شناختي بود كه من از زنده‌ياد اقاي ضيغمي داشتم و در سال‌هاي كودكي هنگام رفتن به مركز شهر و خريد، اين مغازه بزرگ و بوي آن توجهم را جلب مي‌كرد و با بزرگ‌تر شدنم وقتي در مسير رفت‌و امد به دبيرستان از جلوي اين مغازه بزرگ و با آن تابلوي شعر مي‌گذشتم حس خوبي به من دست مي‌داد و براي من آن قسمت از پياده‌رو خيابان طالقاني، نمود بوي شير تازه و شعر ممي‌كاكل بود.  ولي بعد از سا‌ل‌ها وقتي از آن‌جا مي‌گذشتم نه اثري از بوي شير تازه  مانده بود و نه آن مغازه بزرگ و كم كم اين قسمت از خاطرات من كم‌رنگ شد.<br />
 آقاي ممي كاكل براي نسل‌هاي قديمي بجنورد معرف يك جوان‌مرد و لوطي بود ولي هم‌نسل‌هاي من شايد فقط در حد همان مغازه لبنياتي مي‌شناختن و نسل جديد... هيچ.<br />
وقتي با آقاي قاسم ضيغمي، پسر بزرگ زنده‌ياد ضيغمي صحبت مي‌كردم و در مورد كارهاي پدرشان مي‌گفتند با خودم فكر مي‌كردم آيا امروزه هم چنين جوان‌مردهايي در شهر ما هستند و ما نمي‌شناسيم؟ يا لوطي‌گري مختص آن دوران بود؟</p>

<p> آقاي ضيغمي از خيران بزرگ بجنورد بودند كه چه در زمان پهلوي و چه بعداز انقلاب، خدمات زيادي براي مردم بجنورد انجام دادند. از جمع‌آوري پول براي كمك هزينه ازدواج جوان‌ها و مراسم نذري و بردن پيرزن‌ها و زنان مسن به سفرهاي زيارتي و ... <center></p>

<p><a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0031.jpg"><br />
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0031-s.jpg"></a<br />
</center></p>

<p><br />
يكي از كارهايي كه انجام مي‌دادند، هربار در بجنورد اتفاق ناگواري مي‌افتاد و يا جواني فوت مي‌كرد با جمع‌آوري پول و خريد گوسفند و  قرباني كردن در چهارنقطه بجنورد شهر را در برابر قضا و بلا بيمه مي‌كرد. اين اعتقادات آن‌قدر قوي و عميق بود كه با اين‌كار كم‌تر اتفاقات ناگوار رخ مي‌داد.<center><br />
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0032.jpg"><br />
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0032-s.jpg"></a<br />
</center></p>

<p></p>

<p>آقاي ضيغمي هم به مراسم مذهبي اهميت مي‌دادند و هم به جشن‌ها و فرهنگ بجنورد كه رقص محلي بجنوردي كه جزو زيباترين رقص‌هاي فولكلور است بسيار مورد توجه ايشان بوده و به آن اهميت مي‌دادند.</p>

<center>

<p><a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0033.jpg"><br />
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0033-s.jpg"></a</p>

<p><br />
زنده ياد ممي كاكل در دهه محرم كه تكيه‌ها حليم نذري مي‌دادند براي سرعت كار و سرد نشدن حليم‌ها در هر نوبت ده سيني حليم را به مجلس مي‌برد و در سه نوبت سيصد نفر را حليم مي‌داد.</center></p>

<p></p>

<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0034.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0034-s.jpg"></a

<p><br />
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0035.jpg"><br />
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0035-s.jpg"></a<br />
</center></p>

<p><br />
شادبودن مشخصه اصلي آقاي ضيغمي بود و معروف شدن به ممي كاكل بي‌غم به‌خاطر همين خصلت شاد ايشان بود. متاسفانه ايشان با درگذشت پسرشان در آلمان دچار شكست بزرگي شدند و بيمار شدند و در سال هزار و سيصد و هفتادوهفت درگذشتند.<center></p>

<p><a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0036.jpg"><br />
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0036-s.jpg"></a</p>

<p><br />
آقاي ضيغمي به اتفاق پسرهايشان</center></p>

<p></p>

<p>طبق گفته آقاي قاسم ضيغمي، مراسم تشييع جنازه ايشان مصادف با روز قدس بود و به آن‌ها اجازه دادند بعد از مراسم روز قدس، تشييع جنازه انجام شود. ولي تعداد جمعيت  تشييع كننده از شركت كنندگان مراسم قدس بيشتر بوده.</p>

<center>

<p><a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0037.jpg"><br />
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0037-s.jpg"></a</p>

<p><br />
مردان نيك هميشه زنده و جاودان هستند و يادشان گرامي<br />
</center></p>

<p></p>

<p><br />
با تشكر از آقاي قاسم ضيغمي كه لطف كردند و عكس‌هاي يادگار پدرشان را در اختيار من گذاشتند.<br />
 ياد و خاطره ايشان و آن مغازه هميشه در ذهن من و بسياري از بجنوردي‌ها حك شده.<br />
</p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>پنجمين سال‌گرد خراسان شمالي</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://shindokht.com/bojnoord/2009/10/post_22.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.shindokht.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=617" title="پنجمين سال‌گرد خراسان شمالي" />
    <id>tag:shindokht.com,2009:/bojnoord//2.617</id>
    
    <published>2009-10-23T12:43:28Z</published>
    <updated>2009-10-27T21:44:55Z</updated>
    
    <summary> نوزدهم مردادماه مصادف بود با پنجمين سال‌گرد تاسيس خراسان شمالي با مركزيت بجنورد. به‌همين مناسبت پياده‌روي عمومي به مسافت پنج كيلومتر از روبروي بيمارستان تامين اجتماعي بجنورد تا بش‌قارداش برگزار شد كه از ساعت پنج وسي دقيقه صبح شروع...</summary>
    <author>
        <name>Sharareh Ansari</name>
        <uri>http://www.shindokht.com</uri>
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://shindokht.com/bojnoord/">
        <![CDATA[<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0019.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0019-s.jpg"></a
</center>

<p>نوزدهم مردادماه مصادف بود با پنجمين سال‌گرد تاسيس خراسان شمالي با مركزيت بجنورد. به‌همين مناسبت پياده‌روي عمومي به مسافت پنج كيلومتر از روبروي بيمارستان تامين  اجتماعي بجنورد تا بش‌قارداش برگزار شد كه از ساعت پنج وسي دقيقه صبح شروع و پس از رسيدن به بش‌قارداش با برنامه‌هاي متنوع كه ترتيب داده بودن شامل( سخنراني- اجراي موسيقي مقامي - رقص بجنوردي و قرعه‌كشي بين حاضران براي اهداي جايزه و ... تا ساعت ده صبح طول كشيد.<br />
عكس‌هايي از اين مراسم تهيه كردم ولي به دليل تعطيل بودن سايت با تاخير آن‌ها را اين‌جا مي‌گذارم.<br />
</p>]]>
        <![CDATA[<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0020.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0020-s.jpg"></a

<p><br />
خانواده‌هاي زيادي در اين پياده‌روي شركت كرده بودند. </p>

</center>

<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0021.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0021-s.jpg"></a

<p><br />
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0022.jpg"><br />
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0022-s.jpg"></a<br />
</center></p>

<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0023.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0023-s.jpg"></a

<p><br />
اين‌جا به راه‌پيمايان بسته‌هاي كيك و سانديس مي‌دادند كه در  داخل اين بسته‌ها شماره‌اي هم  براي  شركت در قرعه كشي و بردن جايزه  بود. ما هم كه خيلي خوش‌شانس، از جمع شش‌نفره ما هيچ كدام جايزه‌اي نبرديم.</p>

</center>

<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0024.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0024-s.jpg"></a

<p><br />
بش‌قارداش زيبا</p>

</center>

<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0025.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0025-s.jpg"></a
</center>

<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0028.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0028-s.jpg"></a

<p><br />
بچه‌هايي كه هم‌راه خانواده‌هايشان آمده بودند از فرصت استفاده كرده و آب‌بازي مي‌كردند.</p>

</center>

<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0029.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0029-s.jpg"></a

<p><br />
( شكار دوربين)<br />
وقتي با دوربين دنبال سوژه عكس  روي طرف ديگر استخر زوم كرده بودم هم‌زمان دوربيني در حال عكس گرفتن بود.( آقاي ملك‌حسن صالحي دبير بازنشسته جغرافيا و محقق)</p>

</center>

<p><br />
***<br />
درحاشيه جشن سال‌گرد استان شدن:</p>

<p><br />
** هنگام اجراي موسيقي مقامي جاي زنده‌یاد" استاد ببي" خالي بود همين‌طور استاد آبچوري كه اعلام كردند بيمار است و فقط آقاي عيسي قلي‌پور از بين اين سه يار در مراسم حاضر بودند و با هنرمندي برنامه اجرا كردند.</p>

<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0026.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0026-s.jpg"></a

<p><br />
آقاي عيسي قلي‌پور</p>

</center>

<p><br />
** مجري برنامه (آقاي داورپناه ) هنگام معرفي هنرمندان رقص بجنوردي به جاي اعلام رقص بجنوردي اصرار داشتند آن‌را حركات موزون رزمي اعلام كنند.</p>

<p></p>

<p>** متاسفانه در اين جشن كساني كه براي فرهنگ و زبان بجنورد تلاش مي‌كنند و زحمت مي‌كشند حضور نداشتند و از جمع آن‌ها فقط آقاي مهناني حاضر بودند ولي اسپانسرهاي اين جشن حضور چشم‌گيري داشتند.</p>

<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0027.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0027-s.jpg"></a

<p></p>

<p>آقاي مهناني جزو كساني هستند كه براي استان شدن بجنورد زحمت زيادي كشيدند</p>

</center>
]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>«هنگام خاک‌سپاری من، الله‌‌مزار را بنوازید»</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://shindokht.com/bojnoord/2009/05/post_21.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.shindokht.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=601" title="«هنگام خاک‌سپاری من، الله‌‌مزار را بنوازید»" />
    <id>tag:shindokht.com,2009:/bojnoord//2.601</id>
    
    <published>2009-05-15T11:17:17Z</published>
    <updated>2009-05-15T11:18:30Z</updated>
    
    <summary> یک هفته از درگذشت دایره‌زن موسیقی مقامی بجنورد گذشت. دوست خوبم خانم مینو صابری مصاحبه‌ای با آقای &quot; حسن به‌بی&quot; پسر مرحوم به‌بی انجام دادند که می‌توانید در این‌جا بخوانید و یا به‌صورت فایل صوتی گوش کنید. ویدئویی هم...</summary>
    <author>
        <name>Sharareh Ansari</name>
        <uri>http://www.shindokht.com</uri>
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://shindokht.com/bojnoord/">
        <![CDATA[<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0009.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0009-s.jpg"></a>
</center>

<p>یک هفته از درگذشت دایره‌زن موسیقی مقامی بجنورد گذشت.</p>

<p>دوست خوبم خانم مینو صابری مصاحبه‌ای با آقای " حسن به‌بی"  پسر مرحوم به‌بی انجام دادند که می‌توانید <a href="http://www.zamaaneh.com/saberi/2009/05/post_61.html">در این‌جا بخوانید و  یا به‌صورت فایل صوتی گوش کنید.</a></p>

<p>ویدئویی هم از مرحوم به‌بی در سال هشتادوپنج تهیه کرده بودم که <a href="http://www.shindokht.com/blog/2009/05/post_280.html">در این‌جا می‌توانید گوش کنید.</a><br />
یاد این استاد بزرگ گرامی و روحش شاد.<br />
امیدوارم یاران باوفای این مرحوم،  "استاد آبچوری" و آقای قلی‌پور "سالیان سال زنده باشند و از صدای دل‌نشین قوشمه و تار و آواز آنها  استفاده کنیم.</p>

<p>پ.ن: عنوان، قسمتی از وصیت مرحوم به‌بی بود که متاسفانه اجرا نشد</p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>ضرب‌المثل‌های ترکی بجنوردی</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://shindokht.com/bojnoord/2009/04/post_17.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.shindokht.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=588" title="ضرب‌المثل‌های ترکی بجنوردی" />
    <id>tag:shindokht.com,2009:/bojnoord//2.588</id>
    
    <published>2009-04-20T10:32:10Z</published>
    <updated>2009-04-20T10:31:13Z</updated>
    
    <summary>با تشکر از آقای احسان حصاری‌مقدم برای ارسال ضرب‌المثل‌ها - آستِنَه ایلان گِدِد – دِ astena ilan geded de به زیرش مار رفته است. کنایه از کسانی که به هنگام کار و کمک به دیگران ، از جای خود تکان...</summary>
    <author>
        <name>Sharareh Ansari</name>
        <uri>http://www.shindokht.com</uri>
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://shindokht.com/bojnoord/">
        <![CDATA[<p>با تشکر از آقای احسان حصاری‌مقدم برای ارسال ضرب‌المثل‌ها</p>

<p>- آستِنَه ایلان گِدِد –  دِ     <br />
      astena ilan geded de                      <br />
<font color="cc3399"><br />
 به زیرش مار رفته است.             <br />
 کنایه از کسانی که به هنگام کار و کمک به دیگران ، از جای خود تکان نمی خورند. </font></p>

<p>- آسمان دَ ، قُر- رِد- دِ. <br />
Asmanda ghor red de<br />
<font color="cc3399"><br />
در آسمان خشک شده است . <br />
کنایه از افراد لاغر و ضعیف</font></p>

<p>- آلمَه بیش ، آغزِمَه دیش<br />
 alma bish aghzema dish<br />
<font color="cc3399"><br />
سیب پخته شو ، به دهانم بیفت <br />
اشاره به آدم های راحت طلب</font></p>

<p>- اَرخَه سِندَن توز چِخییَه<br />
‌‌arkha sendan  tuz chehkiya                                                            <br />
<font color="cc3399"><br />
از پشتش گرد وخاک در می آید <br />
کنایه از جوانی که به اصطلاح مرد شده </font></p>

<p>- اِش شَیِم آق ،بِرنِه قَرَه<br />
  eshayem agh berne gharah <br />
  <font color="cc3399">           <br />
خرم سفید ،دماغش سیاه <br />
لجبازی و پا فشاری برای به اجرا گذاشتن تصمیم غیرمنطقی </font></p>

<p></p>

<p>  </p>

<p><br />
</p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>هنرمند موسیقی مقامی در بستر بیماری.</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://shindokht.com/bojnoord/2008/11/post_20.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.shindokht.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=510" title="هنرمند موسیقی مقامی در بستر بیماری." />
    <id>tag:shindokht.com,2008:/bojnoord//2.510</id>
    
    <published>2008-11-17T19:12:58Z</published>
    <updated>2009-04-13T11:46:32Z</updated>
    
    <summary> آقای &quot;حسین ببی&quot; دایره زن گروه موسیقی مقامی بجنورد مدت یک‌سال است در اثر سکته ناقص در بستر بیماری به‌سر می‌برد. دیگر دست‌های هنرمند&quot; آقای ببی&quot; نمی‌تواند دایره دست بگیرد و ما از لذت شنیدن دایره زدن‌های زیبای ایشان...</summary>
    <author>
        <name>Sharareh Ansari</name>
        <uri>http://www.shindokht.com</uri>
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://shindokht.com/bojnoord/">
        <![CDATA[<center>
<a href="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj00081.jpg">
<img border="0" src="http://www.shindokht.com/bojnoord/bj0008-s.jpg"></a>
</center>

<p><br />
آقای "حسین ببی" دایره زن گروه موسیقی مقامی بجنورد مدت یک‌سال است در اثر سکته ناقص در بستر بیماری به‌سر می‌برد.<br />
 دیگر دست‌های هنرمند" آقای ببی" نمی‌تواند دایره دست بگیرد و ما از لذت شنیدن دایره زدن‌های زیبای ایشان محروم شدیم, در اثر سکته طرف راست بدن‌شان فلج شده.<br />
 به پاس قدردانی از این هنرمند خوب بجنوردی همت کنید و به احوال‌پرسی ایشان بروید , تنها کاری که ازدست ما بر می‌آید!</p>

<p>ویدوئوی دایره آقای ببی به هم‌راه قوشمه آقای آبچوری و آواز آقای عیسی قلی‌پور را در<a href="http://shindokht.com/bojnoord/2006/04/"> این‌جا</a> ببینید.</p>]]>
        
    </content>
</entry>

</feed> 


